رضا حارث آبادی  09122042389  -09193060873
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ رضا حارث آبادی 09122042389 -09193060873
آرشیو وبلاگ
      ابوالفضل بیهقی استاد مسلم نثر فارسی Abolfazlbeyhaghi (غرض من آن است که تاریخ پایه ای بنویسم و بنایی بزرگ افراشته گردانم، چنان که ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند.)
مراسم بیهقی خوانی کتاب تاریخ بیهقی اثر ابوالفضل بیهقی دبیر نویسنده: رضا حارث آبادی 09122042389 -09193060873 - ۱۳٩٥/٢/۳٠

 غرض من آن است که تاریخ پایه ای بنویسم و بنایی بزرگ افراشته گردانم ،

چنان که ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند .

مراسم بیهقی خوانی

کتاب تاریخ بیهقی اثر ابوالفضل بیهقی دبیر

به اطلاع می رساند مراسم بیهقی خوانی با همکاری دانشگاه حکیم سبزواری ، شهرداری سبزوار ، اداره میراث فرهنگی و اداره ارشاد اسلامی سبزوار برگزار می گردد .لذا بدینوسیله  از کلیه اهالی محترم فرهنگ و ادب فارسی ، اساتید محترم دانشگاها ، دانشجویان معزز و دوستداران نثر فارسی مخصوصا  تاریخ بیهقی ( ابوالفضل بیهقی ) جهت حضور در مراسم بیهقی خوانی (کتاب تاریخ بیهقی اثر ابوالفضل بیهقی استاد مسلم نثر فارسی ) دعوت به عمل می آید .

زمان : دوشنبه 3 خرداد ماه 1395 ساعت 18 الی 20

مکان : سبزوار  - روستای حارث اباد – مجتمع بنای یادمان ابوالفضل بیهقی 

  نظرات ()
دعوتنامه مراسم بیهقی خوانی در محل بنای یادمان بیهقی نویسنده: رضا حارث آبادی 09122042389 -09193060873 - ۱۳٩٥/٢/٢٩

دعوتنامه مراسم بیهقی خوانی تاریخ بیهقی


به پاس  بزرگداشت ابوالفضل بیهقی استاد مسلم نثر فارسی ، مراسم بیهقی خوانی در محل بنای یادمان این نویسنده ارزشمند ادبیات فارسی در محل روستای حارث آباد شهرستان سبزوار با همکاری دانشگاه حکیم سبزواری ، شهرداری سبزوار ، اداره میراث فرهنگی و اداره ارشاد اسلامی سبزوار برگزار می گردد .


لذا از اهالی  ادب و فرهنگ ، اساتید بزرگوار ، دانشجویان معزز و اصحاب محترم رسانه جهت حضور در این مراسم دعوت به عمل می آید


 زمان : دوشنبه 3 خرداد ماه 1395 ساعت 18 الی 20

مکان : سبزوار  - روستای حارث اباد محل بنای یادمان ابوالفضل بیهقی 

  نظرات ()
تاریخ بیهقی در بوته ی نقد جدید دکتر فروغ صهبا نویسنده: رضا حارث آبادی 09122042389 -09193060873 - ۱۳٩٥/٢/٢۸

معرفی کتاب : تاریخ بیهقی در بوته ی نقد جدید

 

نویسنده دکتر فروغ صهبا ـ عضو هیات علمی دانشگاه اراک و نویسنده‌ی دو کتاب درباره‌ی تاریخ بیهقی 

این کتاب در سه فصل تدوین شده 

1.       فصل اول : به صورت مختصر به بیان نکاتی درباره تاریخ می پردازد 

2.       فصل دوم : شرح و توضیح >> را مورد توجه قرار داده است 

3.       فصل سوم : در دو بخش در بر گیرنده ی نقد عملی است        

1. بخش اول نکته های فراتاریخی بیهقی را مورد توجه قرار داده است                    2  .بخش دوم نوعی نقد مقایسه ای از دو تفسیر مختلف ( تاریخ بیهقی و تاریخ کردیزی ) که در یک زمان به بیان رویدادهای یک دوره ی تاریخی پرداخته اند ، اختصاص یافته است . 

هر واکنشی که خواننده ی متن نسبت به آن ابرازی دارد میتوان نقد به حساب آورد .

در گذشته واکنش خوانندگان متن غالباً مبتنی بر سلیقه و ذوق شخصی و به صورت صدور احکام کلی بود .

صنعت بیان و علم بلاغت قدیمی ترین شکل پذیرفته شده ی نقد متون است .

 اندیشه ی افراد در هنگام خواندن متن ،در واکنش آنها تاثیر دارد . و به کارگیری نظریه ها در تجزیه و تحلیل متون منجر به بازتابهای متفاوت میشود . هر کدام از نظریات بر یکی از عناصر فرایند تفسیر متون تاکید دارد مثلاً  : 

یکی از نظریه ها بر خود اثر تاکید دارد 

دیگری متن را در زمینه سیاسی اجتماعی تاریخی دینی اقتصادی قرار میدهد

نظر دیگر توجهش به مخاطب متن است 

بنا بر نظر برملر قایل شدن به نظریه ی ادبی ما را در شناخت بیشتر ادبیات و بر تاختن نظرات و عقاید دیگران یاری دهد . و از طرفی دیگر نپذیرفتن نظریه ی ادبی یا بی اعتنایی به آن ما را در دام این مقصود باطل می اندازد که منتقدینی هستیم واجد علم غیب و بنابراین یگانه تعبیر درست و نهایی هر اثر ادبی را در آستین داریم .

تاریخ 

پلام تاریخ نگار قرن 20 کلیه نوشته هایی که تحت عنوان تاریخ شهرت یافته اند را به دو گروه گذشته و تاریخ تقسیم میکند . از دیدگاه او هرگونه روایتی از رویدادهای تاریخی که تحت تاثیر قدرت نیروهای حاکم ساخته و پرداخته شده در زیر مجموعه « گذشته » قرار میگیرد .

1. از نظر او گذشته بعنوان ابزاری در دست حاکمان و قدرتمندان بوده که برای خود کسب مشروعیت می کردند .

2. گذشتن وسیله ای برای واداشتن مردم به قبول سروری ارباب قدرت 

در مقابل گذشته ، جریان تاریخ نگاری قرار دارد که آن قسمت از روایت های تاریخی که از زیر یوغ قدرت رهایی یافته و تا حدود زیادی اجازه میدهد انسانها واقعیتهای تاریخی را به درستی دریابند .گذشته ی مورد توجه انسان باید بخش عظیمی از آن چیزی باشد که عملاً بر خاندان او رفته است ، چه از طبقه پایین جامعه بوده باشد ، چه از طبقه ی حاکم که خود واضع این گذشته است .

در غرب از رنسانس به بعد تاریخ نگاران سعی کرده اند هر پدیده ای را آنگونه که هست دریابند نه اینگونه که آن را صرفاً در خدمت مذهب ، ملیت ، تقدس بخشیدن به نهادهای اجتماعی بکار گیرند .

آنچه غیر قابل انکار است این است که جوامع صنعتی با غرور تمام خود را از گذشته بی نیاز می دانند . در بسیاری از امور زندگی ،سیادت گذشته به کلی نابود شده است . این بی حرمتی تا حد زیادی ناشی از پیشرفت تکنولوژی جوامع است .بطوریکه انسان این دو را با تکیه بر علم و فناوری خود را از گذشتگان و تجربیات آنها بی نیاز می داند در صورتیکه انسان وابسته به جامعه ی سنتی پیشرفت خود را مدیون بهره وری از تجربیات گذشته گان میدانست .اعلام بی نیازی از گذشته اعلام بی هویتی است . موجودیت تاریخی ناگزیر داشتن گذشته و آینده است .

بیهقی هر خبری را شایسته پذیرش نمیداند و در مورد شرط پذیرش اخبار گذشته گفته است : اخبار گذشته دو قسم است :

1. یا باید از کسی شنید که ثقه و راستگوی باشد و خود گواهی دهد که آن خبر درست است

2. یا از کتابی بیاید خواند که هر چه خوانده اند از اخبار که فرد آن را رد نکند ، شنونده آن را باور دارد . خردمندان آن را شنیدند باور دارند .

بیشتر مردم باطل ممتنع را دوست دارند مثل اخبار دیو و پری و غول بیابانی 

پیدایش علم تاریخ

پیدایش علم تاریخ به قرن 5 ق . م برمیگردد . قبل از پدید آمدن علم تاریخ بیان وقایع  و رویدادها حالت افسانه نگاری داشت . تاریخ وظیفه اش تا حد زیادی پی بردن به آن چیزی است که انسانها انجام داده اند یا تا حدی یافتن این که چرا چنان کرده اند . مورخ باید به سه پرسش پاسخ دهد « چرا ،چگونه، چه نتیجه ای »

در تاریخ نگاری سنتی کتابهای تاریخ و اسناد و مدارک تاریخی از همان ارزشی برخوردارند که شاهدان عینی این آثار مکتوب به منزله شاهدان عینی هستند بر فراز قرنها از وقوع آنچه بر انسلنهای قبل از ما گذشته گزارش میدهد . ابوالفضل بیهقی برای این منابع دو گانه ارزش یکسانی قایل است او بسیاری از مطالب خود را از یادداشت های خود که حکم اسناد مکتوب را دارد گزارش میدهد . گزارش هایی هم دارد که از شاهدان عینی نقل میکند. تا قرن 18 تاریخ نگاران فقط به نقل قول حوادث می پرداختند در این دوران نگرش مورخان همان نگرش دینی حاکم بر جامعه بود . هر چه از عوام کاسته می شد و به فرهیختگان و هشیاران اجتماعی افزوده میشد تاریخ به فصل تازه ای نزدیک تر میشد .
در قرن 19 علم تاریخ با عناوین تازه ای چون تاریخ انتقادی و علمی وارد مرحله ی جدیدی میشد .
در تاریخ انتقادی مورخ کسی است که به صرف اینکه فلان مراجع تاریخی چنان اظهار نظر کرده اند اکتفا نمیکند ، وظیفه ی مورخ انتقادی تایید حوادث تاریخی نیست ،بلکه با نقل نظریات دیگران کار اصلی او شروع میشود .تا در مورد صحت وسقم نظریات آنان بررسی و تحقیق کرده ،آنگاه در مورد اتفاق یا عدم اتفاق یا اختلاف جزیی دیدگاه خود با باورهای دیگر مورخین اعلام نظر نماید .

تاریخ نگار علمی برای تحقیق و تفحص روشها و فنونی از قبیل باستان شناسی ،کتیبه خوانی ،اقلیم شناسی ، جامعه شناسی جمعیت شناسی و نظایر آنها را به کار میگیرد . تا بتواند به پاسخهایی برای مسایل اساسی تحولات تاریخی در فعالیتهای اجتماعی انسان برسد .

تغییر مسیر تاریخ نگاری 

وظیفه ی اصلی مورخ بدست آوردن اطلاعات صحیح است . تاریخ هر قومی بستگی به دریچه ی چشم ثبت کننده ی وقایع آن قوم دارد .اگر انسانی مذهبی این وقایع را ثبت کند لاجرم ملاک گزینش او تطابق یا عدم تطابق آن واقعیات با دین و مسایل مربوط به آن است
اوکشات میگوید تنها راه ساختن تاریخ نوشتن تاریخ است .
کالینگوود معتقد بود مورخ باید تمام آنچه را که گذشتگان از ذهنشان گذشته دوباره در ذهن خود بازسازی کند و هر مورخی باید از قوه ی تخیل قوی برخوردار باشد .
پسا ساختگرایان در دهه های 70-1960 تاریخ گرایی قدیم را به چالش کشیدند و دیدگاههای جدیدی مطرح کردند برای تاریخ دو معنا در نظر گرفت

1. رویدادهای گذشته

2. روایت داستانی از رویدادهای گذشته 

آنها معتقدند که ثبت صورت اولیه ی رخدادها در تاریخ به هیچ وجه امکان پذیر نیست .چرا که ما خود گذشته را در اختیار نداریم .بیان داستان گونه ی وقایع است که مارا به خود مشغول کرده نه خود رویداد .

از نظر تاریخ گرایان سنتی تاریخ رشته ای از رویدادهاست که رابطه ی علت و معلولی دارند . هر علتی خود معلول علت دیگری است .

تاریخ گرایی نوین بر آن است که مورخان بدلیل فاصله ی زمانی از وقایع قادر نیستند از رخدادها تصویر منسجمی که حاصل تعامل انسانها در دوران مختلف تاریخی است ارایه دهند .
تاریخ گرایان جدید ارایه تفسیر ناب را دشوار و غیر ممکن میدانند در این مورد سه نکته اهمیت دارد :
1. از دیدگاه تاریخ نگاری نوین ، هرگز تاریخ به صورت خالص و ناب به دست  ما نمیرسد ، آنچه ما در اختیار داریم نمودارهایی از گذشته است 
2. ابزار مورد استفاده ی مورخ برای انتقال تجربیات گذشتگان زبان است آیا محدودیتهای واژگان و دستوری هیچ تاثیری بر بیان او داشته است یا نه ، مهمتر از همه شرایط سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی  خاص روزگارش تا چه حد اجازه ی بیان صحیح و روشن وقایق را داده است ؟
3.  تاریخ یک شی مادی در برابر ما نیست که مورخ آن را کشف کند و به ما بنمایاند . 
تاریخ و ادبیات  
تاریخ به منزله ی وقایع و حوادثی است که در طول زمان رخ داده است قبل از اینکه علمی جداگانه محسوب شود . آمیزه ای از واقعیت و داستان بوده در گذشته تاریخ و داستان تعامل بسیاری با هم داشتند . داستانهای  تمثیلی را چنان روایت می کردند که انکار واقعیت موثق است . نوشته هایی که به شرح رخدادهای تاریخی می پرداختند از افسانه ها بهره می بردند . برخی مورخان می کوشیدند به ادبیات کلام خود نیز توجه کنند . از اینرو مورخی که متن او از عنصر ادبیت نیز برخوردار بود بر میزان اعتبار اثرش می افزود . 

اختلافی که برای تاریخ و ادبیات قایل شده اند بدین گونه است که سرمنشأ گفتمان تاریخ واقعیت عالم بیرونی است اما گفتمان ادبی هر چند از جهان خارج از متن سرچشمه گرفته باشد معطوف به خود است ، یعنی ادبیت آن از طریق مجازها و استعاره ها آشکار میشود . هر چه از ارزش تاریخی ادبیات کاسته شود به ارزش زیبا شناختی او افزوده می شود . 
تاریخ با امور عینی سرو کار دارد ادبیات هم با امور عینی و هم با امور ذهنی سرو کار دارد . آنچه ادبیات را پدید آورده اندیشه است اندیشه ای که به مدد تخیل پرورده شده .
تاریخ روایتی از وقایع نیست بلکه مهم تر از همه وظیفه ی دشوار مورخ تبیین و ترسیم رخدادهاست ، تبیین در افراد مختلف متفاوت است . در عالم واقعیت ممکن است فردی از عهده ی نقل روایتی بهتر از دیگری برآید این توانایی به عواملی چون قدرت بیان ، شیوه ی سخنوری او بستگی دارد . همین گونه است در مورد چگونگی روایت یک رخداد بیرونی نیز توانایی روایی دو مورخ ممکن است متفاوت باشد این دو مورخ در شرایط زمانی و مکانی یکسان یا متفاوتی باشند . اگر مورخی از قدرت تخیل خوبی برخوردار باشد قادر خواهد بود آن واقعه ی تاریخی را از گزارش بی روح به رمان ، داستان بلند که از چندین داستان کوتاه تشکیل شده تبدیل کند . هر قدر توان داستان پردازی بیشتر باشد تاثیر گذاری او در داستانهایش بیشتر خواهد بود .
از نظر تاریخ گرایی نوین ادبیات گفتمانی است پر از دروغ که در پشت آن حقایق بسیار نهفته است و تاریخ پر از حقایقی است که دروغهای بسیاری را در دل خود جای داده است ، از این دیدگاه اثر ادبی سندی تاریخی است در حالیکه از نظر تاریخ گرایی قدیم از تاریخ میتوان به عنوان سندی برای شناخت  یک اثر ادبی و هنری بهره برد . 
برای بررسی و تحلیل دقیق یک متن لازم است سه زمینه ی اصلی مورد کندو کاو قرار گیرد .

1.  زندگی مؤلف 

2.  قوانین و دستورهای اجتماعی موجود در متن 

3. شواهدی که در شکل گیری یک متن بکار گرفته شده اند و بیانگر موقعیت تاریخی آن متن هستند.

از دیدگاه تاریخ گرایی نوین در بررسی هر متن تاریخی ارکان سه گانه ی آن

1. مورخ

2. مخاطب

3. متن (شامل اسناد تاریخی ...)

مورد توجه قرار گیرد . مورخ در علم تاریخ با امور جزیی سرو کار دارد . با کلیات و قوانین ناشی از آن کاری ندارد . «کلی نگر » و «جزیی نگر» است برخلاف محققان و دانشمندان توجهشان در آغاز از جزییات شروع میشود  به سوی کلیات میرود . البته سوال شب گاهی قانون کلی را تدوین و سپس به آزمایش جزییات میپردازند .
رویداد تاریخی یک بار رخ میدهد و فقط یک بار قابل مشاهده است ، بر خلاف دیگر علوم که باید این مشاهده تکرار شود تا پایه ی استدلال تجربی قرار گیرد . مورخ به سوی تعمیم نیز میرود . هر چند تعمیم خبر از نقصان تجربه میدهد ولی برای صدور برخی حکم های کلی و انتزاعی همان تعداد اندک تجربه نیز بسنده است  . بیهقی نیز از تعمیم در جای جای اثرش استفاده کرده او با جزییات سروکار دارد ولی تمام کار او به اینجا ختم نمیشود . معمولاً پس از روایت جزء به جزء رویداد مورد نظر ،سراغ کلیات میرود پس از رسیدن به نتیجه حکم کلی را صادر میکند . توجه به جزییات عامل اصلی موفقیت بیهقی است . او از نیروی تخیل و قدرت سخنوری خود برای دمیدن روح در کالبد شخصیت ها کمک گرفته است .
هدف ار خواندن تاریخ استفاده از تجربیات نسلهای گذشته و تعمیم آن تجربیات و اطلاعات به موارد مشابه امروزی است .
متن تاریخ بیهقی 


از دید خوانندگان تاریخ بیهقی ، بیهقی امین و صادق است ، سعی کرده جز حقیقت چیزی ننویسد ، آیا اینگونه است او مورخی درباری و مواجب بگیر دربار غزنویان است . تنها در زمان بونصر در حدود 20-18 سال در دیوان رسالت مشغول به کار بوده است .
اثار او را با توجه به شخصییتش به دو گروه میتوان تقسیم کرد . 
1. دورانی که او درباری است و نمک پرورده غزنویان است .   این بخش از آثارش در تایید غزنویان است . اگر خدشه ای به ساحت غزنویان وارد شود قابل اغماض است . سعی می کند به گونه ای توجیه کند آنجا که از باده گساری مسعود می گوید در کنارش نماز خواندن او را نیز به رخ می کشد .
2. قسمت دوم شامل حقایقی است که از خوشبختی غزنویان و بخت بد خوانندگان نابود شده است . بیهقی در اواسط تاریخ مسعودی به نابودی حاصل عمرش اشاره میکند .با این وجود به ثبت و ضبط خود ادامه می دهد .

