بلاغت در نامه‌های تاریخ بیهقی دکتر معصومه موسایی

بلاغت در نامه‌های تاریخ بیهقی

سی‌امین مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ی بیهقی چهارشنبه ششم شهریورماه به بررسی «بلاغت در نامه‌های تاریخ بیهقی» اختصاص داشت که با سخنرانی دکتر معصومه موسایی، عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار ‌شد.
بلاغت در نامه‌های تاریخ بیهقی نامه‌هایی که در تاریخ بیهقی نقل شده، چه نامه‌هایی که به قلم بونصر مشکان نوشته شده ، چه نامه‌های دیگر، از بلاغت برخوردارند. بلاغت، سخن گفتن است به مقتضای موضوع و نیز حال و مقام مخاطب به منظور تأثیر گذاشتن بر مخاطب.

ارزش بلاغی و میزان بلاغتِ کلام در نامه‌های تاریخ بیهقی با تحلیل جداگانه‌ی هرکدام مشخص می‌شود.
در جلسه‌ی حاضر به تحلیل بلاغیِ یکی از مهم‌ترین نامه‌هایی پرداخته شد که سرآغازِ تاریخِ بیهقیِ موجود است معروف به «نامه‌ی حشمِ تگیناباد».
قبل از تحلیل نامه، مقدمه‌ای‌ مطرح شد در باره‌ی مخاطبِ نامه (سلطان مسعود) و جایگاه و موقعیتِ او در زمان محمود و پس از مرگِ او و نیز موقعیت نویسندگانِ نامه که خلاصه‌وار از این قرار است:
محمود در سال ۴۰۶ ق. مسعود را جانشینِ خود اعلام می‌کند، هرات را به او می‌سپارد و گوزگانان را به محمد. بعدها بر مسعود خشم می‌گیرد و مسعود ارج و قربِ پیشین را از دست می‌دهد. اما در سال ۴۲۰ ق. همراه پدر، به ری لشکرکشی می کند؛ در راه، محمود قصدِ فروگرفتنِ او را دارد که موفق نمی‌شود. ری را فتح می‌کنند؛ محمود به غزنین باز می‌گردد و مسعود برخلاف انتظارِ پدر نه تنها ری را ضبط و ربط می‌کند، بلکه به اصفهان نیز لشکر می‌کشد و پیروز می‌شود. محمود، نامه‌ای‌ برای تشویق و تحسینِ او می‌فرستد و ملطفه‌هایی برای حاکمِ اصفهان و سرانِ لشکر که: «پسرم عاق است». (البته نامه و ملطفه‌ها بعدها پس از مرگِ محمود به دستِ مسعود می‌رسد).
باری در سال ۴۱۲۱ ق. که مسعود قصد لشکرکشی به همدان را دارد، خبر می‌رسد که محمود درگذشته است و بزرگانِ دولت محمودی، محمد را بر تختِ سلطنت نشانده‌اند. مسعود باز می‌گردد و در راهِ بازگشت، همین بزرگان نامه‌هایی برای مسعود می‌فرستند و اعلام آمادگی می‌کنند برای عزلِ محمد و فرمانبرداری از مسعود.
نامه‌یی که در این جلسه تحلیل می‌شود، نامه‌ای‌ است که وقتی مسعود به هرات می‌رسد، همین بزرگان از تگیناباد به مسعود نوشته‌اند برای دلجویی و عذرخواهی از او که بعد از مرگِ محمود، چاره‌ای جز به تخت نشاندنِ امیرمحمد نداشته‌اند.
دکتر موسایی بعد از بیان این مقدمه، ضمنِ خواندنِ متنِ نامه، هر بند را جداگانه تحلیل کرد و با توضیحِ نکاتِ بلاغیِ هر بخش، نشان داد که نویسندگانِ نامه برای تأثیرگذاشتن بر مخاطب (مسعود) چگونه و از چه شگردهای بلاغی استفاده کرده‌اند.
مهم‌ترین شگردهای بلاغیِ این نامه عبارتند از: انتخابِ دقیق و حساب‌شده‌ی کلمات اعم از اسم، صفت، قید، فعل، جملات دعایی و... و نیز ایجاز و اطناب، جابجاییِ ارکانِ جمله، آرایه‌های ادبی به نحوی که کاملاً بجا و مناسب به‌کار رفته است.

 منبع :  موسسه فرهنگی شهر کتاب    http://www.bookcity.org 

/ 0 نظر / 147 بازدید