دکتر حسن دلبری شاعر برجسته سبزواری و بیهقی

 دکتر حسن دلبری ، مدرس و عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری: تأسیس بنیاد و مرکز علمی بیهقی شناسی در سبزوار ضروریست / جای تندیس بیهقی در شهر زادگاهش خالیست

   اول آبان ماه ، روزی است که از چندین سال گذشته تا کنون از سوی شمار زیادی از فرهیختگان ، اساتید و علاقه مندان به عرصه زبان و ادبیات فارسی به عنوان روز بزرگداشت استاد مسلم نثر فارسی ، خواجه ابوالفضل بیهقی تعیین شده استدر این بین هرچند برخی کم لطفی ها ازجانب مسئولان فرهنگی و اجرایی کشور تا کنون مانع از آن شده است که ، این روز در تقویم ملی ایران ، رسما به نام ابوالفضل بیهقی ثبت گردد ، اما دوستداران بیهقی و تاریخ گرانسنگ او در حرکتی خودجوش همه ساله در تاریخ اول آبان ماه اقدام به برگزاری مراسم بزرگداشت این ادیب و مورخ بلندآوازه ایرانی در شهر زادگاهش دارالمومنین سبزوار پایتخت نثر فارسی ، می نمایند. 

وبسایت خانه فرهنگ دانشجو نیز به همین مناسبت دراین روزها که در آستانه اول آبان قرار داریم ، با تعدادی از صاحب نظران و علاقه مندان ادبیات فارسی در کهن شهر سبزوار به گفتگو پرداخته است که یکی از این افراد دکتر حسن دلبری ، مدرس و عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری در گروه زبان و ادبیات فارسی و از شعرای موفق کشور است.یک شاعرکشوری و استاد زبان وادبیات فارسی: تأسیس بنیاد و مرکز علمی بیهقی شناسی در سبزوار ضروریست  جای تندیس بیهقی در شهر زادگاهش خالیست
•    نگاه بیهقی به فلسفه ی تاریخ چگونه بود؟
-    در نگاه بیهقی تاریخ،مشیت باری تعالی است و آنچه در بستر تاریخ جریان دارد اراده ی محض الهی است که در قالب انفاقات ظاهرا تلخ و شیرین تجلی می یابد.

•    مبنای تحلیل تاریخ، از دیدبیهقی چیست؟ ( آیا بیهقی از نظر جریان فرهنگی حاکم در زمان خود،فردی بی طرف بوده است؟)

-    بیهقی خود در جای جای تاریخی که نگاشته است به پرهیز از کذب و بزرگ نمایی ، یا جانبداری از شخص یا جریان خاص اشاره و تاکید کرده است و همیشه یاد آورشده که نمی خواهد اثری برجای گذارد که آیندگان بخوانند و بگویند ، شرم باد این پیر را.
اما در این مورد نباید و نمی توان  تنها به گفته ی خود بیهقی استناد کرد بلکه یکی دیگر از دلایلی که این ادعای وی را قوت می بخشد این است که تاکنون کسی نتوانسته گفته های او را به صورت اصولی زیر سوال ببرد البته از نظر دور نداریم که  مقالاتی درباره بعضی حوادث تاریخی و اشتباهات جزئی آن نگاشته شده است. اما اصل رویکرد بی طرفانه بیهقی هم چنان بی شائبه و متین مانده است.

•    آنچه تاریخ بیهقی را از دیگر آثار تاریخی مجزا می کند چیست؟
-    وقتی تاریخ بیهقی را می خوانیم درمی مانیم که آیا در حال خواندن تاریخی هستیم با چاشنی ادبیات یا داستانی را می خوانیم مبتنی بر تاریخ. هم تاریخ خوان و هم قصه خوان را اقناع می کند بی آنکه در وی ملالی بر انگیزد. داستان گونگی تاریخ بیهقی به اندازه ای است که این اثر را از دیگر آثار تاریخی متمایز کرده و به جرأت می توان گفت : در قفسه های تمام کتاب خانه ها در جایگاه کتب ادبی قرار می گیرد و مقالات و رسالات متنوعی در مورد عتاصر داستانی این کتاب نگاشته شده است. مخصوصا این که در ارزیابی آن بر اساس تازه ترین نظریات نقد ادبی نیز همیشه سربلند بیرون آمده است.