بیهقی مواد اولیه کارش را از سه منبع جمع آوری کرده است .

1.افراد قابل اعتماد که گهگاهی مطالبی را از آنها نقل میکند .

2.آنچه خود از نزدیک مشاهده کرده است .

3.متون تاریخی گذشته که از آنها اقتباس کرده است .

مطالبی که از متون پیشین اقتباس کرده است به دو بخش تقسیم میشوند .

1. بخشی که مطالب تاریخی است . از نظر بیهقی موید آن خرد است . 

2.مطالبی که از گذشته ها در اختیار دارد  و از آن به نشانه ها یا رد پای تاریخی میتوان تعبیر کرد .بیهقی از آنها به مثابه ی چالش تاریخی و شاهدی برای تاریخ خود استفاده می کند .
بیهقی پی در پی متناسب با موقعیتها از دیگر کتابها شواهدی در تایید سخن خود می آورد از محاسن کار اوست متن را از یکنواختی بیرون می آورد .
عامل مقابل شکاف پیوستگی و دلبستگی مورخ با رویدادهاست که در چگونگی بیان تاریخ اثردارد .
منبع دیگر مورد استفاده ی بیهقی افراد موثق است این مطالب هنگام بازگو شدن تحت تاثیر خواست ها ، اندیشه هاو تفکرات  گوینده قرار میگیرد .ممکن است نقل قول کننده ی یک رویداد در زمانی که شاهد رویداد بوده با شخصیت موثر در رویداد رابطه ی دوستی داشته یا امروز آن رابطه تغییر کرده باشد .

عوامل دیگری چون فراموشی بر واقعیتها اثر دارد . موجب تغییرات کلی یا جزیی در آنها میشود .

عواملی از قبیل زبان و سازه های آن همچون واژگان ، ترکیبات ، ساخت ها  در زمان نگارش متن ظاهر میشوند و در شیوه ی ارایه ی آنها تاثیر میگذارند .
در کل عوامل درونی از جانب مورخ و عوامل دیگری از بیرون عامل تعیین کننده ی سبک ادبی مورخ هستند .
در تاریخ مشاهده ی مستقیم به سادگی میسر نیست اما بخت با بیهقی یار شده مایه ی اصلی کتابش را تشکیل داده است .او مورخی است که میزان صحت و سقم روایت راویان خود را مورد ارزیابی قرار میدهد . مورخ صادق به خوبی می داند که هر مطلبی را از چه کسی روایت کند . مثلاً برای شرح مجالس مشاوره و رای زدن ها بهتر از بونصر مشکان که در اغلب جلسات شرکت داشته و اسناد و مدارک را در اختیار داشته نمی شناسد . 
اصل علیت و تاریخ بیهقی 
تاریخ گرایی نوین رابط ی خطی و علت و معلولی رویدادها را انکار میکند ولی این مورد اعتقاد تاریخ گرایان سنتی است .آنچه مورخ بعنوان علت یا علل رویداد بیان می کند تفسیری است از جانب او که ممکن است با نظر مورخ دیگر اختلاف داشته باشد . بیهقی نیز در نوشته های خود به این امر توجه داشته ،حوادث را براساس اصل علیت تجزیه و تحلیل می کند . از اینرو کتاب او از نظمی منطقی برخوردار است . شناخت بدست نمی آید مگر با در کنار هم چیدن اطلاعات جزیی . او با استفاده از همین جزییات به کلیات رسیده و به بیان روابط علت و معلولی پرداخته است او برای بیان علت شکست مسعود و نابودی حکومت غزنویان چهره های واقعی رجال درباری و روحیه و خلق و خوی بزرگان دولت را به تصویر می کشد . بیهقی در کنار اصل علیت به جبر و قضا و قدر الهی نیز به شدت اعتقاد داشت هر جا که کمیت علیت لنگ می ماند یا به دلایلی مجبور بوده است از آن اعراض کند دست به دامان جبر وتقدیر شده است تابتواند با موانع مقابله کند .
فرا تاریخ در تاریخ بیهقی 
فرا تاریخ به معنای «جز تاریخ » یا غیر تاریخ است . در اصطلاح تغییر مسیر تاریخ نگری است و مطرح شدن مسایل غیر تاریخی در تاریخ است .
منظور از فراتاریخ کلیه ی گفتمان های غیر تاریخی است که به تاریخ راه یافته و در آفرینش تاریخ تاثیر گذار بوده اند 
از این دیدگاه تاریخ بیهقی عرصه ی وسیعی از فرا تاریخ است ، از ویژگیهای  ادبی و فنون و بیان که آن را به یک اثر ادبی تبدیل می کند .یا گونه های دیگر فرا تاریخ مثل نکته های اخلاقی و علمی . او خود معتقد است که این تاریخ با دیگر تواریخ فرق دارد .در فصل ششم در آغاز تاریخ امیر مسعود به       دیگر بودن اثرش اشاره دارد .
فراتاریخ موجود در بیهقی از دو جهت قابل طرح است 
1.از یک جهت میتواند به هر مسله ای که در محدوده ی تاریخ نیست مثل تخیلات ، عواطف مباحث ادبی و غیر ادبی مربوط باشد 
2.چگونگی پردازش تاریخ و ارایه مطالب از جزیی ترین مباحث به کلیات ، همچنین طرح مسایلی که دیگران ضرورتی برای پرداختن به آن ندیده اند .
تاریخ بیهقی هر چند که از متون کهن قرن 5 است ، نویسنده به دنبال بیان واقعیتها بوده است . در نگارش اثر خود شیوه ای به کار برده گویی در پی پردازش داستان است . محصول تلاش او با محصول بر آمده از عالم تخیل و ادبیات چندان فاصله ای ندارد .
از نظر کالینگوود آفرینش هر اثر هنری به کمک تخیل میسر است در فهمیدن هنر نیز مستلزم تخیل است . برای نفوذ به عمق اندیشه های هنرمند  و ایجاد پیوند بین اندیشه ی هستی یافته و شیئ شده و تخیل صاحب اثر به تخیل قوی مخاطب نیاز است . 
مخاطبی که از تخیل قوی و ذوق و قریحه ی ادبی برخوردار باشد نکته هایی از این اثر در می یابد که بدون یاری گرفتن از تخیل از دریافت آنها بی بهره می ماند .
واقعیت در معنای قاموسی آن در اختیار هیچ کس نیست تنها چیزی که ما در اختیار داریم عکسی از آن است که هر بار که انسان با امری در عالم طبیعت مواجه می شود .چه خودش حضور داشته باشد چه بیرون از آن باشد هنگام انتقال آن به دیگران پرده ای جدید بر دست می گیرد تا انعکاسی از آن امر واقع را به دیگران انتقال دهد . این عکس هرگز قادر نیست عین آن اشیاء یا اشخاص باشد  حال اگر زاویه دید خود را عوض کند تصویری متفاوت از آن به دیگران انتقال می دهد .حال اگر عکاس آن تصویر فرد دیگری باشد چه خواهد شد .
مورخ با باز اندیشی رویدادهای گذشته و تعمق در آنها به باز آفرینی تاریخ می پردازد وقتی رخدادی را باز آفرینی میکند امری بیرونی به ذهنی تبدیل می شود .سپس این امر ذهنی به زمان حال کشانده میشود و کیفیت گذشته بودنش را از دست می دهد .مؤلف تاریخ بیهقی بنا به گفته ی خودش بنای تاریخ نگاری گذشته را متزلزل کرد .او میداند که نسلهای آینده به تاریخی زنده و پویا نیاز دارند با شخصیتهایی که هرگز نمی میرند و از درجه ی اعتبار ساقط نمی شوند .
هر اثر تاریخی به ذکر مطالبی مطابق با واقع می پردازد از میان واقعیتها نیز از ارکان اصلی ، رئوس برنامه ها ، دستاوردها ،شکستها ، و پیروزی های هر پادشاه یا حاکمی را نقل می کند تمام مورخان از این قاعده مستثنی نیستند . گزینش رکن اصلی تمام آثار تاریخ نگاران است .هر قدر نویسنده وسعت دید و سعه ی صدر داشته باشد جامعه ی بزرگتری را هدایت میکند ،زمان بیشتری مورد مراجعه خواهد بود .
ماکیاولی می گوید مردم در کلیات اشتباه می کنند نه در جزییات ، مسائل جزئی را قادرند حل کنند وقتی می بینیم  با دیدن کلیات اشتباه می کنند باید آنها را یه سوی جزئیات سوق دهیم . بیهقی در شناساندن غزنویان و جامعه ی قرن 5 از این الگوی تعمیم استفاده کرده است « پلید مردانی چون بوسهل ، تاریخ مردانی چون خواجه احمد  حسن میمندی » .
بیهقی به مخاطب خود حق انتخاب می دهد و شخصیت ها را به او می نمایاند تا با او احساس مسئولیت و قدرت ابراز نظری که پیدا می کند به تعمیم بپردازد .در مقابل شخصیت های ارائه شده مصداق هایی در اطراف خود بیابد .
نویسندگانی که از زمره ی نوابغ به شمار می آیند ، از لغزش مصون نیستند ولی از حد استعداد معمولی فراتر رفته اند . در مورد آثار بزرگان وجود یک نکته ای ارزشمند ، باشکوه کافی است که همه ی اشتباهات را جبران کند .
ارزش کار بیهقی در این است که از حقیقت فرا حقیقتی شگفت آور آفریده است . در این هنرنمایی مثل یک شاعر عمل کرده است که با تن پوش کلمات به دریافت خود از لحظه های گذرا جاودانگی می بخشد .تفاوتش با شاعر در این است که شاعر با لحظه ی حال سرو کار دارد . یا از تجربه ی گذشته در حال حرف می زند .ولی بیهقی فقط از گذشته می گوید .ارزش کار شاعر در این است که قاضی گذشته ، بیننده ی حال و پیشگوی آینده است 
بیهقی مرز خیالی تاریخ و ادبیات را در هم شکست و با بکار گیری تخیل در دنیای تاریخ نگاری ،و به کار گرفتن عناصر داستانش ، و نقل رویدادها از زاویه ی دید دیگر  از عهده ی این کار بزرگ بر آمده است .
برخی از این عناصر و عوامل که اثرش را در ردیف آثار ادبی قرار می دهد :

1. عاطفه : تاریخ را با عواطف پیوند میدهد . غم ، اندوه ، حسرت ،خشم 

2. تخیل : از زبان شعر که بیانگر احساسات است بهره برده است . آنجا که گره خوردگی عاطفه و خیال است به شعر نزدیک می شود . از او انتظار صورتهای خیالی ابداعی نیست . از کنایه و تمثیل برای القای مفهوم و از استعاره ، تشبیه ، مجاز ،اغراق برای تأثیر گذاری بیشتر استفاده می کند . از این نظر با بالزاک قابل مقایسه است .

3.فضا سازی : به گونه ای است که مخاطب خود را در آن صحنه ها حاضر می بیند .تأثیر گذارترین صحنه ها حادثه ی دندانقان است .

4.گفتگو ها : که از عناصر مهم داستان پردازی است       

تک گویی

 بین دو نفر 

بین اشخاص هم کف

5. زاویه دید : متون تاریخی سنتی را یکنواختی روایی و آهنگ یکسان کسل کننده کرده است اما بیهقی با بیان روایی تغییر زاویه دید مطلب تاریخی نوشته اش را تلطیف کرده .

استفاده از دانای کل 

نامحدود : وقتی خودش در جریان واقعه مداخله ندارد 

محدود : وقتی است که خودش یکی از شخصیتهای روایت باشد .

6.شخصیت : بیهقی شخصیت مدار است تا حادثه مدار . داستانهایی که به معرفی شخصیتها پرداخته بیشتر از داستانهایی است که به مرجع حوادث پرداخته است . هر کدام از شخصیت های او می تواند نماد یک گروه یا طبقه باشد . وقتی از گزینش درباره ی بیهقی می گوییم او نیز مثل دیگران مختار به گزینش و به عبارت دیگر مجبور به گزینش است .
برجستگی خاص در این است که با ذوق و قریحه ی خود قادر شده تاریخ را با ادبیات در آمیزد .
فرا تاریخ و گفتمان غالب در تاریخ 
مطابق نظر تاریخ گرایان نوین هر رویدادی از فرهنگی که در آن پدیدار میشود شکل میپذیرد . متقابلاً به آن شکل می دهد . از این دیدگاه قدرت فتوا از رأس ساختار سیاسی و اجتماعی و اقتصادی منبعث نمیشود . گفتمان ها همواره در هر زمان معینی به شیوه های مختلف در تحول دائمی و تداخل و رقابت با یکدیگرند یا به قول تاریخ گرایان جدید بر سر تبادلات قدرت مذاکره می کنند و همواره ناپایدار و متزلزل هستند .گفتمان ها از یک طرف قدرت را در اختیار صاحبان قدرت و مسئولان امور قرا ر میدهند و از سوی دیگر مخالفت با قدرت ها را بر می انگیزند .
با تغییر گفتمان غالب نوع درک مردم تغییر یافته ، گفتمان غالب باعث تضعیف با تقویت قدرت می شود .
هر اثر ادبی اهم چهار رکن دارد . که عبارتند از « شخصیت و جامعه ی او»« مؤلف و مخاطبانش »
متن بیهقی رو به سوی برهه هایی دارد که از نظر سیاسی و اجتماعی بسیار مهم است ؛ این دو برهه عبارتند از در برهه ی اوج قدرت ، رحضیض ذلت جامعه . از سوی اوج قدرت سامانیان و رفاه حال مردم و رونق تجارت ، رونق آزادگی خود .... . از سوی دیگر روی کار آمدن نودولتانی غیر ایرانی که برای نابودی خاندانهای ایرانی تبار و فرهنگ مدارانی همچون سامانیان ، صفاریان ، بویهیان تلاش می کند .اینها همه حکایت از بی تباری غزنویان و بیگانگی آنها با فرهنگ وتمدن قوم ایرانی دارد .
با بررسی اثر او می توان گفت اندیشه ی غالب بر او خودگرایی و خردمندی است .
اعتقاد به تقدیر و جبر گرایی از عناصر غالب تمامی متن بیهقی است . ریشه ی این نوع تفکر به ایران قبل از اسلام بر میگردد .
آریاییان برای  خیر و شر به دو مبدأ و مبنا قائل بودند . در هیچ یک از مذاهب باستانی اعتقاد به تقدیر و قدرت به اندازه ی زروانیان نبود .در زمان ساسانیان تحت تأثیر افکار جدید هندی آن خوش بینی نخستین زردتشت و گرایش مردمان به سوی تلاش و کوشش را پژمرد . میل به زهد و ترک میان فرقه های مخالف زردتشت رواج پیدا کرد .

1.  تکرار بی اعتباری دنیا  2. قبول حاکمیت سپهر  3. تأثیر بی چون و چرای آسمان در زندگی مردم 4. حیرت و شک و جهل درباره آفرینش و سرای دیگر که از اندیشه های زروانی مایه می گرفته است .ریشه و اساس این اعتقاد به صورت تغییر یافته بعد از اسلام رواج یافت . گفتمان سیاسی حاکم بر جامعه دیگر گفتمان ها را تحت تأثیر قرار می دهد . گفتمان «مذهبی ، سیاسی ، اجتماعی » اعتقاد به جبر گرایی را تشدید کرد . 
بهترین جلوه ی آن اندیشه های خیامی است که به صورتی منسجم و تبلور یافته در آثار نویسندگانی همچون فردوسی میتوان یافت .
رؤس این اندیشه ها

ناتوانی انسان در برابر گردش گیتی و زمان

چون و چرا در کار خلقت 

حیرت در امر جهان و ندانستن راز او 

ناپایداری و بی سرو پا بودن جهان و زوال آدمی 
بیهقی تقدیر را بنا به شرایط متفاوت به گونه ای مناسب با مقتضای حال توجیه می کند که چاره ای جز پذیرش آن وجو ندارد .( محمد بگم)

مسعود شاهزاده ای است که خوب پرورش یافته نزد استادانی خوب چون قاضی امام صادق تربیت شده به دلیل دمیدگی  و اندوه بسیار بزرگ که از پر کشیدن محمد توسط پدر بر دل داشت حکومت او از ابتدا با کینه کشی و انتقام شروع شد . وجود این تضادها و نا آرامی ها تعادل روانی او را بر هم ریخت . بیهقی عامل این تحول و ناسامانی را دخالت دیگران در اموری می داند که وظیفه ی آنها نیست . هرچند بیهقی علاقه زیادی به مسعود دارد و صریحاً از بی کفایتی های او سخن نمی گوید که گاه بنا بر ضرورت به جنبه هایی از آن اشاره می کند .

1. باز پس کردن مالهای صلتی  که محمد به عنوان حق بیعت داده بود .

2.با وجود امکانات فراوان پایتخت از هدایای محلی نمی گذشت .

3. سرگرمی پادشاه از همان ابتدای حکومتش به حذف بزرگانی چو حسنک وزیر ،علی قریب ... و انتقام ها و کینه کشی های دولتمردان علیه یکدیگر سبب شد که میدان حکومت از مردان کاردان خالی بماند و در تزلزل پایه های حکومت غزنوی تأثیر داشت .

4. همه ی این نزاع  های داخلی راه را برای نفوذ دشمنان خارجی باز کرد .

5. تداوم باده گساری ها ، به سر بردن در غفلت و بی خبری در زمانی که مملکت نیاز به تدبیر و تأمل دارد .

