جشن سده در جشن سده

و سده نزدیک بود، اشتران سلطانی و از آنِ همه ی لشکر به صحرا بردند و گز کشیدن گرفتند تا سده کرده آید و پس از آن حرکت کرده آید. و گز می آوردند و در صحرایی که جوی آب بزرگ بود، بر آن شَرَف می افگندند تا به بالای قلعتی برآمد. و چهارطاق ها بساختند از چوب، سخت بلند و آن را به گز بیاگندند. و گز دیگر که سخت بسیار بود بالایِ کوهی برآمد بزرگ. و اَلُه ی بسیار و کبوتر و آنچه رسم است از دارات این شب به دست کردند.


و سده فراز آمد، نخست شب امیر بر لبِ جوی آب که شراعی زده بودند بنشست و ندیمان و مطربان بیامدند و آتش به هیزم زدند. و پس از آن شنیدم که قریبِ ده فرسنگ فروغ آن آتش بدیده بودند. و کبوترانِ نفط اندود بگذاشتند و ددگان به قاراندود و آتش زده دویدن گرفتند. و چنان سده ای بود که دیگر آنچنان ندیدم و آن خرّمی به پایان آمد.


           جشن سده


شَرَف : بلندی

اَلُه : عقاب

دارات : کرّ و فرّ و شوکت

شراعی : سایه بان


شرح برگزاری جشن سده در حضور سلطان مسعود غزنوی است. با چوب های بلند چهارطاقی ساخته اند و بسیار چوب گز آورده اند و در چهارطاقی ریخته اند تا به اندازه قلعه ای شده است. و کبوتران به نفط و جانوران به قیر آغشته کرده و آتش زده اند که البته من بی تقصیرم. 

/ 0 نظر / 43 بازدید