•    زبان تاریخ بیهقی چندوجهی است؟( تراژیک، حماسه ای، دراماتیک)
-    یکی از هنرهای بیهقی این است که برای نقل هرحکایت با توجه به شبکه ی مفهومی آن زبان خاص همان متن را برمی گزیند. چنان که فی المثل در آغاز داستان "حسنک وزیر" بایک براعت استهلال زیبا و به جا پی به ادامه آن می بریم و در مقابل داستانی مثل "خیش خانه" را با قلمی و زبانی متفاوت می نویسد که در آن رنگ وبوی شیطنت مسعود غزنوی در واژه ها و گزاره ها متجلی شده است.

•    آیا می توان از تاریخ بیهقی به عنوان یک رمان تاریخی-ادبی یاد کرد؟
-    قطعا حتی من با جازه شما می خواهم بگویم یک رمان ادبی- تاریخی.

•    با توجه به اینکه فردوسی و بیهقی در یک عصر زندگی می کرده اند اما شاهنامه فردوسی در جایگاه ویژه تری قرار دارد؟
-    نکته اول این که در صورت سوال گمانم منظور شما این است که این دو تن در دوره های نزدیک به هم زندگی می کرده اند وگرنه مستحضر هستید که هم عصر نبوده اند. نکته دوم این که با توجه به نثر بودن تاریخ بیهقی و نظم بودن شاهنامه نمی توان مقایسه ای و تطبیقی به این دو اثر نگاه کرد . تنها یک نقل قول از استادم جناب آقای یاحقی می آورم که گویای تمام پاسخ این سوال است و وی در کلاس های دوره دکتری دانشگاه فردوسی می گفت: در لغت نامه عظیم دهخدا معمولا در هر مدخل اولین شاهد نظم از شاهنامه و اولین شاهد نثر از تاریخ بیهقی است.

•    دلیل ضعف نگاه حوزه ادبیات به خصوص در میان ادبیات نوجوانان به تاریخ بیهقی چیست؟
- جوانان و نوجوانان شاید نگاهی مستقیم به کتاب تاریخ بیهقی نداشته باشند و به انصاف نمی توان هم ازآن ها این انتظار را داشت اما به صورت غیر مساقیم وقتی نثر او در شعر سپید شاملو و امثال او اثرگذار و تعیین کننده است پس می توان مدعی شد بسیاری از همین جوانان بی آن که بدانند برسر سفره بیهقی ها نشسته اند.

•    آیا می توان در آینده ای نزدیک ، دوران کنونی را به عنوان هزاره ی تاریخ بیهقی برشمرد؟
-    امیدوارم این گونه باشد اما تا وقتی زمان به مردم نادان زمام مراد می دهد اهل فضل و دانش به جرم همین گناه چندان برجسته نمی شوند و البته نیازی هم ندارند.

•    سبزواری ها چه مسئولیتی در قبال بیهقی دارند؟
-    گمانم منظورتان فرهیختگان سبزوار باشد وگرنه از عوام که برایشان مهم نیست که هنوز در هیچ میدانی از این شهر تندیس بیهقی وجود ندارد ، انتظار نمی توان داشت. اما فرهیختگان متولیانی هستند که باید حرمت این امام زاده را داشته باشند.حداقل در سطح ایجاد یک مکان،با عنوان بنیاد بیهقی یا قطب علمی بیهقی شناسی.

•    علاوه بر نکات مثبت تاریخ بیهقی،این تاریخ دارای چه عیوبی در زمینه های (نگارشی،اخلاقی،ادبی و ...)می باشد؟

-    بیهقی در کتابش آنقدر رقیق و نازک طبع و در عین حال متین و باوقار جلوه کرده است که نمی توان عیبی به ویژه اخلاقی براو گرفت حتی در مواردی که بناست داستانی مثل خیش خانه، را یاد کند در کمال عفت قلم هم به ذکر جزئیات می پردازد و هم اجازه نمی دهد مخاطب اشکالی را متوجه قلم او کند .
 در مورد ادبیات متن هم همین گونه است ، دکتر غلانحسین یوسفی بس که" من حاضرم تمام آنچه از عمرمن مانده بگیرند و تنها یک صفحه از مجلدات مفقود شده بیهقی پیداشود" لازم به یادآوری است که این قول را جایی شنیده ام و از استناد ان اطلاعی ندارم.
در پایان گفته همیشه ام را تکرار می کنم که باوجود نثر نویسان بزرگ و تاثیرگذاری که از سبزوار برخاسته اند از ابوالفضل بیهقی، عطاملک جوینی گرفته تا کاشفی سبزواری،حاج ملاهادی،محموددولت آبادی،دکتر شریعتی این شهر استحقاق آن را دارد که قطب نثر ایران منظور گردد چنان که شیراز قطب شعر ایران است.
 
منبع : وبسایت خانه فرهنگ دانشجو http://www.sabzevarfarhang.com
/ 0 نظر / 53 بازدید