6.معمولاً در جریان وقایعی که سلطان فرمان آن را صادر میکند و نمیخواهد خودش در معرکه وارد شود به بهانه ای از شهر بیرون میرود . مثلاً در واقعه ی برگرداندن صلات بیعتی ، بردار کردن حسنک وزیر ، مؤاخذه ی بوبکر حصیری 

7. مهم ترین و آخرین تصمیم جنون آمیز وی انتقام خاندان و خزانه ی پادشاهی به سمت هندوستان که سبب نابودی آنها و قتل خودش شد .

8. بسیار تحت تأثیر اطرافیان خود قرار می گیرد .

در سراسر تاریخ بیهقی جایی از چگونگی گذراندن زندگی روز مره ی او سخن به میان نیامده است .

آیین ها 

1. باردهی خاص عام 

2.  آیین خلعت دهی : خلعت خلیفه به پادشاه و خلعت پادشاه به وزیر . معمولاً هدایایی که دولتمردان دریافت می کردند متناسب با مقام و منزلت آنان بوده 

3. آیین دبیری : تمام مکاتبات دربار از طریق دیوان رسالت صورت می گرفت ، مواجب دیوان 000و70 درهم بود . در برابر برخی کارها هدایایی نیز دریافت می کردند .

4. ترتیب نشستن افراد

5.در آمدهای سلطان : تأمین هزینه های دربار مرکزی از طریق وجوهی بود که حاکمان محلی در قبال واگذاری امارت نواحی به آنها پرداخت می کردند . بخشی از درآمدها از طریق هدایایی بوده که بزرگان دربار و والیان پرداخت می کردند .

6. استقبال : استقبال به تناسب شخصیت و مقام و منزلت میهمان فرق می کرد . استقبال از نماینده ی خلیفه برای خوش آمد گویی او بسیار مجلل بود .

7. توصیف جنگ : تمام جزییات را با دقت توصیف میکند .

8. عرض سپاه : سان دیدن 

9. شکار پره :چون در شکار انفرادی خطر تیر خوردن پادشاه بود شکار پره که گروهی بود رفتند. پادشاه هرگاه فرمانی صادر میکرد که میخواست خودش مداخله نداشته باشد به شکار پره میرفت

10.جاسوسی

11. باورهای نجومی 

در دوره غزنویان قرمطی گری بزرگترین اتهام برای مدخوش کردن چهره ی سیاسی افراد و از صحنه سیاست خارج کردن آنها بود .
گاهی افراد حاضر بودند تمام سرمایه ی خود را بدهند و در قبالش امان نامه ای بگیرند که مبری از این اتهام هستند .حسنک به این اتهام بر سر دار رفت هر چند که مسعود در دوران خلافت خود    
این اتهام قرمطی نه به جهت اعتقاد دینی بلکه بیشتر به عنوان ضربه ای سیاسی برای نابود کردن دشمنان و تصرف دارایی آنها بود .رواج اندیشه های شیعی ضرری برای مسعود نداشت بلکه تمام تلاش او کسب رضایت امیرالمومنین خلیفه ی عباسی و برخورداری از حمایت او در قبال دشمنان خارجی بود .
دربار مسعود محل نزاع و کشمکشهای دولتمردان بود .
یکی از ویژگیهای بارز تاریخ بیهقی روانکاوی شخصیتهای تاریخی است .توصیف های بیهقی بنا به موقعیت شخصیت ها و نقشی که در رویدادها دارند متنوع است برخی از نظر 1. اصل و نسب 2. وضعیت پوشش ظاهری 3. احوال درونی 4. نقشی که در پیشبرد تاریخ دارند معرفی میکنند .
بیهقی گاه توصیف ها را به گونه ای بیان می کنند که القاگر مفاهیم ثانویه باشد مثلاً وضعیت ظاهری فرد هنگام آمدن به مجلس محاکمه . گاه از دوستانی یاد میکند که مرتکب عمل زشتی شده اند برای روشن شدن تاریخ چاره ای جز بیان واقعیت ندارد ،مثل توهینی که میکائیل هنگام بردن حسنک به سوی دار به او میکند . 
باورهای نجومی 
یکی از باورهای مردم در طول تاریخ تأثیر حرکت سیارات در فعالیتهای روزمره وزندگی مردم بوده است .بازار کار منجمین در دوره غزنویان رونق داشته .در جنگ با ترکمانان منجمین از خوب نبودن طالع خبرداده بودند .
گفتمان 
1. انتقادی : هر چند بیهقی به  مسعود علاقه دارد و او را شاخه ای که از اصل قوی تر است میداند اما از گفتن واقعیت در مورد سلطان مسعود تا جایی که قلم اجازه دهد خودداری نمی کند . برای مثال در انجام دادن فریضه ی دینی زا جانب مسعود گزارش می دهد که از ضعفا دستگیری می کند ولی زکات مال خود را نمی دهد . در برخی از رویدادها فقط به اخبار اکتفا میکند و بدون اظهار نظر داوری را به خواننده واگذار میکند .
2.اعتقادی گفتمان روز جزا و مکافات و مجازات آدمیان در آن روز ، همچنین مباحث اندرزی و اخلاق گونه از گفتمان های پر بسامد در تاریخ بیهقی است . 2 فصل از جلد ششم به مباحث اعتقادی اختصاص دارد .
از نکته هایی که بیهقی به آن باور دارد بی اعتباری دنیا است .او نادیده گرفتن ثروت و قدرت دنیا را راهکاری برای مقابله با آن میداند . برخلاف فردوسی ریشه های اندیشه های خیامی در آن دیده نمی شود .میگوید خردمند آن است که به نعمتی و عشوه ای که زمانه میدهد فریفته نشود که سخت زشت تکاند و بی محابا .
در تاریخ بیهقی به عناصر فرهنگ ایرانی برخورد می کنیم اما بر هویت و تبار ایرانی تأکید نشده . از جمله جشن ها:               

مهرگان 

 سرگان 

در این جشن پادشاه هدایایی نیز دریافت می کرد .

 رمضان 

 بازی ها --- چوگان 
 رسم و آیین  در عزا لباس سفید می پوشیدند .
هویت ایرانی در زیر سایه ی حاکمیت خلفای عرب تبار پنهان شده است .شاید بتوان این چنین توجیه کرد که غزنویان به علت ارتباط با عباسیان و نیاز به تأیید آنها و استفاده از پشتوانه ی دینی و برخورداری جایگاه مناسب بین عامه ، ناچار بر شعائر اسلامی بیش از آداب و رسوم و آیین ایرانی تأکید داشتند .
جاسوسی : پاشنه درهای دربار غزنوی بر جاسوسی می چرخد .پدر بر پسر و بر عکس 
فریب و مکر : از گفتمان های غالب دیگر در تاریخ بیهقی تزویر است .تا از طریق آن نقشه ها به اجرا در آید .
تردید در تاریخ بیهقی : در تاریخ بیهقی به رویدادهایی اشاره می شود که بیهقی خود نیز تردید آمیز بودن آنها را آشکار کرده است .از گفته های او دریافت می شود تعمدی در نگارش این گونه رویدادها دارد . هدفش این است که خوانندگان خود حقیقت را دریابند . حتی در برخی موارد ممکن است خود او تردیدی نداشته باشد یا نزدیک به یقین باشد ولی مصلحت ایجاب می کرده اینگونه بیان کند که احتمال خطر و دردسر برایش کمتر شود و مانع از نوشتن اونشوند . قتل استادش بو نصر 
فرار از تاریخ : منظور  از «فرار از تاریخ » از کار یا پنهان کردن برخی از واقعیتهای تاریخی است که به راحتی نمی توان آن را پذیرفت یا آنها نقطه ضعفی است که برای عبور از آن دوران به مقام و منسبی رسیده اند . معمولاً فرار از تاریخ به صورت چشم پوشی از ذکر رویداد یا رویدادهایی رخ ز
فرار از تاریخ در تاریخ بیهقی به احتمال زیاد باید مربوط به مسعود ایام شاهزادگی و پادشاهی او باشد .

2 اصل و نصب غزنویان  : بیهقی  هر جا مجبور به آشکار کردن صفات ناپسند فرد می شود در کنار آن صفات نیک آن شخص را هم برمیشمارد .بوسهل زونی که در اغلب شرارت ها ردپای او هست می گوید این بوسهل مردی امامزداه محتشمو فاضل وادیب بود اما زعارتی در طبع او مؤکد شده بود و لا تبدیل لخلق الله .
چرا بیهقی از علی قریب که براساس متون دیگر نقش یگانه و برجسته ای در دربار محمود و اندکی بعد از مرگ محمود دارد، سخنی به میان نیاورده است ؟ آیا این نمیتواند به علت رابطه ی نزدیک و دوستانه ی قوی بین این دو می باشد . چرا همه ی حقایق درباره ی علی قریب آشکار شده است در تحریک محمود به جانشین کردن محمود و حتی بعد از فوت محمود با محمد همراه است  و مقابل مسعود .
توجیه اصل و نسب غزنویان
در بخش موجود تاریخ بیهقی در تبار شناسی غزنویان سخنی گفته نشده است. نمی دانیم آیا در قسمت های نابود شده در این باره مطلبی وجود داشته یا نه ؟
از دیدگاه تاریخ نگاری نوین ، ابوالفضل بیهقی ، نمی تواند مدعی شود که تاریخش صد در صد عین واقعیت است. چرا که گذشته را نمی توان به منزلت یک شئ مادی تلقی کرده بلکه باید آن را به عنوان شئ ای از متون گذشته دانست که توجه ما را به خود جلب کرده است.
عهد مورد توجه بیهقی عهد خلفای عباسی است که غزنویان سرسپرده ی آنان بودند.
نسبت انگاری در مورد تاریخ بیهقی بدان معناست که اگر مطالبی که مولف تاریخ بیهقی برای ما نقل کرده است توسط فرد دیگر یا در روزگاری دیگر با فاصله زمانی از آن واقعه های تاریخی و یا فردی تربیت شده در فرهنگ دیگر نقل شده اگر از دیدگاه دو نفر نقل شود با اختلاف روایت مواجه خواهیم بود.
تفاوت دیدگاه ها که ممکن است ناشی از عوامل مختلف عاطفی ، اخلاقی ، سیاسی حتی منافع مادی باشد.
مقایسه ی تاریخ بیهقی و تاریخ گردیزی
1- تاریخ گردیزی کتابی است بنابر شیوه تاریخ نویسی قدیم . موضوع تاریخ عمومی جهان از زمان آفرینش جهان تا روزگار مولف مطلب مربوط به دوران حکومت مسعود به اندازه تاریخ بیهقی نیست.
تاریخ بیهقی مجموعه ای است از تجربیاتی که ؟؟؟؟؟ در طول زندگی خود به ضرورت با آنها روبرو می شود.
2-  منابع مورد استفاده ی هر دو تقریبا یکی است 1- شاهدان عینی 2- منابع دیگر اقتباس کرده اند 3- خود شاهد بوده اند.
3- هر دو مطالبی از ابوریحان بیرونی نقل کرده اند گردیزی از دو کتاب تحقیق ماللهند و آثار الباقیه بهره گرفته اما ماخذ را ذکر نکرده . بیهقی مشخص نکرده که بیرونی را از نزدیک دیده و با او سخن گفته یا نه اما گردیزی از محضر استاد بهره برده است اشاره کرده است.
4- یکی از مواردی که تاریخ را لغزان می کند توجه به دوستان و آشنایان است هر دو مورخ دوستان و آشنایانی که مورد اعتمادشان است آیا گفتار کدام گروه به حقیقت نزدیک است.
5-  حجم مطالب روایت ها ، تاریخ گردیزی مختصر ولی در تاریخ بیهقی مشروح می باشد

آیا برای فرار از تاریخ نکته های مبهمی را حذف نکرده است.
6-  رعایت امانت داری : هر چند گردیزی مثل بیهقی تصریح نمی کند اما درعمل نشان می دهد که ملزم به این است.

7-  فرا تاریخ ادبی در بیهقی بسیار قوی است.

اما در گردیزی رد پایی از آن نمی توان دید.  گردیزی به امور محسوس و بیرونی می پردازد به نفسیات و عواطف انسانی توجه ندارد نثر ساده و روان متمایل به نویسندگان عصر سامانی است از نظر استشهاد و تمثیل مثل تاریخ بلعمی شعری به عنوان شاهد مثال ذکر نکرده.
8-  بیهقی جزئی نگر است ، بیهقی به راحتی از کنار مسائل نمی گذرد توجه به جزئیات عامل موفقیت بیهقی است او حوادث را نقاشی می کند.
گردیزی کلی نگر است . امور مربوط به مملکت داری و حکمرانی را مطرح می کند و نه وقایع حاشیه ای.
9- اگر مورخان را معلم بشریت بدانیم

بیهقی معلم اخلاق است که از اشتباهات دیگران ناراحت می شود. گردیزی معلم تاریخ است.
10-  اختلاف دو مورخ در علت به دار کشیدن حسنک  همان ؟؟؟؟؟؟ شدن از خلفای خاطی گناه او محسوب می شود.
بیهقی رفتن به مصر و ؟؟؟؟؟؟ مسعود برای بدار آویختن او بود از طرفی کنیه ای که در دوران ولایت عهدی نسبت به او پیدا کرده بود.
11-   در تاریخ گردیزی از داستان طولانی بیهقی درباره علی قریب و اظهار نا امیدی نزد بونصر سخن به میان نیامد.
12-  پایان کار مسعود در دو تاریخ بعد از واقعه دندانقان و تسلط ترکمانان بر سرزمین تحت نفوذ غزنویان به تخت نشستن طغرل سلجوقی ، مسعود بسیار متزلزل شد به فکر نجات خود و اهل حرم و خزانه افتاد به دست غلامان شهید شد.
13-  چیزی که درگردیزی افسون بر بیهقی است که ؟؟؟؟؟؟؟ قصد مقابله با مسعود را دارد برادر مانع او می شود.
نتیجه گیری : شخصیت متفاوت دو مورخ باعث شده هر کدام به گونه ای خاص در وانمود کردن شخصیت مسعود به طور کلی سیاست و کشورداری غزنویان تاثیر داشته باشد هر یک با نگرش خاص خود مسائل را دیده اند ، گاه به ندرت مطالب هر دو اثر تقریبا یکسان است.

  نظرات ()
دکتر فروغ صهبا و تاریخ‌گرایی نوین یا نو تاریخی‌باوران نویسنده: رضا حارث آبادی 09122042389 -09193060873 - ۱۳٩٥/٢/٢۸

بیهقی و «تاریخ‌گرایان نوین» یا «نو تاریخی‌باوران»

 دکتر فروغ صهبا ـ عضو هیات علمی دانشگاه اراک

آناهید خزیر: صهبا در این جلسه بر مبنای تاریخ‌گرایی نوین به تاریخ بیهقی پرداخت و توجهش بیشتر به گفتمان‌های فراتاریخی بود که تاریخ بیهقی را شکل می‌دهد. وی معتقد است که بیهقی با به کار گرفتن قریحه و ذوق ادبی، اثرش را از یک اثر تاریخی محض به یک اثر ادبی ـ تاریخی تبدیل کرده است. او نه فقط یک اثر تاریخی جدید بلکه اثر ادبی، اخلاقی و انتقادی‌ای آفریده است که از هر زاویه که به آن بنگریم، تحقیق خاص خود را می‌طلبد. 
تحقیقی ارزشمند است که بر مبنای نظریه‌ باشد


صهبا ادامه داد: اولین کلمه‌ای که به آن برخورد می‌کنیم «نقد» است. نقد در هر جایگاهی که باشد قالبی برای ارزشیابی نیاز دارد. قالب ارزشیابی نقد ادبی، نظریه است. متون اولیه‌ای که در ایران و اغلب سرزمین‌ها مورد بررسی قرار می‌گرفت بر پایه‌ی نظریه‌ای بود. این نظریه‌ها از روزگار افلاطون و ارسطو جایگاهی برای خود باز کرده بودند. می‌شود گفت تحقیقی ارزشمند است که بر مبنای نظریه‌ای باشد. بدون پایگاه نظری، تحقیقات نمی‌تواند ارزشی داشته باشد. در گذشته تحقیقات ما بیشتر بر اساس واژگان، نکات تعلیمی و اخلاقی یا زندگینامه بود اما اندک اندک شاخص‌های نقد تغییر کرد تا قرن هجدهم فنون بلاغت شاخص نقد شمرده می‌شد اما بدین‌گونه نماند و نظریه‌های دیگر آرام آرام جا باز کردند و هر کدام عنصری را مورد توجه قرار دادند. آخرین نظریه، نظریه تاریخ‌گرایی نوین بود. این نظریه می‌خواهد متن را بر اساس متون تاریخی و ادبی بررسی کند و نشان بدهد که میان تاریخ و ادبیات تمایزی نیست. پیروان این نظریه را «تاریخ‌گرایان نوین» یا «نو تاریخی‌باوران» می‌نامند. 
هنگامی که صحبت از تاریخ می‌شود بلافاصله گذشته به یاد می‌آید. متون تاریخی را هم به دو دسته‌ی تاریخ و گذشته تقسیم‌بندی کرده‌اند اما گذشته با تاریخ متفاوت است. گذشته گونه‌ای ایدئولوژی است. این ایدئولوژی در دست گروهی قرار می‌گیرد تا بر جامعه تحکم داشته باشند اما تاریخ، علمی است که باید در خدمت عده‌ی زیادی از مردم باشد. گذشته حکم ابزاری دارد که در دست قدرت است تا برای خود مشروعیت به دست آورد اما تاریخ‌نگاری آن قسم از تاریخ است که از زیر یوغ قدرت رهایی یافته و تا حدود زیادی اجازه‌ی شناخت درست را برای واقعیت‌های تاریخی باز کرده است. از نظر بیهقی ماخذ شناخت گذشته دو چیز است یا آن‌هایی که از شخص موثقی می‌شنویم؛ یا آن‌هایی که در یک کتاب می‌خوانیم. بیهقی می‌گوید که گوینده باید ثقه و راستگو باشد. کتاب هم باید خردپذیر باشد. 
زیربنای شناخت تاریخ چهار اصل است
چهار اصل هست که زیربنای شناخت تاریخ به شمار می‌رود. کالینگوود این چهار اصل را به صورت پرسش و پاسخ مطرح می‌کند. این پرسش و پاسخ به این شرح است: ماهیت تاریخ چیست؟ پاسخ می‌دهد که علمی است که با طرح پرسش‌ها شروع می‌شود و در جست‌وجوی به دست آوردن پاسخ است. به سخن دیگر، نوعی کشف است. دوم اینکه تاریخ دربار‌ه‌ی چیست؟ پاسخ می‌دهد که تاریخ انسان‌گراست و در پی کشف کنش‌های انسانی است. چه روشی دارد؟ روشش عقل‌گرایی است و نیز ارزش آن در چیست؟ پاسخ‌اش این است که علم خود‌شناسی انسان است. این‌ها سرآغازی برای تاریخ علمی و انتقادی است. مورخ انتخاب‌گری است که تفسیر می‌کند و تاریخ را از یک سری محفوظات بیرون می‌آورد. وظیفه‌ی مورخ نه عشق ورزیدن به گذشته و نه‌‌ رها کردن آن است. بلکه باید گذشته را کلید فهم حال کند. 
در پی گذشت روزگاران، تاریخ تحول بسیار دیده است. تا قرن ۱۸ تاریخ سرگذشت نخبگان بود. در قرون وسطا نیز تنها اندیشه‌ی مسلط بر جامعه، اندیشه‌ی کلیسایی بود. توده‌ی عوام دور از جایگاه علمی بودند. تنها از اواخر قرن هجدهم است که تاریخ انتقادی بوجود می‌آید. در زمینه‌ی تاریخ نظریه‌هایی مطرح شده است. یکی نقد تاریخ سنتی است. این نقدی است که فقط منحصر می‌شود به زندگی مولف و دوره‌ی تاریخی او. نقد نو می‌گوید که اثر ادبی شاهکار فرا زمانی و مکانی است و کاری به تاریخ ندارد. پس از نقد نو، تاریخ‌نگاری نوین این دو را رد می‌کند و معتقد است که تاریخ یک نوع تفسیر است و خوانش متن یک فرآیند است. پس در تفسیر و تبیین رویداد، که تاریخ باشد، مثلث تاریخیِ «متن»، «مورخ» و «خواننده» دخالت دارد.

