سال 1393 بر تمامی بهاریان مبارک

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

ترانه خوان تو ، بار دیگر ، نغمه عشق و دلدادگی را درنای جان خویش می دمد و تو را - ای تمامی سر مستی و شور - می سراید. می خواندت در ترانه ای به وسعت دریای شمال و به بلندای البرز کوه و به طراوت نارنجستان های شیراز و چای زاران شمال.
ترانه خوان عاشقت باز ولوله در جان شیدا دارد. گویی زخمه بر تار عاطفه می زند و شوریان و مست با دیدگانی نیم باز و خمار آلود،سر می تکاند و پا بر پرند ترنم می نهد و پرواز را می آغازد.
آنک صدای پای تو از دور دست می آید و تو ...... کوله بار سر سبزی و مهربانی ات را بر شانه نهاده ، زمزمه کنان از راه می رسی. آمدنت   ولوله  بر می انگیزد ، شور می پراکند ،غوغا می کند، تو روح سبز رویشی، گاه رسیدنت از قله های البرز - آن کوه آرمیده در حریر ابر - تا ریگزاران فراخ لوت ، همه ذرات طبیعت ، سرمه به چشمان نرگس می کشد ، حنا بر دستان شقایق می بندانند و گونه های گل محمدی را به سرخاب می آراید. آدمیان پیشواز مقدم تو را در جنبش اند و با شور و شوق همه جا سرک می کشند، همه چیز را از غبار گذر لحظه ها می زدایند، نرم نرمک آخرین نشانه های کهنگی را از خانه هاشان و دل هاشان می رمانند، و به انتظار لحظه رسیدنت چشم به در می دوزند و هنگامی که غبار گام هایت در دور دست جاده رسیدنت را نوید می دهد ، مادر بزرگ های گیس سپید، پاچین های رنگ رنگشان را به تن می کنند و چارقدهای گل گلی شان به سر می نهند و در گوش نوه هایشان قصه تو را می خوانند، در حالیکه غلغل سماور می آکند شمیم خوش چای را در فضای گرم و صمیمی خانه و .... ، تو ، سوار بر کالسکه ای غرق در گل های مریم و داودی و شب بو سرک می کشی به گوشه گوشه دشت ها و جنگل ها و کوه ها و دست و صورت گل ها و شکوفه های تازه برخاسته از خواب زمستانی را می شویی با زلال شبنم ها و ژاله های صبحگاهی ... ، تو ، خلنگزاران را می آشوبی و مخمل سبزه زاران را این سو آن سو می گسترانی و وا می داریشان تا با ترنم نسیم صبحگاهی رقص مسحور کننده شان را بیآغازندو معرکه نعره کشان بلبلکان و قمریکان عاشق می چرخی و می چرخانی همه چیز و همه کس را و آنگاه به شهر و روستاهای سرزمینم وارد می شوی و سر می زنی به تک تک خانه ها..... و دمی کوتاه بر سر سفره هفت سین آنان می آسایی و نفس معطر تو ، هم سو با شمیم شمعدانی های شاداب ، فضای خانه ها را عطر آگین می سازد و آن دم می بینی از کرانه های ارس تا سواحل خلیج همیشه فارس ، در لفافی از طراوت و تازگی پیچیده شده

وبلاگ ابوالفضل بیهقی ، در این عید باستانی برای تمامی پارسیان و فارسی زبانان در سراسر این گیتی سالی سرشار از خوشی وسربلندی را از ایزد یکتا آرزومندیم .

رضا حارث آبادی 29 اسفند 1392 ساعت 10:45

/ 0 نظر / 31 بازدید