صهبا در ادامه به تبیین جایگاه هر یک از این سه رکن مثلث تاریخی در تفسیر تاریخ پرداخت.

هدف تاریخ‌نگار علمی عمق بخشیدن به شناخت انسان است

درک مورخ از عینیت تاریخ،‌شناختی دور از عالم محسوسات است. چون عالم عینیات تمام شده و چیزی از آن نمانده است. از تاریخ جز خاطره‌ای نمانده و عینیت به ذهنیت تبدیل شده است. از آن‌جایی که این گذشته آشفته است، قطعی‌ترین موضوع تاریخی هم غیرقابل بازسازی است. بازسازی هر واقعه باعث دور شدن از واقعیت می‌شود. چون در آن دخل و تصرف صورت می‌گیرد باعث شکاف یا فاصله از واقعیت اصیل می‌شود. تلاش برای بازسازی تاریخ ما را به شهود مستقیم نمی‌رساند. تمام این‌ها دیدگاه تاریخ‌نگاری نوین است. منتقدان تاریخ‌نگاری نوین بر آن هستند که نقد علمی آن به راحتی امکان‌پذیر نیست. هدف تاریخ‌نگار علمی عمق بخشیدن به شناخت انسان و جامعه است. 
به هر روی، تاریخ علمی جدید از تاریخ‌نگاری گذشته فاصله دارد. رویکرد به تاریخ با دو اصل یکی عدم قطعیت و یکی نسبیت انیشتین ارتباط دارد. این دو اصل زیربنای اغلب نظریه‌های معاصرند. هیچ چیز قطعی نیست. این شروع عقل‌گرایی و خردورزی است. تاریخ همانند علوم یک جریان عقلانی است. علاوه بر مشاهده، نیاز به تخیل و ابداع دارد. هرچند برخی می‌گویند تاریخ نمی‌تواند با این دو ارتباط داشته باشد اما هم اینکه رُمان تاریخی داریم نشان از ارتباط تخیل با تاریخ دارد. تلاش تاریخ، صرف درک خالص نفس وقایع است. چه بسا سرپوش‌هایی را باید کنار بزند. مورخ هرگز به نفس واقعیت دسترسی پیدا نمی‌کند. برای واقعیت اصیل به هر تفسیری به دیده‌ی شک باید نگریست. پس تاریخ می‌تواند یک امر نسبی باشد. 
بیهقی خود را راوی می‌داند که مسوول صحت و سقم روایت خود است. او می‌گوید که آن‌چه می‌نویسد «لاف و بارنامه» نیست. گفتمان غالب بر فضای بیهقی خرد و خردورزی است. یکی از روش‌هایی که بیهقی به کار بُرده حضور خود در وقایع است اما مشاهده مستقیم نیز با شکاف معرفتی همراه است. در بازخورد ذهنی با معرفت بیرونی، عوامل مختلف معرفت‌شناسی و ایدئولوژیک در برخورد مورخ با رویداد تاثیر دارد. حتا بر بیان او نیز تاثیر می‌گذارد. برای همین است که مورخ محدود می‌شود و از واقعیت فاصله می‌گیرد. حتا خود زبان یک محدودیت است چراکه مجازهایی دارد که آن‌ را محدود می‌کند.
در مقابل شکاف، تعصب است. بعضی مواقع مورخ به مساله‌ای دلبستگی و تعصب دارد. مثلا بیهقی درباره‌ی مسعود غزنوی می‌گوید: «مردمان به این ملک تشنه بودند». اما آیا به‌راستی این گونه بود؟ ولتر می‌گوید اگر مورخ حرفی برای گفتن ندارد نباید تاریخ بنویسد. تاریخ باید عبرتی برای خواننده دربرداشته باشد. در تاریخ‌نگاری سنتی مورخ در پی اثبات وقایع قابل اثبات است اما تاریخ‌نگاری نوین این ارتباط را انکار می‌کند و می‌گوید علل و عوامل مختلفی بر هم اثر می‌گذارند و جایگاهی را پدید می‌آورند. هر علتی تفسیری از یک مورخ و متفاوت با مورخ دیگر است. بیهقی جزییاتی را گفته و به روش تعمیم به کلیات رسیده و رابطه‌ی علت و معلولی را پیدا کرده است.


در تاریخ‌نگاری سنتی، تاریخ حکم پس زمینه‌ی ادبیات را دارد
از ویژگی‌های دیگر تاریخ‌نگاری سنتی این است که تاریخ حکم پس زمینه‌ی ادبیات را دارد. در قدیم معتقد بودند که تاریخ قطعیت دارد اما تاریخ‌نگاری نوین در مقابل چنین دیدگاهی قرار می‌گیرد. آن‌ها اعتقاد دارند که مرزی بین تاریخ و ادبیات نیست و آن دو را از هم نمی‌توان جدا کرد. سنتی‌ها معتقدند رخداد‌ها قطعیت دارند و جهان‌بینی مورخ دور از هر تناقضی است و ساختاری وحدتمند دارد. آن‌ها می‌گویند که فرآیند تاریخ‌نگارانه چرخه‌ای است. تاریخ، برساختن روایتی منسجم از اجزای فرهنگ است که این اجزاء باید به کلیت  فرهنگ شکل دهند.
این نگاه در قرن بیستم نقد شد. در نقد جدید گفته شد که تاریخ دو چیز است: یکی خود واقعه و یکی روایت واقعه. آن‌چه ما در اختیار داریم روایت است. آن‌چه از واقعه مانده خاطره‌ای است. هیچ تاریخ واحدی وجود ندارد. باز گفته می‌شد که بررسی‌های مورخان بی‌طرفانه نیست. آن‌ها ملاحظات تاریخی داشته‌اند. تاریخ یکی از شیوه‌های نگرش به انسان و جهان است و ثابت نیست. وقتی مورخی دیدگاهش متغیر می‌شود می‌توان نتیجه گرفت که تاریخ‌پژوهی با قطعیت فاصله دارد. یکی از اصول تاریخ‌نگاری نوین گفته‌ی کروچه است که تاریخ، تاریخ حال است. مورخ امر بیرونی را به امر ذهنی تبدیل می‌کند و بدین‌گونه داده‌های تاریخی به زمان حال کشیده می‌شود و این جزیی از تجربه تاریخی مورخ است. 
از سویی دیگر، تاریخ با مباحث دیگری مثل ساختارشکنی و روان‌شناسی و... همراه است. مثلا آن‌جایی که بیهقی می‌گوید تاریخ ِمن را نابود کردند، می‌توان پرسید که سخن او چه سندیتی دارد؟ آیا او واقعیت را گفته است؟ هرقدر متنی با متدهای تاریخ‌گرایی نوین مطابقت داشته باشد امکان مطابقت آن با نظریه‌های دیگر بیشتر است.

تاریخ در گذشته‌ها با داستان آمیخته بود. پس در آغاز با تخیل همراه بوده است. برخی مورخان به ادبیت کلام خود توجه می‌کردند و بدین طریق بر میزان اعتبار اثر خود می‌افزودند. سر منشاء گفتمان تاریخی امر بیرونی و عینی و سرمنشاء گفتمان ادبی معطوف به خود، یعنی امر ذهنی، است. کاهش فاصله واقعیت و توهم، راست‌نمایی آن را بیشتر می‌کند. منابع تاریخی نیز به شکل روایی سامان می‌گیرند و کار روایت، بازسازی است اما از دید تاریخ‌نگاری نوین، ادبیات گفتمانی پُر از دروغ است که حقایق نهانی بسیار پشت آن نهفته است و تاریخ گفتمانی است پر از حقایق که دروغ بسیار در دلش نهفته است. از این‌رو اثر ادبی می‌تواند سند تاریخی باشد. تاریخ کلافی درهم پیچیده است از روایات مختلف که لزوما هیچ یک بر دیگری برتری ندارد. تاریخ‌نگاری شکلی از رویدادنگاری است که مورخ دیدگاه خود را در آن دخالت می‌دهد. از نظر آن‌ها تاریخ عالمی از حوادث عینی نیست. بلکه عالمی از اندیشه‌ها و فکرهاست. 
تاریخ‌نگاران نوین می‌گویند که اثر تاریخی حاصل تعامل گفتمان‌هاست و اثر هنری یک گفتمان اجتماعی است. بهترین راه شناخت متن، شناخت تمام جهان‌بینی‌های به‌کار گرفته شده در متن است. گفتمان‌های «تاریخ بیهقی» نیز چنین است: گفتمان غالب بر این متن نوع اندیشه‌ی حاکم بر آن است و آن خردگرایی است. گفتمان جبر و تقدیر، انتقادی، توصیفی، توجیه اصل و نسب، فرار از تاریخ و... هم در آن دیده می‌شود.

شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۲

منبع : پایگاه اطلاع رسانی شهر کتاب 

  نظرات ()
بیهقی و هنر نویسندگی نویسنده: رضا حارث آبادی 09122042389 -09193060873 - ۱۳٩٥/٢/٢٥

بیهقی و هنر نویسندگی

        دربیان قدرت نویسندگی بیهقی ،از همه ی دلایل زنده تر، کتاب گران قدر اوست که پیش روی     ماست .وی تاریخ مفصل خود را – در عین حقیقت پژوهی ونمایش حقایق  به صورت رمانی بسیار گیرا و دلچسب نگاشته است. به طوری که  هر کس قسمتی ازآن را می خوانَد ، مثل آن است که داستانی را از نظر می گذراند ومیل ندارد تا آن را به پایان نرسانده است ، از دست بنهد.

        برای نمایش هنر نویسندگی بیهقی ،تاریخ او را به داستانی دراز ماننده کردم.این سخنی گزاف نیست .داستان وقتی جذاب است و در ما اثر می کند که نویسنده ،اشخاص واقعه را خوب بشناسد و هر یک ازایشان مطابق سرشت ومنش خود درصحنه ی ماجرا به حرکت و رفتار درآید و در نتیجه -ی برخورد آن ها با یک دیگر ، حوادث وکشمکش (ها) وقوع یابد . بیهقی نه تنها اشخاص داستان وسجایا*  و خصایل آنان را خوب به جا می آورد بلکه خواننده را نیز از احوال و افکار آن ها با خبر می گرداند .

 

       برای نمونه ، ملاحظه فرمایید در باب حشمت و فضل وادب وشرارت *و تضریب*  و خودستایی بو سهل زوزنی چه تمام سخن رانده است .«این بوسهل مردی امام زاده * و محتشم * وفاضل وادیب بود اما شرارت و زعارتی* در طب وی موکد شده1  – و لا تبدیل َ لِخَلق اللهَ2   و با آن شرارت ،دل سوزی نداشت وهمیشه چشم نهاده بودی تا پادشاهی بزرگ و جبار ، بر چاکری خشم گرفتی و آن چاکر را لت زدی و فرو گرفتی ، این مرد از کرانه بجستی و فرستی جستی و تضریب والمی بزرگ بدین چاکر رساندی و آن گاه لاف زدی که « فلان را من فروگرفتم » - واگر کرد ، دید و چشید و خردمندان دانستند که نه چنان است و سری می جنبانیدندی و پوشیده خنده می زدندی که وی گزاف گوی است ».

ترجمهبوسهل زوزنی از گوشه ای وارد ماجرا شد ، سخن چینی کرد و دردی بزرگ به آن خدمت گذار رساند. آن گاه خودستایی می کرد و ادعا می کرد فلانی را من باز داشتا کردم و اگر چنین اعمالی را انجام داد سزایاعمال ناپسندش رادید.

* سجایا : عادت نیک                              

شرارت: بدی کردن                     

تضریب: سخن چینی

امام زاده : محتشم                                  

محتشم: دارای شکوه                    

 زعارتیبد خویی

        به این ترتیب ، در کتاب بیهقی با اشخاصی رو به رو می شویم که آن ها را به مدد نکته بینی وحسن  بیان او به تدریج می شناسیم و به همان ترتیب که کتاب پیش می رود ، که از خلال سطور آن با روحیّات و کردار هر یک از ایشان آشنا می شویم ؛ درست مانند داستانی یا نمایشی که   قهرمانان بسته به اهمیّت نقشی که دارند ،در ذهن ما جا می گیرند  و کم کم با آن ها زندگی می کنیم  .        

اوصاف بیهقی تنها از اخلاق و منش اشخاص نیست بلکه می توانیم  سر و لباس و وضع ظاهر و طرز رفتار آنان را نیز در هر جا پیش چشم آوریم ؛ از این قبیل : روزی که حسنک وزیر را به دیوان آوردند « حسنک پیدا آمد ، بی بند ؛ حبه* ای  داشت حبری*  رنگ با سیاه می زد ، خلق*  گونه و دراعه* و ردایی سخت پاکیزه و دستاری نشابوری مالـیده *  موزه ی میکائیلی * نو در پای و موی سرمالیده ، زیر دستار پو شیده کرده اندک مایه پیدا  می بود .»  از این قبیل اوصاف دقیق و نگار گری ها  در کتاب بیهقی فراوان است . تنها اشخاص نیستند که خوب توصیف ومعرفی  شدند؛ گروه ها نیز چنین اند.لشکرمسعود غزنویرا در سال 431 هـ . در راه مرو می بینیـم « متحیر و شکسته دل می رفتند ؛ راست بدان مانست که گفتی بازپسشان می کشند ، گرمایی سخت وتنگی نفقه*  وعلف نایافت ستوران لاغر و مردم ، روزه به دهن ؛ در راه ، امیر بر چند تن بگذشت که اسبان می کشیدند ومی گریستند ؛ دلش بپیچید و گفت : سخت تباه شده است حال این لشکر ».

جبه : جامه گشاد وبلند که روی لباس های دیگر پوشند .

 خلق گونه: کهنه  * دراعه : بالاپوش    *    

حبری: کبود رنگ  *   نفقه :انفاق و بخشش                   

ردا :جامه ایی که روی جامه دیگر می پوشند .

مالیده: در مورد دستار ظاهرا به معنای خوب و مرغوب است .

موزه میکائیلی : نوعی کفش

ترجمه: حسنک از دور پیدا شد در حالی که بند و زنجیری به دست نداشت لباس گشاد وبلندی به تن داشت  که بنفش متمایل به سیاه و کهنه به نظر می آمد و بالاپوش و قوای تمیز و عمامه ی نیشابوری کهنه و کفش میکائیلی به پا داشت و موی سرش شانه زده و مرتب بود .دیگر از مواردی که قدرت نویسندگی بیهقی آشکار می شود نمایش برخورد اشخاص واقعه است در برابر هم یا عکس العمل آنان در مقابل وقایع در این زمینه نیز بیهقی نویسنده ای توانا و دقیق است که همه ی علایم ظاهری و باطنی را پیش چشم خواننده مجسم کرده است . از جمله ی زنده ترین این برخورد ها و عکس العمل های اشخاص ، دیدار بوسهل زوزنی است و حسنک وزیر در دیوان  بدین شرح :«چون حسنک بیامد ،خواجه بر پای خاست. چون او این مکرمت بکرد ،همه اگر خواستند یا نه بر پای خاستند . بوسهل زوزنی بر خشم خود طاقت نداشت ؛برخاست ،نه تمام و بر خویشتن می ژکید*. خواجه احمد او را گفت: در همه ی کارها نا تمامی ؛وی نیک از جای بشد 3...»        سراسر کتاب مشحون* است از گفت و گو های اشخاص با یکدیگر.این سخنان در نهایت زیبایی وگویایی به قلم آمده است ؛ به طوری که اگر از نظر نویسندگی حتی از لحاظ داستان پردازی بنگریم ، بهتر از این نمی توان محاورات اشخاص را تنظیم کرد .

 بیهقی در بیان وقایع مانند نویسنده ای باریک بین و هنرمند ، فضای هر داستان را تصویر کرده است .

چهره ها ، لباسها ،سلاحها ، قامت و دیدار اشخاص و همه صحنه ها را پیش چشم ما می آورد .

از زیباترین آنها صحنه بردار کردن حسنک وزیر است ، با توصیف همه جزییات از وضع مردم تماشاگر ، قرآن خوانان ، پیکان  که «آنان را ایستانیده بودند که از بغداد آمده اند !4 »- احوال حسنک و آوردن او و خروش هیجان مردم ، و زارزار گریستن نیشابوریان و «مشتی رند » که آنان را «سیم دادند که سنگ زنند ومرد خود مرده بود و خبه کرد . »

بیهقی نویسنده ایی است چیره دست  که عنان قلم را در اختیار داشته و به اقتضای حال ، آن را به گردش در می آورده است . آنجا که سخن محتاج اطناب است به منظره سازی و بیان همه ی عناصرکمال اعجاز* ،  حق مطلب را ادا کرده است و هر دو حالت ، نمودار موقع شناسی و توانایی اوست در نویسندگی . در این موارد ، مانند نقاشی که با چند خط مختصر طرح کلی ولی روشن از موضوع می کشد  بیهقی نیز با به کار بردن جمله ایی کوتاه ، ما را در برابر واقعه قرار داده است ؛ مثلا حادثه ی  امیر مسعود که نزدیک بود در رود هیرمند غرق شود ، چنین خلاصه شده است : « امیر از آن جهان  آمده به خیمه فرود آمد و جامه بگردانید5 » . نکته ای دیگر که کتاب بیهقی را خواندنی و گیرا کرده ، چگونگی پیوند مطالب است . با آن که در خلال تاریخ از اشخاص و جای ها و وقایع مختلف سخن می رود  که در عین پیوستگی ، هر یک مستقل می نماید بیهقی مانند داستان پردازی توانا که کتاب را به صورت یک واحد کلی در نظر دارد ، میان همه ی آن ها ارتباط ایجاد می کند . موضوعی دیگر که بر لطف نوشته ی بیهقی افزوده است ، نکته های عبرت آموز اوست در پایان وقایع تاریخی و نیز در آخر داستان ها ؛ مثلا در پایان سرگذشت امیر علی غریب و گرفتاری اش ، می نویسد :« این است علی و روز گارش و قومش که به پایان آمد و احمق کسی باشد که دل در این گیتی غدّار و فریفتگار بندد و نعمت و جاه و ولایت او را به هیچ چیز شمرد .» مردی کتاب خوانده چون بیهقی ، با معلومات و محفوظات فراوان و ذوقی روشن وقدرتی که در نویسندگی دارد ، دریافته است که آوردن حکایات در خلال تاریخ ، نشاط و رغبت خوانندگان را خواهد افزود . به علاوه ، این کار عبث نیست و نکته یابی های او سبب خواهد شد « تا خفتگان و به دنیا فریفته شدگان  بیدار شوند و هر کس آن کند که امروز و فردا او را سود دارد .»   

       از تامل در تارخ بیهقی بر می آید که وی در زبان فارسی کمال تسلط را داشته است. فرهنگ و مجموعه ی لغات او به قدری وسیع و غنی است که اگر واژه نامه ایی از کتاب او ترتیب دهیم ، تعداد

کثیری کلمات و ترکیبات را در بر خواهد گرفت . نکته ی باریکی که در شیوه نویسندگی بیهقی به نظر می رسد ، دقت اوست در به کار بردن کلمات و ترکیبات از هر نوع . این صفت از دو لحاظ قابل تامل است : یکی آن که آشنایی با معنی واژه ها و توجه به م استعمال آن ها از یک طرف، نویسنده را از به کار بردن مترادف و کلمات زاید بی نیاز کرده و از طرف دیگر ،نثر را به صورتی  زدوده و بلیغ جلوه گر ساخته است .

      نمی توان این بحث را به پایان برد و از اهنگ وطنین خاص نثر بیهقی یاد نکرد هر ایرانی فارسی دان در کلام بیهقی موسیقی پر تاثیری حس می کند این اهنگ موزون ، از یک سو به واسطه ی به گزین کردن بیهقی است از میان انبوه واژه ها و ترکیبات و از سوی دیگر محصول حسن تالیف 6

 کلام اوست .در نتیجه ، نثر وی زنده و پر تحرک و از آ ب درامده وبه اقتضای مقام ، حرکت و وقار یا اوج و فرودی آشکار دارد . آنجا که موضوع ، مستلزم تامل و اندیشه است ، لحن بیهقی آرام است و سنگین و عبرت انگیز .

      بیهقی می گوید : « غرض من آن است که تاریخ پایه ای بنویسم و بنایی بزرگ افراشته گردانم ، چنان که ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند .» امروز ، سال های دراز است  تا بیهقی ومعاصران او گذشته اند اما انصاف که می دهیم ، می بینیم وی به این مقصود بزرگ نایل شده است . حاصل سخن آن که در این توفیق ، بی هیچ تردید هنر نویسندگی او تا حد زیادی تاثیر داشته است .

 مستلزم : لازم                                         
اقتضای مقام : توجه به موقعیت                      
غرض :هدف

بنای بزرگ : منظور تاریخ بیهقی است .  

  نظرات ()
فراخوان مقاله جهت ششمین همایش ملّی ابوالفضل بیهقی در اول آبان‌ماه 1395 نویسنده: رضا حارث آبادی 09122042389 -09193060873 - ۱۳٩٥/٢/٢٠

فراخوان مقاله  جهت همایش ملّی ابوالفضل بیهقی در اول آبان‌ماه 1395 

اول آبان‌ماه  زمان برگزاری ششمین همایش ملّی ابوالفضل بیهقی در سبزوار

 

 

 

اول آبان‌ماه؛ زمان برگزاری همایش ملّی ابوالفضل بیهقی در سبزوار

 همزمان با روز ملّی بزرگداشت بیهقی و نکوداشت این اندیشمند فرزانه، ششمین همایش ملّی بزرگداشت ابوالفضل بیهقی در تاریخ اول آبان‌ماه در سبزوار برگزار می‌شود.
 
 
مهیار علوی‌مقدّم،رئیس دانشکده ادبیات و علوم‌ انسانی دانشگاه حکیم‌ سبزواری در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی با بیان اینکه ششمین همایش ملّی بزرگداشت ابوالفضل بیهقی آبان ۹۵ در سبزوار برگزار خواهد شد، تصریح کرد: روز ملی ابوالفضل بیهقی در سال ۱۳۸۶ انتخاب و در شورای فرهنگ عمومی شهرستان، استان و کشور تأیید شده ولی هنوز در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تأئید نهایی نرسیده است.
 
وی با بیان اینکه یکی از علل این تائید نشدن انتخاب رویکرد و سیاست‌های متفاوت شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است، تصریح کرد: تاکنون آنچه بر عهده ما بوده و وظیفه داشته‌ایم با جان‌ودل و به نحو احسن انجام داده و پیگیری کرده‌ایم ولی تاکنون در تقویم رسمی کشور آن را ثبت نکرده‌اند.
 
رئیس دانشکده ادبیات‌ و علوم‌ انسانی دانشگاه حکیم‌ سبزواری اعلام داشتند : پژوهشگران می‌توانند آثار و چکیده مقالات خودشان را در حوزه‌ «روایت و روایت‌پژوهی درتاریخ بیهقی» از طریق ایمیل alavi2007@yahoo.com برای دبیرخانه همایش ارسال کنند، ابراز کرد: مقالات ارسالی باید دارای ویژگی‌های خاص باشند.
 
وی با اشاره به اینکه چکیده مقاله باید با فونت BNazanin و اندازه ۱۳ شامل هدف‌ها، روش‌ها، نتایج اصلی و دستاوردها حداکثر در ۱۰ سطر و حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ واژه باشد، ابراز کرد: این چکیده مقاله دارای امتیاز خاص خود بر اساس امتیازبندی پژوهش‌های دانشگاهی و آئین‌نامه ارتقا خواهد بود که در روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی ارائه و گواهی آن تقدیم نویسنده خواهد شد.
 
علوی‌مقدّم همچنین با اشاره به اینکه این همایش در پایگاه ISC  ثبت و گواهی آن به پژوهشگران داده خواهد شد، بیان کرد: چکیده مقالات برگزیده این همایش در لوح فشرده منتشر و از برگزیدگان دعوت خواهد شد در روز برگزاری همایش ملی، سخنرانی پژوهشی خود را ارائه کنند.
 
رئیس دانشکده ادبیات و علوم‌ انسانی دانشگاه حکیم‌ سبزواری با اظهار اینکه به آثار ارزشمند علمی ـ پژوهشی در چارچوب محورهای جایزه‌ ویژه دوسالانه‌ فرهنگی ـ ادبی«بیهقی» جوایزی ارزنده تعلّق خواهد گرفت تصریح کرد: حداکثر زمان ارسال چکیده مقالات اوّل تیر ۱۳۹۵ اعلام شده است و زمان برگزاری همایش اول آبان سال جاری خواهد بود.
 
منبع : وب سایت خبری تحلیلی اسرارنامه سبزوار 
  نظرات ()
تاریخ بیهقی و ازدواج های سیاسی نویسنده: رضا حارث آبادی 09122042389 -09193060873 - ۱۳٩٥/٢/۱٤
تاریخ بیهقی و ازدواج های سیاسی

زنان نیمی از مردم جامعه هر عصری را تشکیل می دهند و مستقیم و یا غیر مستقیم در امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تأثیر می گذارند، به ویژه اینکه تولد و پرورش فرزندان بر عهده ایشان است. نیز در جوامع قبیله ای، در امور اقتصادی نقش مهمی ایفا می کنند و بعضا حتی در امور سیاسی و فرهنگی فعال هستند، اما با این وجود در منابع تاریخی از جمله تاریخ بیهقی که مورد پژوهش این نوشته است، کمتر به نقش اصلی آنان پرداخته شده و مطالبی که در مورد زنان نقل شده به صورت حاشیه ای است چرا که «سلطان» قهرمان اصلی کتب تاریخی و از جمله تاریخ بیهقی است. بنابراین اگر از زنان، نامی به میان آمده، در ارتباط با سلطان و یا اطرافیان وی بوده است. بیهقی از زنان و کنیزان حرمسرای سلطان نام می برد و به توصیف آنها می پردازد و در بعضی موارد به نقش سیاسی و فرهنگی آنها اشاره می کند هر چند به این امر معتقد است «که میان مردان و زنان تفاوت بسیار است».(1) او از «مادر حسنک وزیر»(2) و «مادر عبداللّه بن زبیر»(3) به واسطه صبر و مقاومتی که در مرگ فرزندان از خود نشان دادند ستایش می کند و هر چند که به قهرمانی آنها اعتقاد دارد لیکن زمامداری را کار زنان نمی داند. وی برای تأیید سخن خود به سخن پیامبر(ص) استشهاد می کند و می نویسد:

«چون کسری پرویز گذشته شد خبر به پیغمبر علیه السلام رسید. گفت: مَن اسْتخلفوا؟ قالوا ابنته پوران دخت، قال علیه السلام: لن یصلح قوم اسْندوا أمرهم إلی امرأة.»(4)

به رغم مطالب فوق، در تاریخ بیهقی به مواردی برمی خوریم که زنان نقش عمده ای را در مسائل سیاسی ایفا کرده و سیاست کشور را تغییر داده اند؛ مثلاً حره ختلی خواهر سلطان محمود غزنوی، نقش عمده ای در به سلطنت رسیدن سلطان مسعود ایفا کرد. او برای جلوگیری از به سلطنت رسیدن امیر محمد (جانشین قانونی سلطان محمود) به محض مرگ برادرش با عجله سلطان مسعود را که در اصفهان به سر می برد به پایتخت فرا خواند و تا آمدن او مقدمات جلوسش به تخت سلطنت غزنین را فراهم نمود.(5)

بیهقی به نقش فرهنگی زنان اذعان دارد و در این باره از جده خود به عنوان یک زن پارسا و باسواد یاد می کند و می نویسد:

«مرا جده ای بود، زنی پارسا و خویشتن دار و قرآن خوان و نبشتن دانست، و تفسیر قرآن و تعبیر و اخبار پیغمبر صلی اللّه علیه و آله و سلم نیز بسیار یاد داشت.»(6)

قطعا دخالت زنان در امور سیاسی و فرهنگی به مراتب بیش از این بوده که بیهقی ذکر کرده، ولی بر بیهقی نمی توان خُرده گرفت که چرا از زنان فعال و مؤثر در امور مختلف ذکری نکرده چرا که او بارها هدف خود را از نوشتن تاریخش بیان نموده که ذکر شرح حال حکومت سلطان مسعود بوده است.

یادکرد ازدواج ها در تاریخ بیهقی

ازدواج های مذکور در تاریخ بیهقی اعم از سببی و نسبی بیشتر جنبه سیاسی دارد؛ بدان معنی که از زنان و دختران به عنوان وسیله ای برای حفظ روابط حسنه بین سلطان و همسایگان و حکام استفاده می شود. این یکی

از نمودهای مظلومیت تاریخی زن است. شاهزادگان و امیرزادگان زن در ازدواج وجه المصالحه اهداف دیگران قرار می گرفته اند و سلطان برای به دست آوردن دل دشمنی یا در امان ماندن از خطر قدرتمندی، دختر خود را به ازدواج او در می آورده یا دختر او را به همسری می گرفته است، بدون اینکه برای خواست زنان و دختران ارزشی قائل شوند. چند نمونه را که بیهقی در تاریخ خود آورده، ذکر می کنیم.

ازدواج سلطان مسعود با دختر قدرخان

قدرخان از سلسله ایلک خانیه، یا آلِ افراسیاب بوده است. این سلسله در آسیای مرکزی، حکومت اسلامی به نسبت مهمی تشکیل داده و پس از تصرف قلمرو سامانیان، در ماوراءالنهر با غزنویان هم مرز گردیده بودند. همسایگی این دسته از ترکان، پیوسته فکر غزنویان را مشغول می داشت، حتی در زمان حکومت سلطان محمود چند بار طرفین درگیر شده بودند. سلطان محمود که امیرمحمد را به جانشینی خود برگزیده بود، می کوشید که مشکلات سلطنت را تا حدودی بر وی هموار سازد، به همین جهت برای اطمینان از جانب ترکستان تصمیم گرفت که پیوند خویشاوندی بین امیرمحمد و قدرخان برقرار سازد. «بنابراین دختری از آن قدرخان را برای امیرمحمد عقد نکاح بستند.»(7) اما بخت با امیرمحمد یار نبود و بعد از مرگ پدر به حبس افتاد. برادر او سلطان مسعود جانشینی پدر را تصاحب کرد و به عنوان سلطان غزنوی بر تخت سلطنت جلوس کرد و با مشکلات زیادی روبه رو شد. او به منظور اطمینان از جانب ایلک خانیان تصمیم گرفت با دختر قدرخان که قبلاً برای امیرمحمد عقد و نکاح بسته بودند، ازدواج کند. بنابراین رسولی را به جانب ترکستان فرستاد تا حاکم ترکستان را از علت عزل امیرمحمد و جلوس خود آگاه سازد و برای استحکام روابط دو سویه دختر قدرخان را برای مسعود و دختر بغراتگین را که «فرزند و ولیعهد قدرخان بود»، برای ابوالفتح مودود «که مهتر فرزندان سلطان مسعود بود» خواستگاری نماید.(8)

سلطان مسعود تأکید می کند که این دو کریمه از خاتونان باشند کریم الطرفین.(9)

سلطان مسعود همراه رسول خود، قاضی مورد اطمینان خوش را می فرستد که در صورت توافق خان، دختران را برای سلطان و فرزند او عقد بندد. نیز میزان مهریه را تعیین می کند و می گوید: «آنچه با ما باشد، پنجاه هزار دینار هریوه کنی و مهر دیگر به نام فرزند، سی هزار دینار هریوه چون از مجلس عقد باز گردی نثارها و هدیه ها که با تو فرستاده آمده است، بفرمای خازنان [= خزانه داران] را که با تواند تا ببرند و تسلیم کنند».(10)

نتیجه: 

اولاً: دختران وسیله ای بودند برای تحکیم روابط بین سلطان و همسایگان.

ثانیا: سلطان برای ازدواج بر اصل و نسب اصیل همسر تأکید می کند که حتما از شاهزادگان باشد.

ثالثا: میزان مهریه بستگی تام به شأن و مقام عروس و داماد دارد.

رابعا: عروس و داماد یکدیگر را ندیده بودند و فقط نماینده ای از طرف داماد به خواستگاری نمی رفت، بلکه حتی خطبه عقد را جاری می کرد.

سلطان مسعود هدایایی را برای خان ترکستان و فرزندش و دو عروس، همراه سفیر خود فرستاد که بیهقی همه آنها را ذکر نکرده اما به اجمال این گونه شمرده است:

«دو جام زرین، مرصع به جواهر بود با هارهای و جامه های بزر، و جامه های دیگر از هر دستی (رومی و بغدادی و سپاهانی و نشابوری) و تخت های قصب گونه گونه، و شاره و مشک و عود و عنبر و دو عقد گوهر که یگدانه گویند».(11)

به علت مشکلاتی که در ترکستان به وجود آمد، سفرای سلطان مسعود چهار سال در آنجا ماندند. در این مدت قدرخان مُرد و بغراتگین فرزند بزرگ ترش به جای او نشست و او را ارسلان خان لقب کردند:

«و چون کار ترکستان و خانی قرار گرفت، دختران را به همراه رسولان سلطان و رسولانی از جانب خود به سوی سلطان مسعود فرستاد، اما از بخت بد، امیر مُرد و دختری که به نام او عقد بسته بود، درگذشت و شاه خاتون دختر قدرخان که نامزد سلطان بود به سلامت آمد».

بیهقی از آذین بستن شهر غزنین و مجالس جشنی که به پاس قدوم نوعروس برگزار شده بود شرح جالبی می دهد و می نویسد: «نخست مهد بود که از ترکستان اینجا آوردند. امیر چنان خواست که ترکان چیزی بینند که هرگز چنان ندیده بود چون رسولان و مهد به «شجکاو»(12) رسیدند فرمان چنان بود که آنجا مقام کردند»(13) تا اینکه درباریان و سلطان مقدمات لازم را برای ورود هیئت ترکان آماده کردند «و رسولان خان را بیاوردند و سرتاسر شهر را زینت و آیین بسته بودند و تکلفی عظیم کرده و چون رسولان را بدیدند چندان نثار کردند با فغان شان و در میدان رسوله و در بازارها از دینار و درم و هر چیزی که رسولان حیران فرو ماندند و ایشان را فرود آوردند و خوردنی ساخته، پیش بردند و نماز دیگر را همه زنان محتشمان و خادمان روان شدند به استقبال مهد و از شجکاو نیز آن قوم روان گردیده بودند با کوکبه بزرگ که گفتند بر آن جمله کس یاد نداشت و کوشک را چنان بیاراسته بودند که ستّی زرین و عندلیب مرا حکایت کردند که به هیچ روزگار امیر آن تکلف نکرده بود و نفرموده و در آن وقت همه جواهر و آلت ملک بر جای بود که همیشه این دولت بر جای باد. و چند روز شهر آراسته بود و رعایا شادی می کردند و اعیان انواع بازی ها می بردند و نشاط شراب می رفت تا این عیش به سر آمد و پس از یک چندی رسولان را پس از آنکه چند بار به مجلس سلطان رسیده بودند و عهدهای این جانب استوار کرده و به خوان ها و شراب و چوگان بوده و شرف آن بیافته، به خوبی باز گردانیدند».(14)

بیهقی از ازدواج حره زینب، دختر سلطان محمود با بغراتگین، پسر قدرخان خبر می دهد(15) ولی ظاهرا این عروس به کابین داماد در نیامد و فقط به صورت نامزد باقی ماند.

همان طور که قبلاً اشاره نمودیم ازدواج ها عمدتا سیاسی بود و عروس معمولاً در ولایتی که بود به عنوان یک نیروی امنیتی و میانجی گری عمل می کرد، به همین جهت سلاطین دختر یا خواهر خود را به عقد و نکاح والی ایلاتی در می آوردند که از آن جانب آسوده شوند. سلطان مسعود که برای حفظ ماوراءالنهر به دنبال شخصیتی مطمئن بود گفت: «اگر بغراتگین پسر قدرخان که با ما وصلت دارد بیاید، خلیفت ما باشد و خواهری که از آن ما به نام وی است فرستاده آید تا ما را داماد و خلیفه باشد و شر این فرصت جوی دور شود و اگر او نیاید خوارزمشاه آلتونتاش را بفرماییم تا روی به ماوراءالنهر کند با لشکری قوی که کار خوارزم مستقیم است».(16)

از مطالب فوق برمی آید که بغراتگین در برابر سلطان مسعود به مخالفت برخاسته و نگرانی هایی را برای او فراهم کرده بود که سلطان از برقراری خویشاوندی سخن می گوید و می خواهد با ازدواج خواهر خود با بغراتگین نه تنها ترکستان را امن سازد بلکه بغراتگین، خود را خلیفه سلطان در ماوراءالنهر بداند، که در غیر این صورت سلطان مجبور به لشکرکشی خواهد شد. سخنی که بیهقی بدان اشاره کرد به خوبی اهمیت نقش ازدواج های سیاسی را در امنیت کشور معلوم می کند. 

ازدواج سلطان مسعود با دختر باکالیجار

یکی دیگر از ازدواج ها که به مقاصد سیاسی انجام گرفته، خواستگاری مسعود از دختر باکالیجار است. باکالیجار، پسر امیر منوچهر بن قابوس از آل زیار بود که پس از پدر به امارت گرگان رسید. وی در ابتدای کار برای آنکه دوستی و اطاعت خویش را بر مسعود محرز گرداند، یکی از خواص دربار خود را با تحفه ها و هدایای بی شماری نزد سلطان مسعود فرستاد و اظهار اطاعت کرد.(17) مسعود نیز از دختر وی خواستگاری کرد و عبدالجبار پسر خواجه عبدالصمد را به گرگان فرستاد که مقدمات خواستگاری و ازدواج را فراهم نماید.

عبدالجبار رسالت را به خوبی انجام داد و با مهد و جهیزی به نیشابور بازگشت. بیهقی توصیف زیبایی از استقبال زنان محتشمان نیشابور از عروس به دست می دهد و می نویسد:

«زنان محتشمان نشابور از آن رئیس و قضات و فقها و اکابر و عمال به شب پیش مهد دختر باکالیجار بردند و بر نیم فرسنگ از شهر بود و خدم و قوم گرگانیان را به عزیزی ها در شهر در آوردند.(18) آن شب نشابور چون روز شده بود از شمع ها و مشعل ها و خادمان حرم سلطان به در حرم بنشستند و نوبتی بسیار از پیادگان به درگاه سرای نامزد شدند و حاجبی با بسیار مردم، و چندان چیز ساخته بودند به فرمان عالی که اندازه نبود و فرود فرستادند و نیم شب همه قوم سرای حرم سلطانی از شادیاخ آنجا آمدند. سلطان مسعود بسیار زر و سیم به اطرافیان بخشید و مهمانی ها داد. ... و نماز خفتن، امیر از شادیاخ بر نشست با بسیار مردم از حاشیت و غلامی سیصد خاصه همه سوار و غلامی سیصد پیاده در پیش و پنج حاجب سرایی، و بدین کوشک حسنکی آمد و فرود سرای حرم رفت با خادمی ده از خواص که روا بودی که حرم را دیدندی و این خدم و غلامان به وثاق ها که گرد بر گرد درگاه بود فرود آمدند».(19)

مطالب فوق کیفیت مراسم عروسی سلطان را بر ما روشن می سازد و نشان می دهد که این مراسم چه با عظمت برگزار شد. همین که مراسم عروسی به پایان رسید مسعود رسولان باکالیجار را با هدایای قیمتی به گرگان فرستاد.(20)

آنچه که در مورد این ازدواج قابل اهمیت است جهیزیه ای است که باکالیجار همراه عروس برای سلطان مسعود فرستاده و فقط چند قلم عمده به شرح زیر است:

«دختر تختی داشت، گفتی بوستانی بود در جمله جهیز این دختر آورده بودند، زمین آن تخت های سیمین در هم بافته و ساخته و بر آن سی درخت زرین مرتب کرده و برگ های درختان پیروزه بود با زمرد و بار آن انواع یواقیت چنان که امیر اندر آن بدید و آن را سخت بپسندید و گرد بر گرد آن درختان بیست نرگس دان نهاده و همه سپر غم های آن از زر و سیم ساخته و بسیار انواع جواهر و گرد بر گرد این نرگس دان های سیم طَبَق زرین نهاده، همه پر عنبر و شمّام های کافور، این یک صفت جهیز بود و دیگر چیزها برین قیاس می باید کرد».(21)

هر چند که این ازدواج برای ایجاد تحکیم روابط بین سلطان مسعود و امیر گرگان صورت گرفته بود لیکن بعد از مدتی با وجود خویشاوندی رشته های مودت سست شد و نامهربانی ها بروز کرد و امیر گرگان، سر از اطاعت سلطان مسعود برتافت و به قلعه گرگان متحصن گشت که سلطان مجبور به لشکرکشی به گرگان شد.

 ازدواج امیرمحمد با دخترامیریوسف (عموی خود)

بعضی ازدواج های تاریخ بیهقی، ازدواج های نسبی است که ازدواج امیرمحمد با دخترعموی خود از زمره آنهاست. امیریوسف دو دختر داشت که سلطان محمود دختر بزرگ تر را برای امیرمحمد عقد و نکاح بست و دختر کوچک تر را هر چند که خُرد بود، نامزد امیرمسعود کرد و عقد نکاح نبست ولی زمینه ازدواج و عروسی امیرمحمد را فراهم کرد. همین که مجلس جشن عروسی برگزار شد و بزرگان و محتشمان به جشن و پایکوبی مشغول شدند، از قضا، عروس را تب گرفت و نماز خفتن مهد آوردند ورود غزنین پر شد از زنان محتشمان و بسیار شمع و مشعله افروخته تا عروس را ببرند.(22) اما از بخت بد داماد، عروسی که تب داشت درگذشت و همه آن تدارکات تباه شد. سلطان محمود برای دلجویی از امیرمحمد دختری که نامزد امیرمسعود بود به عقد و نکاح امیرمحمد در آورد ولی دختر بسیار کودک بود و امیرمحمد نمی توانست او را به عنوان همسر به حرمسرا برد. بنابراین تا مرگ سلطان مسعود این دختر را به خانه امیرمحمد نیاوردند. زمانی که امیرمحمد در غزنین به تخت سلطنت نشست دختر را که چهارده ساله بود نزد او آوردند.(23)

از ازدواج امیرمحمد با دختران امیریوسف چند نکته بر ما روشن می شود:

اولاً: دختر و پسر برای ازدواج با یکدیگر اختیاری از خود نداشتند و این پدران بودند که ترتیب ازدواج را می دادند.

دوم: دختران را قبل از بلوغ، نامزد می کردند و حتی عقد و نکاح می بستند.

سوم: هنگامی که داماد تصمیم به عروسی می گرفت دختر حتی اگر آمادگی نداشت می بایست تسلیم شود.

چهارم: شاید بتوان گفت که یکی از عوامل اختلاف بین امیرمحمود و امیرمسعود همین امر باشد، زیرا دختری که نامزد امیرمسعود بود، بدون توافق وی او را به عقد برادرش در آوردند.

 ازدواج دختر سلطان مسعود با احمد فرزند امیرمحمد

یکی دیگر از ازدواج های نسبی، ازدواج دختر سلطان مسعود با احمد پسرعموی خود است. سلطان مسعود بعد از شکست دندانقان 431ه··· .ق، روحیه خود را از دست داد و این شکست در وجود او تأثیرات عمیقی گذاشت. هنگامی که می خواست به قصد لشکرکشی به هند از ایران دور شود از فرزندان برادر بیمناک بود که مبادا در غیبت او تاج و تخت را تصاحب کنند، به همین منظور آنها را نزد خود فرا خواند و نوازش ها کرد و هدایای گران قیمت به آنها داد تا کینه و دشمنی که از سلطان به واسطه عزل پدرشان و حبس کردن او داشتند از بین برود. برای اینکه روابط بین آنها مستحکم تر شود، تصمیم گرفت که دختر خود را به یکی از پسران برادر یعنی امیراحمد بدهد. به فوریت، قبل از حرکت، مراسم عقد و عروسی انجام گرفت.(24)

 ازدواج دختر سبکتکین با  ابوالعباس خوارزمشاه

خوارزم که ایالتی بسیار مهم و غنی بود، همواره فکر سلطان محمود را به خود مشغول می داشت و در صدد تصرف آن بود. حکام خوارزم که این موضوع را به خوبی دریافته بودند برای اینکه از شر تهاجمات محمود در امان مانند، با وی از درِ صلح و دوستی در آمدند. نقش دوستی بین سلطان غزنوی و حاکم خوارزم را «حره کالجی» دختر سبکتکین به عهده داشت چرا که سلطان محمود برای استحکام روابط، خواهر خود را به عقد ابوالعباس علی حاکم خوارزم در آورد. این ازدواج رشته دوستی را چنان مستحکم ساخت که وقتی القادر باللّه برای ابوالعباس خلعت و عهد و لوا (بیرق) و لقب (عین الدوله و زین المله) فرستاد حاکم خوارزم آن را پنهان کرد، مبادا سلطان محمود از او مکدر شود.(25)

 ازدواج امیر مردان شاه فرزند مسعود با دختر سالار بکتغدی

بکتغدی یکی از شخصیت های مهم زمان مسعود بود که شغل حاجبی و سالاری غلامان او را داشت و در بعضی از جنگ های مسعود قیام سپهسالاری لشکر بر عهده او بود. او مردی متنفذ بود و ثروتی زیاد داشت، به همین جهت مسعود دختر او را که بسیار کودک بود برای فرزند سیزده ساله خود امیرمردان شاه خواستگاری کرد و بی توجه به سن عروس و داماد که هنوز به سن بلوغ نرسیده بودند عقد و نکاح بست ولی این عروس و داماد به رغم برگزاری مراسم عروسی نزد والدین خود بودند. از تاریخ بیهقی برمی آید که بکتغدی به این ازدواج چندان راضی نبود، ولی در برابر امر سلطان کاری از او ساخته نبود.

بکتغدی دارای ثروت فراوانی بود و احتمالاً سلطان به طمع ثروت او از دخترش خواستگاری نمود. بیهقی در مورد بخشش های بکتغدی در مراسم عقد و عروسی می نویسد:

«چنان که هیچ مذکور و شاگردپیشه و وضیع و شریف و سپاهدار و پرده دار و بوقی و دبدبه زن نماند که نه صلت سالار بکتغدی بدو برسید، از دوازده هزار درم تا پنج و سه و دو و یک هزار و پانصد و سیصد و دویست و صد و کمتر از این نبود».(26) سالار بکتغدی هدایایی نیز به داماد داد و به او «قبای دیبای سیاه پوشانید، موشح به مروارید و کلاهی چهار پر زر بر سرش نهاد، مرصّع به جواهر و کمر بر میان او بست، همه مکلل به جواهر، و اسبی بود سخت قیمتی، نعل زر زده و زین در زر گرفته و استام به جواهر و ده غلام ترک با اسب و ساز خادمی و ده هزار دینار و صد پاره جامه قیمتی از هر رنگی».(27)

به علت کوچکی سن عروس و داماد مدتی طول کشید که آنها رسما و عملاً عروسی کنند. از آنجایی که سالار بکتغدی ثروتمند بود جهیزی درخور ستایش همراه دختر خود کرد. بیهقی صورت کامل آن را ذکر نکرده و فقط اقلامی از آن را بیان نموده است. او می نویسد: «از بومنصور مستوفی شنودم گفت: چندین روز با چندین شاگرد مشغول بودم تا جهاز را نسخت کردند، ده بار هزار هزار درم بود ... چهار تاج زرین مرصّع به جواهر و بیست طَبَق زرین، میوه آن انواع جواهر و بیست [و] دو کدان زرین جواهر درو نشانده و جاروب زرین ریش های مروارید بسته. از این چیزی چند باز نمودم و از هزار یکی گفتم، کفایت باشد و بتوان دانست از این معنی که چیزهای دیگر چه بوده است».(28)

در ازدواج فوق چند نکته مورد توجه است:

اولاً: سن کم عروس و داماد؛ هر دو به سن بلوغ نرسیده بودند.

دوم: ثروت فراوان پدر عروس و بخشش های او به اطرافیان.

سوم: برگزاری مراسم عقد در خانه پدر عروس.

چهارم: جهیزیه فراوانی که عروس به خانه داماد آورد.

پنجم: در این ازدواج همانند بعضی دیگر از ازدواج ها ذکری از مهریه به میان نیامده است.

بیهقی از ازدواج دیگری بین امیر سعید فرزند سلطان مسعود و خواهر ایلک خان قراخانی و دختر امیر نصر سپاه سالار غزنوی با ایلک خان خبر می دهد ولی از سرانجام آن اطلاعی در دست نیست.(29)

این ازدواج ها عمدتا سیاسی بود. یکی از مهم ترین نکات در این ازدواج ها آن بود که به استثنای تعداد بسیار کمی از آنها، دختر و پسر تا شب عروسی یا شاید تا برگزاری مجلس عقد، یکدیگر را نمی دیدند و از وضع جسمی و روحیه یکدیگر آشنایی نداشتند. پس می توان نتیجه گرفت که عشق و عاشقی در ازدواج های سیاسی چندان تأثیری نداشته است، بدان معنی که قبلاً پسری، دختری را ببیند و محبت او به دل وی بیفتد و سپس از دختر خواستگاری نماید. دختر و پسر بدون اینکه یکدیگر را ببینند با مصلحت والدین با یکدیگر ازدواج می کردند. از آنجایی که علایق مذهبی و سنت های محلی میان آنها قوی بود، این گونه ازدواج ها برای آنها یک امر عادی به شمار می رفت و به محض ازدواج، مهر و محبت یکدیگر به دل شان می نشست و با آرامش خاطر زندگی می کردند. بر خلاف امروز که ازدواج ها عمدتا در شهرها و حتی در بسیاری از روستاها که شکننده است. ازدواج های پیشین کمتر اتفاق می افتاد که به طلاق منجر شود و این سنتی بود که تا چند سال گذشته در این مرز و بوم بدان عمل می شد. امروز هم در بسیاری از روستاهای دورافتاده که به سنت های قدیمی و آبا و اجدادی خود پای بند هستند، این سنت حاکم و جاری است.

 کلمات کلیدی ماشینی : ازدواج، تاریخ بیهقی، بیهقی، سلطان، عقد، زن، دختر، تاریخ بیهقی و ازدواج،

پی نوشتها: ــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ خواجه ابوالفضل بیهقی، تاریخ بیهقی، به کوشش دکتر غنی و دکتر فیاض، انتشارات خواجو، چاپ چهارم، ص193.

2 ـ همان، ص189.

3 ـ همان، ص193.

4 ـ همان، ص379. ترجمه: چه کسی را جانشین کردند؟ عرض کردند: دخترش پوران دخت. فرمود: قومی که کار خویش را به زن واگذارند، هرگز به صلاح نمی رسند.

5 ـ همان، ص14.

6 ـ همان، ص111.

7 ـ همان، ص198.

8 ـ همان، ص215.

9 ـ همان.

10 ـ همان.

11 ـ همان، ص220.

12 ـ جایی است در دو منزلی غزنه.

13 ـ همان، ص425.

14 ـ کتاب، ص426.

15 ـ همان، ص197.

16 ـ همان، ص338.

17 ـ عباس پرویز، تاریخ دیالمه و غزنویان، ص46.

18 ـ کتاب، ص394 ـ 387.

19 ـ همان، ص395.

20 ـ همان، ص396.

21 ـ همان.

22 ـ همان، ص248.

23 ـ همان، ص249.

24 ـ همان، ص660.

25 ـ همان، ص669.

26 ـ کتاب، ص525.

27 ـ کتاب.

28 ـ همان، ص526.

29 ـ همان، ص510.

منبع :پاایگاه اطلاع رسانی حوزه 

  نظرات ()
رمان یار حسین خسروجردی نویسنده: رضا حارث آبادی 09122042389 -09193060873 - ۱۳٩٥/٢/۱٢

پس از چند سال توقیف:

رمان «یار» نوشته حسین خسروجردی به زیر چاپ رفت

رمان یار نوشته حسین خسروجردی به زیر چاپ رفت

رمان «یار» جدیدترین اثر حسین خسروجردی نویسنده فرهیخته سبزواری پس از چند سال توقیف به زیر چاپ رفت.

 

رمان یار به مدت سه سال در دولت گذشته اجازه انتشار پیدا نکرد و سرانجام در دولت کنونی مراحل چاپ و انتشار آن طی شد و انشاالله در ایام نمایشگاه کتاب امسال رونمایی و عرضه خواهد شد.

رمان «یار» توسط انتشارات یوبان چاپ و به بازار کتاب عرضه می شود.

حسین خسروجردی که معمولا در آثار خود به دردهای اجتماعی و مسائل سیاسی کشور توجه دارد، این رمان را با عبارت« با بهاری کوچک در منقار و برای همخوانی با سوسن های آزاد» برای دکتر تقی ارانی پدر اندیشه چپ در ایران نوشته است.

تقی ارانی فعال سیاسی و ناشر ایرانی و آغازگر فکری حزب توده در ایران بود. وی از اعضای برجسته گروه ۵۳ نفر بود که از اواخر سال ۱۳۱۵ تا اوایل سال ۱۳۱۶ به تدریج دستگیر و در زندان موقت تهران و قصر زندانی شدند.
 
 
این گروه که به گروه ۵۳ نفر معروف شدند متهم بودند که از مرام اشتراکی و کمونیستی پیروی می‌کنند. اعضای گروه ۵۳ نفر تا پیش از دستگیری با هم ارتباطی نداشتند و این نام پس از دستگیری به آنها اطلاق شد. آنها عمدتاً زیر شکنجه‌های جانکاه مأموران اداره آگاهی (تأمینات) شهربانی رضاشاه قرار گرفتند و با پرونده‌هایی که برای آنها ساخته شد به زندان‌های درازمدت محکوم و راهی زندان قصر شدند.
دکتر تقی ارانی در ۱۳ شهریور ۱۲۸۲ خورشیدی در تبریز زاده شد و بین روزهای ۱۰ تا ۱۴ بهمن ۱۳۱۸ به طرز مشکوکی در زندان درگذشت. 
از حسین خسروجردی تا کنون آثار دیگری نظیر «تگرگ تاتار»، «جهان بانان»، «ماه گل»، «به نسیم عطر تو می آیم»، «کوشش پروانه» و ... به چاپ رسیده است.
حسین خسروجردی در کنگره بین المللی سربداران که آذرماه 94 برگزار شد، به خاطر رمان زیبای «تگرگ تاتار» مورد تقدیر قرار گرفت.
 
 
منبع وب سایت خبری و تحلیلی اسرارنامه سبزوار   
http://www.asrarnameh.com/news.php?id=13561
  نظرات ()
مراسم آئینی سنتی ختنه سوران نویسنده: رضا حارث آبادی 09122042389 -09193060873 - ۱۳٩٥/٢/٦

ختنه‌ سوران جشنی است که به مناسبت سلامتی کودک پس از ختنه کردن برپا می‌شود. زمان برگزاری این جشن معمولاً در بعدازظهر همان روز ختنه کردن است. رسم بر این است که مهمانان برای کودک هدیه‌ای بیاورند.

ختنه کردن اطفال یکى از آداب و رسوم بسیار قدیمى است که قبل از پیدایش دین یهود نزد بعضى اقوام وجود داشته و نوعى قربانى محسوب مى‌شده است. اقوام سامى و زنگیان پس از تولد طفل غلاف نرم یا زائده نوک آلت تناسلى پسر و دختر را قطع کرده تقدیم خدایان 'تولید نسل' مى‌کرده‌اند. مذهب مسیح این رسم را رها کرد و 'غسل تعمید' را که ریشه و مبداء زرتشتى داشت جایگزین آن نمود.٭ پس از ظهور پیغمبر اسلام (ص) ختنهٔ دختران نزد مسلمانان منسوخ شد و لیکن طبق دستور قرآن کریم و شریعت اسلام و به پیروى از سنتى که حضرت ابراهیم برقرار کرده بود٭ ختنهٔ پسران جزء فرایض دینى گردید.

خَتنه یا پَربرش به بریدن همه یا بخشی از پیش پوست از آلت مردی اشاره دارد.[۱] سنت یا آیین ختنه از تاریخ ثبت شده بشری قدیمی‌تر است و نگاره‌هایی از آن در غارهای دوران نوسنگی و آرامگاه‌های مصری یافته شده‌است. در یهودیت جزو ارکان دین یهودیت است. سنتی است که در اسلام نیز به آن تأکید شده (هرچند در قرآن تصریح نشده، اما در حدیث و سنت آمده است). آمار ختنه پسران در کشورهای مسلمان بالا، در کشورهای اروپائی پائین می‌باشد[نیازمند منبع]. در اروپا ختنه محدود به اقلیت‌های یهودی و مسلمان و غیره است. ختنه در ایالات متحده و کانادا بر خلاف اروپا تا حدی مرسوم است.[نیازمند منبع]

برخی پژوهش‌ها نشانگر فوایدی مانند کاهش عفونت‌های ادراری دوره نوزادی و کاهش خطر بیماری‌های مقاربتی می‌باشند؛ در حالی که برخی پژوهشگران بر پیامدهایی مانند کاهش حساسیت نرینگی به تحریکات جنسی و آثار سؤ روانشناختی آن تأکید دارند.[۲][۳][۴] به صورت متوسط ختنه طول آلت مردانه را نزدیک به یک سانتی‌متر کوتاهتر می‌کند.[۵]

یکی از کهن‌ترین اعمال جراحی شناخته شده در جهان، ختنه می‌باشد که نزدیک پانزده هزار سال از پیشینه آن می‌گذرد و کاوشگران انجام شدن این عمل را در اجساد مومیائی شده مصریان باستان به اثبات رسانده‌اند؛ و از سالیان دور در میان گروهی از سیاهان آفریقا و بخشی از بومیان استرالیا و برخی دیگر (بدون وابستگی مذهبی) رایج بوده است؛ همچنانکه در کتب مذهبی پیروان ادیان اسلام و یهود اشاره و سفارش‌های فراوانی به این کار شده است. ختنه یک جراحی ساده است که توسط پزشکان یا افراد محلی صورت می‌گیرد. وجود ضعف تکنیکی می‌تواند باعث بر جای ماندن عوارض خطرناک زودرس و دیررس شود. عوارض زودرس شامل خونریزی، عفونت، احتباس ادراری، هماتوم، ایسکمی و نکروز گلانس و آمپوتاسیون نرینگی می‌باشد و پیامدهای دیررس شامل کوردی، ختنه نا کامل، تنگی مه آ، کم آمدن و زیاد آمدن پره پوس، چرخش نرینگی و گرانولوم محل ختنه و هیپوسپادیاس ختنه شده و ... می‌باشد. بهتر است ختنه در نوزادی انجام شود.[۶] به هنگام ختنه ممکن است لگام (frenulum) نرینگی هم بریده شود. به این کار لگام‌بُری (frenectomy) گفته می‌شود.[۷]

خرافات

گفته می‌شد که اگر پدری برای پسرش ختنه‌سوران نگیرد، پیش از عروسی پسر خواهد مرد.

  نظرات ()
مطالب اخیر ابوالفضل بیهقی مورخ ، ادیب ، نویسنده و استاد مسلم نثر فارسی امثال و کنایات بیهقی در زبان امروز از نظر استاد ابوالقاسم جلیل پور تحول معنایی در واژه­های تاریخ بیهقی بیهقی و ارزش اثرش‌ تاریخ بیهقی‌ و تأثیر آن بر ادبیات امروز یک شمعدانی برای دختر رحمان بخشی از رُمان یار حسین خسروجردی بیوگرافی استاد حسین خسروجردی نویسنده و رمان نویس برجسته معاصر سبزوار جشن گلریزان مدرسه روستای حارث آباد برای کاریز گریان کسکن به قلم حسین خسروجردی تاریخ در تاریخ بیهقی دکتر عباس میلانی
کلمات کلیدی وبلاگ «تاریخ بیهقی » یا حقی و سیدی (۱) "یلدا این جشن باستانی کهن" (۱) 53 اثر دراماتیک نهفته در تاریخ بیهقی (۱) abolfazl beihaghi (۱۱) abolfazl beyhaghi (٢) abolfazl beyhaghi bolfazl beyhaghi (۱) abolfazlbeyhaghi (۱٥) beihaghabolfazli (٢) beihaghi abolfazl (۱) birthplace village of hares abad a bayhaqi (٢) history of bayhaq (۱) introduction to the history of bayhaqi (۱) khajeh abolfazl mohammaebn hossin beyhaghi (۱) masoudian histo (۱) آئین نوروزی در زادگاه بیهقی (۱) آرامگاه سنایی در غزنین (۱) آشنایی با حسین خسروجردی رمان نویس معاصر سبزوار (۱) آشنایی با محمود امیری عکاس برجسته ایران (۱) آشنایی مختصر با حکیم عمر خیام (۱) آناهید خزیر (۱) آناهید خزیر موسسه شهر کتاب (٢) آناهید خزیر وسسه شهر کتاب (۳) آنتوان چخوف (۱) آیا بیهقی به فردوسی ارادت داشت (۱) آیـا دنیـا چنـد مـاه دیگـر به پایـان خواهـد رسیـد؟ (۱) آیا شب یلدای امسال پایان دنیاست؟ (۱) آیین رزم در عصر غزنویان و تاریخ بیهقی (۱) آیین های ازدواج در تاریخ بیهقی (۱) ابوالحسن علی بن زید بیهقی (۱) ابوالفضل بیهقی (۱٥٤) ابوالفضل بیهقی ادیب شیرین سخن (۱) ابوالفضل بیهقی از منظر بزرگان تاریخ و ادب پارسی (۱) ابوالفضل بیهقی استاد مسلم نثر فارسی (٩٩) ابوالفضل بیهقی استاد مسلم نثر فارسی h (۱) ابوالفضل بیهقی بریده ای از تاریخ بیهقی (۱) ابوالفضل بیهقی پدر نثر فارسی (۱) ابوالفضل بیهقی تاریخ نگار منصف (۱) ابوالفضل بیهقی جوانمردی راستین به قلم دکتر فاطمه ن (۱) ابوالفضل بیهقی حقیقت گوی عادل (۱) ابوالفضل بیهقی در آستانه فراموشی (٤) ابوالفضل بیهقی گزارشگر حقیقت (۱) ابوالفضل بیهقی معمار کاخ نثر پارسی دری است (۱) ابوالفضل بیهقی نویسنده شیعه مذهب ایرانی (۱) ابوالفضل بیهقی و احترام از استاد (۱) ابوالفضل بیهقی و جامعه غزنوی-احسان طبری (۱) ابوالفضل بیهقی و محققان تاریخ او (۱) ابوالفضل بیهقی و نیکیِ نوشتن از حسین خسروجردی (۱) ابوالفضل بیهقی وتاریخ بیهقی (۱) ابوالفضل بیهقی وشعر نو (۱) ابوالفضل بیهقی کیست (۱) ابوالفضل بیهقی کیست؟ (۱) ابوالقاسم جلیل پور (۱) ابولفضل بیهقی و بونصر مشکان (٢) احترام از استاد در آیین بیهقی (۱) احمد شاملو (۱) احمد طالبی نژاد و ارزش های سینمایی تاریخ بیهقی (۱) اختلاس به روایت بیهقی (۱) ارامگاه دکتر شریعتی در دمشق-سوریه: (۱) ارتباط با وبلاگ ابوالفضل بیهقی (۱) ارزش های سینمایی تاریخ بیهقی (۱) ارزشهای ادبی تاریخ بیهقی (۱) ارمغان بهداروند کارشناس ارشد زبان وادبیات فارسی (۱) از روح رمان کوندرا تا جهانبانان خسروجردی (۱) از فراز تا فرود یحیی برمکی (۱) ازدواج در تاریخ بیهقی (۱) ازدواح و شصت توصیه خواندنی (۱) اسب چوبی (۱) اسب چوبی، آیینی کهن از دیار سبزوار (۱) استاد علوی مقدم (٢) استاد علی اصغر محمدخانی شهر کتاب (۱) استاد محمد ابراهیم باستانی پاریزی (۱) استاد منوچهر دانش‌پژوه (۱) استادان زبان فارسی هند ایران (۱) استقبال سوسن شریعتی دختر دکتر شریعتی از پیامکها در (۱) اسرارنامه سبزوار (٢) اصغر فرهادی (۱) افتخار ادبیات فارسی به تاریخ بیهقی (۱) افتخار دیار بیهق و سربداران دکتر شریعتی (۱) افسانه کوه میش (۱) اگر بیهقی عرب‌گراست چرا کتابش به فارسی است (۱) امام حسین (۳) امام حسین (ع)هنوز مظلوم است (٢) امام زمان عج (۱) امثال و کنایات بیهقی در زبان امروز (۱) امیر نعمتی لیمائی (۱) امیر نعمتی لیمائی ، دانشجوی دکترای تاریخ ایران بعد (۱) امیر نعمتی لیمائی وبلاگ سرزمین تار (۱) انتقاد روزنامه افغانی از عدم توجه به تاریخ بیهقی (۱) انتقال چهار راس جبیر باقیمانده از شیر احمد به خواف (۱) انجمن علمی ادبی دانشجویان افغانستان مقیم ایران (۱) انسان ها در نقش بازیگر (۱) انیشتن (۱) انیمیشن زندگی ابوالفضل بیهقی (۱) اهمیت تاریخ بیهقی (۱) اهمیت و جایگاه تاریخ بیهقی در تاریخ و ادب فارسی (۱) اول آبان روز ملی ابوالفضل بیهقی (٦) اول آبان روزبزرگداشت ابوالفضل بیهقی (٤) اول آبان روزملی ابوالفضل بیهقی (۱) اول آبان ماه روز ملی ابوالفضل بیهقی گرامی باد (۱) اول آبانماه 1395 همایش ملی بیهقی در سبزوار (۱) اولین تصحیح تاریخ بیهقی (۱) ایستگاه تحقیقات جنگلها و مراتع حارث آباد (۱) ایستگاه تحقیقات جنگلها و مراتع حارث آباد سبزوار (۱) باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست (۱) بازی کامپیوتری انگری بردز وتهاجم فرهنگی (۱) بال هایت را کجا جا گذاشتی ای انسان ؟ (۱) بالزاک و بیهقی (۱) بچه که بودیم (۱) براتعلی الهی (۱) برای کاریز گریان کسکن به قلم حسین خسروجردی (۱) برای یافتن آرامگاه ابوالفضل بیهقی اشتباه نروید (۱) بردار کردن حسنک وزیر (۱) بررسی شخصیت بونصر مشکان (۱) بررسی شخصیت بیهقی در وبلاگ سکوت بی انتها (۱) بزرجمهر حکیم و کسر (۱) بزرگداشت ابوالفضل بیهقی (۱) بزرگداشت ابوالفضل بیهقی اول آبان ماه در سبزوار برگ (۱) بزرگداشت ابوالفضل بیهقی در 11 آبان ماه 1394برگز (۱) بزرگداشت ابوالفضل بیهقی در اواسط آبان ماه 1394برگز (۱) بزرگداشت بیهقی (۱) بزرگداشت خواجه ابوالفضل بیهقی در سبزوار برگزار شد (۱) بزغاله مار بزرگترین خزنده جنگل های حارث آباد (۱) بلاغت در نامه‌های تاریخ بیهقی (۱) بلقیس سلیمانی داستان‌نویس و ادب‌پژوه (۱) بنای یادبود و تندیس ابوالفضل بیهقی (۱) بورس تحصیلی امام حسین در سخنرانی دکتر علی شریعتی (۱) بونصر مشکان (۱) بونصر مشکان و تاریخ بیهقی (۱) بـوی کباب / داستانک تلخ اما واقعی (۱) بیماری های پسته (۱) بیهق (۱) بیهق این اقلیم هزارتکه باستان بخش سوم (۱) بیهق این دیار هزار تکة باستان حسین خسروجردی (۱) بیهقی (٢٩) بیهقی برجسته ترین تاریخ نگاران تمامی ادوار ایران (۱) بیهقی به روایت دولت‌آبادی (۱) بیهقی تاریخ‌نویسی سخت باریک‌بین است (۱) بیهقی تاریخ نگاری محافظه کار (۱) بیهقی تاریخش را از سر درد نوشته، نه بی‌دردی (۱) بیهقی جمله‌سازی را دگرگون می‌کن (۱) بیهقی حدادعادل و دکتر یاحقی (۱) بیهقی خدای مطلق نثر فارسی (۱) بیهقی خواستِ هنر را بر خواستِ قدرت چیره می‌کند (۱) بیهقی خوانی (۱) بیهقی خوانی در حارث آباد (۱) بیهقی خوانی در روستای حارث آباد (۱) بیهقی در داستان حسنک شاعر است نه مورخ (٢) بیهقی مورخی وفادار و روایتگری هنرمند (۱) بیهقی نویسنده‌ی هنجارشکن (۱) بیهقی و ارزش اثرش‌ (۱) بیهقی و امر به معروف و نهی از منکر (۱) بیهقی و ایران پیش از اسلام (۱) بیهقی و تاریخ‌گرایان نوین (۱) بیهقی و داستان‌نویسی امروز (۱) بیهقی و ساختار روایت (۱) بیهقی و سینما (۱) بیهقی و شاملو (۱) بیهقی و شکسپیر (٢) بیهقی و فردوسی خالق شاهکارهایی جاودان (۱) بیهقی و گرایش تاریخی انصاف (۱) بیهقی و ماجرای کوری امیرمحمد غزنوی (۱) بیهقی و مردم افغانستان و تاجیکستان (۱) بیهقی و مردم هند و پاکستان (۱) بیهقی و میزانسن (۱) بیهقی و هنر نویسندگی (۱) بیهقی و کم لطفی با او در زادگاهش (۱) بیهقی ویحیی خشاب دانشمند مصری (۱) بیهقی کجاست محمدعلی اسلامی‌ندوشن (۱) بیهقی کیست‌ (۱) بیهقی، گزارشگر و مورخ (۱) بیوگرافی استاد حسین خسروجردی (۱) بیوگرافی استاد حسین خسروجردی رمان نویس سبزواری (٢) بیوگرافی حسین خسروجردی رمان نویس معاصر سبزوار (۳) بیوگرافی حسین خسروجردی نویسنده و رمان نویس معاصر س (۱) بیوگرافی دکتر علوی‌مقدم‌ فخر ادبیات سبزوار (۱) بیوگرافی مهدی سیدی فرّخد (۱) پایان دنیا (۱) پتانسیل های سینمایی تاریخ بیهقی (۱) پدر که باشی !!! (۱) پرسه در تاریخ بیهقی (۱) پروفسور عبدالعزیز ساشادینا (۱) پروفسور فضل‌الله رضا (۳) پروفسور میرزا ملا احمد (۱) پروفسور میرزاملااحمد آکادمی علوم تاجیکستان (۱) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (۱) پسته حارث آباد سبزوار (۱) پسته حارث آباد شهرستان سبزوار (۱) پسته روستای حارث آباد سبزوار (۱) پسته و انواع آن (۱) پوران شریعت رضوی در مدرسه روستای حارث آباد (۱) پویایی نثر بیهقی (٢) پیام دکتر غلامعلی حداد عادل در خصوص ابوالفضل بیهقی (۱) پیام دکتر غلامعلی حداد عادل درباره ابوالفضل بیهقی (۱) پیام زن (۱) پیشینه تعزیه (٢) پیله خانقاه مجنون (۱) پیوند دو ناساز آشتی ناپذیر در تاریخ بیهقی (۱) تأثیر کلام و بیهقی در چیست؟ (۱) تا (۱) تا شقایق هست، زندگی باید کرد (۱) تاب نوشته های دکتر علی شریعتی (۱) تاپ نوشته های خواندنی محمود دولت آبادی (٢) تاریخ بیهقی شاهکار ابوالفضل بیهقی (۱) تاریخ آل سبکتکین (۱) تاریخ بیهقی (٢۱٢) تاریخ بیهقی‌ و تأثیر آن بر ادبیات امروز (۱) تاریخ بیهقی‌گلزار کلام‌ دکتر محمد حسن صنعتی (۱) تاریخ بیهقی رُمان آموزنده (۱) تاریخ بیهقی ،دریایی از آگاهی‌های تاریخی (۱) تاریخ بیهقی ابوالفضل بیهقی نثری کهن (۱) تاریخ بیهقی ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی حارث آبادی (٢) تاریخ بیهقی ادبیات را برای بسط تاریخ به خدمت گرفت (۱) تاریخ بیهقی این مکتوب یال افشان جاوید (۱٠) تاریخ بیهقی تاریخ است یا ادبیات (۱) تاریخ بیهقی تاریخ حقیقت (۱) تاریخ بیهقی تاریخ یا روزنامه نگاری (۱) تاریخ بیهقی تاریخی است گوهرنگارانه و واکاوانه (۱) تاریخ بیهقی در بوته ی نقد جدید (۱) تاریخ بیهقی در بوته ی نقد جدید دکتر فروغ صهبا (۱) تاریخ بیهقی در منزلت تاریخی دکتر محمد حسن صنعتی (۱) تاریخ بیهقی علی اکبر فیاض (۱) تاریخ بیهقی مهدی سیدی فرخد (۳) تاریخ بیهقی مهم‌ترین منبع تهران‌شناسی است (۱) تاریخ بیهقی نمونۀ درخشان استفاده از روایت در تاریخ (۱) تاریخ بیهقی و ازدواج های سیاسی (٢) تاریخ بیهقی و جنبه نمایشی آن (۱) تاریخ بیهقی و زنان (۱) تاریخ بیهقی و نقش آن در معرفی معماری و شهرسازی (۱) تاریخ بیهقی کتابی از میان رفته آرزویی شکل نگرفته (۱) تاریخ بیهقی یا تاریخ ناصری (۱) تاریخ بیهقی یک اثر کاملا ایرانی (۱) تاریخ بیهی (۱) تاریخ در تاریخ بیهقی (۱) تاریخ در تاریخ بیهقی دکتر عباس میلانی (۱) تاریخ نگاری بیهقی (۱) تاریخنامة بدیع (۱) تاغ (٢) تبریک روز مادر (۱) تبریک روز همسر (۱) تبریک سال نو و عید نوروز (۱) تتاریخ بیهقی (۱) تحلیل سیاسی زبان بدن در تاریخ بیهقی (۱) تحول معنایی در واژه­های تاریخ بیهقی (۱) تخریب مساجد در بازی بازی کامپیوتری انگری بردز (۱) تصاویر تعزیه حارث آباد شهرستان سبزوار (۱) تصویر چهره خواجه ابوالفضل بیهقی (۱) تعزیه خوانان سبزوار (۱) تعزیه 1391 روستای حارث اباد سبزوار (۱) تعزیه حارث آباد (۱) تفسیر نمونه قرآن کریم (۱) تقی ارانی فعال سیاسی و ناشر ایرانی (۱) تلگرام بیهقی (۱) تندیس ابوالفضل بیهقی (۱) تندیس ابوالفضل بیهقی در سبزوار ساخته و نصب می شود (۱) تنفر از انسانهای تیز بین (۱) توصیه دکتر باستانی پاریزی در مورد ابوالفضل بیهقی (۱) ثبت اول آبان به عنوان روز ملی بیهقی (۱) ثبت اول آبان به عنوان روز ملی بیهقی و نثر فارسی (۱) ثبت روز اول آبان به عنوان روز ملی بیهقی (٢) ثبت کتاب تاریخ بیهقی به عنوان میراث معنوی جهانی در (۱) جامع التواریخ و تاریخ مسعودی (۱) جای خالی سلوج (۱) جایزه ابوالفضل بیهقی پدر نثر فارسی (۱) جایزه داستانی بیهقی (۱) جایزه دوسالانه فرهنگی ادبی بیهقی (۱) جایزه فرهنگی ادبی ابوالفضل بیهقی (۱) جدایی نادر از سیمین (۱) جذبه های گردشگری سبزوار (۱) جستاری چند از تاریخ بیهقی (۱) جشن ختنه سوران (۱) جشن گلریزان مدرسه روستای حارث آباد (۱) جشنواره فرهنگی هنری بیهقی (٤) جلسه پایانی درس‌گفتارهایی درباره‌ی بیهقی (۱) جملات ابوالفضل بیهقی (۱) جملات الهام بخش (۱) جملات الهام بخش برای زندگی 11 1 (۱) جملات الهام بخش برای زندگی22 (۱) جملات بزرگان محمود دولت آبادی و ریچارد باخ (۱) جملات زیبا از دکتر شریعتی (۱) جملات زیبا و بی نظیر بیهقی (۱) جمله‌های کم‌یاب تاریخ بیهقی (٢) جمله‌های کم‌یاب تاریخ بیهقی از نظر استاد منوچهر دا (۱) جنگل تاغ حارث اباد (۱) جنگل تاغ حارث اباد در استانه نابودی (۱) جنگل حارث آباد در آستانه نابودی (۱) جنگل حارث آباد سبزوار از عرش تا فرش (۱) جنگل حارث آباد سفره ای پهن برای موشها (۱) جنگل حارث آباد مهمترین قربانی هنرنمایی مسئولین (۱) جنگل حارث اباد در استانه نابودی (۱) جهانبانان حسین خسروجردی نویسنده معاصرسبزوارو (۱) چرا «تاریخ بیهقی» شاهکار است؟ (۱) چرا اضافه وزن (۱) چرا بیهقی هیچ اشاره‌ای به فردوسی ندارد (۱) چگونگی انتخاب اول آبان به عنوان روز ملی بیهقی (۱) چگونه از کابینت های mdfنگهداری کنیم (۱) چند قدم تا نابودی ایستگاه تحقیقات حارث آباد (۱) چهار جشن موسمی در تاریخ بیهقی (۱) چهره ماندگار سال 1383 دکتر علوی مقدم (۱) حاج محمد فاضلی پور (٢) حارث آباد (۱) حارث آباد روستایی با بیشترین کامیون در کشور (۱) حارث آباد قطب اول پسته شهرستان سبزوار (۱) حج از نگاه دکتر شریعتی (۱) حجم و محتوای تاریخ بیهقی (۱) حدادعادل میهمان همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی 1393 (۱) حدادعادل و قول ثبت اول آبان به عنوان روز ملی بیهقی (۱) حدیث خداوندگی و بندگی (۱) حدیث خداوندگی و بندگی دکتر محمد دهقانی (۱) حدیث خداوندی و بندگی تحلیل تاریخ بیهقی از دیدگاه ا (۱) حسین (ع) هنوز مظلوم است (۱) حسین خسروجردی (٢) حسین خسروجردی در همراهی و همدلی با زلزله زدگان مرد (۱) حسین خسروجردی رمان نویس بزرگ سبزواری (۱۱) حسین خسروجردی رمان نویس بزرگ معاصر سبزوار (٢) حسین خسروجردی رمان نویس بزرگ معاصر سبزواری (۱) حسین خسروجردی رمان نویس سبزواری (۱) حسین خسروجردی رمان نویس معاصر سبزوار (۱) حسین خسروجردی نویسنده توانای معاصر سبزوار (٦) حسین خسروجردی نویسنده رمان تگرگ تاتار (۱) حسین خسروجردی نویسنده لطیف طبع خراسانی (٢) حسین خسروجردی نویسنده معاصر تاریخ وادب فارسی (۸) حسین خسروجردی نویسنده و رمان نویس فارسی (۱) حسین خسروجردی و خاطراتی ودبیرستان ابن یمین سبزوار (۱) حسین خسروجردیو نقد گروه داروگ (۱) حسین خسروجری مردی از جنس کویر صادق وبی ریا (۱) حسین منصور نژاد (۱) حضرت سلیمان و مورچه (۱) حضرت علی از دیدگاه دکتر شریعتی به بهانه تولد آن ام (۱) حضور مدیران غیر بومی در سبزوار (۱) حمله موش های دو پا به حارث آباد (۱) حمید حمیدیان (۱) حنیف افخمی ستوده‌ (۱) حکایت دزد و دلقک (۱) حکایتی زیبا از تاریخ بیهقی (۱) حیلت رها کن عاشقا (۱) خبرگزاری شبستان (۱) خبرنگار تاریخی سبزوار (۱) خبرنگاران عزیز به داد جنگل حارث آباد برسید (۱) خلاقیت در کارت عروسی یک سبزواری (۱) خواب مسئولان فرهنگی سبزوار (۱) خوشبختی چیست و خوشبخت کیست ؟ (۱) خوشناسی و درگیر شدن با خود (۱) خیال‌پردازی‌های بیهقی در تاریخ بیهقی (۱) داستان بوبکر حصیری به روایت بیهقی (۱) داستان آموزنده (۱) داستان افشین و بودلف (٢) داستان بر دار کردن حسنک وزیر (۱) داستان حسنک وزیر (٢) داستان حسنک وزیر تاریخ بیهقی (۱) داستان حسنک وزیر در تاریخ بیهقی (۱) داستان های عبرت انگیز (۱) داستان وارگی تاریخ بیهقی به قلم دکترسید احمد رضی د (۱) داستانک آموزنده (۱) داستانک معلم و دانش آموز (۱) دانشگاه حکیم سبزوار (۱) دانشگاه حکیم سبزواری (٢) دانشگاه علامه طباطبایی (۱) دانلود کتاب الکترونیکی تاریخ بیهقی (۱) در پی هتک حرمت به ساحت حضرت پیامبر(صلی الله و عل (۱) در حق خواجه ابوالفضل بیهقی کم لطفی شده است (۱) در روشنایی های اتاق تاریک (۱) در و دل های خداوند (۱) دربار وبردار نمایشی با اقتباس از داستان حسنک وزیر (۱) درد دلی با خدا (۱) دعا جهت رفع غم (۱) دعوتنامه مراسم بیهقی خوانی در محل بیهقی (۱) دفع غیر اصولی زباله های سبزوار (۱) دل خوش از آنیم که حج میرویم (۱) دلسوزی عزرائیل (۱) دلنوشته ای برای استاد محمود دولت آبادی (۱) دمهدی سیدی (۱) دَمی با جلوه های ِ جانِ محمود دولت آبادی (۱) ده درس خنده دار (۱) ده فایده مهم لبخند زدن (۱) دوست از نظر بزرگان (۱) دکتر محمّد جعفر یاحقّی (۱) دکتر ابوالقاسم رحیمی استاد ادبیات ت (۱) دکتر احمد رضی (۱) دکتر احمد رضی عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان (۱) دکتر استاجی دانشگاه تربیت معلم سبزوار (۱) دکتر الهه معروضی (۱) دکتر جواد حدادنیا رئیس دانشگاه حکیم سبزورای (۱) دکتر حسن بلخاری (۱) دکتر حسن دلبری (۱) دکتر حسن دلبری شاعر برجسته سبزواری و بیهقی (۱) دکتر حمید عبداللهیان (۱) دکتر حورا یاوری (۱) دکتر خلیل خطیب رهبر (۱) دکتر راشد محصل (۱) دکتر سلیمانی دانشگاه هنر اصفهان (۱) دکتر سهیلا صلاحی‌مقدم و جایگاه زنان در روزگار بیهق (۱) دکتر سید احمد رضی (۱) دکتر سید جعفر حمیدی (۱) دکتر سید محمد علوی مقدم (۱) دکتر سیدمحمد علوی مقدم استاد برجسته و چهره ماندگار (۱) دکتر سیده شکوفه اکبرزاده (۱) دکتر سیدی (۱) دکتر طالبی شهردار سبزوار (۱) دکتر عباس میلانی (۱) دکتر عبدالرضا مدرس زاده (٢) دکتر علوی مقدم در همایش ابوالفضل بیهقی (۱) دکتر علی شریعتی (٢) دکتر غلامحسین یوسفی (۱) دکتر غلامعلی حدادعادل (۱) دکتر فاطمه نعنا فروش (٢) دکتر فروغ صهبا (۱) دکتر فروغ صهبا عضو هیات علمی دانشگاه اراک (۱) دکتر فروغ صهبا و تاریخ‌گرایی نوین به تاریخ بیهقی (۱) دکتر قاسم صحرائی (۱) دکتر قاسم صحرایی استاد دانشگاه لرستان (۱) دکتر محمد جعفر بیقهی (۱) دکتر محمد جعفر یا حقی (۱) دکتر محمد جعفر یاحقی (۳) دکتر محمد حسن صنعتی (۳) دکتر محمد دهقانی (۱) دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی (۱) دکتر محمدجعفر یاحقی (۱) دکتر محمدرضا حسنی جلیلیان (۱) دکتر مدرس زاده (۱) دکتر مریم حسینی استاد ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا (۱) دکتر مهیار علوی مقدم (٢) دکتر میرجلال‌الدین کزازی (۱) دکتر یاحقی (۱) دکترمدرس زاده عضو هیات علمی دانشگاه آزاد کاشان (۱) دیبای خسروانی (٢) دیبای زربفت (۱) دیدگاه منتقدان درباره بیهقی (۱) ذکر بر دار کردن حسنک وزیر رحمه الله علیه (۱) ربعین حسینی (۱) رحلت پیامبر اکرم (ص)‌ (۱) رسول خدا (صل الله علیه و آله) (۱) رضا حارث آبادی (٧٩) رطب خوذده کی منع رطب کند (۱) رفتار مدیران (۱) رُمان یار حسین خسروجردی (۱) رمان یا حسین خسروجردی (۱) رمان یار حسین خسروجردی (۱) رمــــز عــاشــقـی شعری از تینا ف (۱) رنگ سال (۱) روابط عمومی شهرداری سبزوار (۱) روان شناسی شناختی ابوالفضل بیهقی (٢) روانشناسی شخصیت بیهقی (۱) روانشناسی کار (۱) روایت (۱) روایت‌شناسی (۱) روایت ابوالفضل بیهقی مورخ بزرگ ایرانی از آیین نورو (۱) روایت در تاریخ بیهقی (۱) روایت سپهسالار غازی در تاریخ بیهقی (۱) روایت فروگرفتن اریارق سالاز بزرگ غزنوی (۱) روایت و روایت پژوهی درتاریخ بیهقی (۱) روایتی شیرین و دیدنی بیهقی (۱) روح‌الله مهدی‌پورعمرانی (۱) روز اول آبان ماه بنام ابوالفضل بیهقی (۱) روز اول ابانماه روز ملی بیهقی (٢) روز بزرگداشت بیهقی در آستانه فراموشی (۱) روز خبرنگار (۱) روز زن (۱) روز ملی ابوالفضل بیهقی روز اول آبان (۳) روز ملی ابوالفضل بیهقی روز اول آبان به نام (۱) روز ملی ابوالفضل بیهقی (٤) روز ملی ابوالفضل بیهقی از رویا تا واقعیت (۱) روزگار محمود غزنوی چهار فصل گمشده‌ی تاریخ بیهقی (۱) روزملّی بزرگداشت بیهقی (۱) روزه و رژیم غذایی (۱) روستای حارث آباد سبزوار (٦۳) روستای حارث آباد سبزوار زادگاه ابوالفضل بیهقی (۱٠۸) روستای حارث آباد شهرستان سبزوار (۱) روستای حارث اباد سبزوار (۸) روستای حارث اباد شهرستان سبزوار قسمت اول (۱) روستای فسنقر سبزوار (۱) روستای گاچ سبزوار (۱) روستای کیذور و دیوانخوی (۱) روضه‌ های رضوانی، دفتر شعرهای ابوالفضل بیهقی (۱) روضه های رضوانی دفتر شعرهای آزاد ابوالفضل بیهقی (۱) رونمایی از دو کتاب تازه تألیف در حوزه ادبیات فارسی (۱) ریچارد باخ (۱) زادگاه ابوالفضل بیهقی (۱) زخمی کاری بر تن رنجور حارث آباد (۱) زلزله خراسان جنوبی، زهان، شاج نویسنده: عبداله باق (۱) زمانه زندگی و کارنامه ی بیهقی (۱) زنان تاثیرگذار ایرانی در تاریخ بیهقی و شاهنامه فرد (۱) زنان در تاریخ بیهقی چه جایگاهی دارند؟ (۱) زندگـی زیباسـت چشمـی بـاز کـن - مولانا (۱) زندگی نامه ابوالفضل بیهق (۱) زندگی نامه استاد حسین خسروجردی (۱) زندگی و گذر عمر گرانمایه (۱) زندگینامه دکتر محمد جعفر یاحقی (۱) زیباترین داستان ادبیات فارسی از ابوالفضل بیهقی (۱) ژان پل سارتر (۱) سابقه تصحیح تاریخ بیهقی (۱) ساختار روایت در تاریخ بیهقی (۱) سال 1393 بر تمامی بهاریان مبارک (۱) سبزوار پایتخت نثر ایران (۱) سبزوار پایتخت نثر فارسی (۱) سبزوار شهر ارغوان های مشکبار (۱) سبزوار شهری بدون مسئول فرهنگی (۱) سبزوار نیوز (٢) سبزوار و نیشابور دو شهر هم تاریخ و همچند (۱) سبزوارپژوهی و بیهق پژوهی (۱) سبوس چیست؟ (۱) سبک زندگی اسلامی ایرانی در تاریخ بیهقی (۱) سخنرانی دکتر علی شریعتی در دانشکده نفت آبادان (۱) سرود رسمی مسابقات المپیک 2012 لندن (۱) سعید فاضلی پور در نمایش دربار و بردار (۱) سفیر سابق ایران در یونسکو (۱) سلام سربدار (۱) سلام ششتمد (۱) سلطان مسعود (۱) سلطان مسعود و خوردن بیست و هفت ساتگین نیم منی شراب (۱) سلوک محمود دولت آبادی (۱) سهراب سپهری (۱) سهرابی سپهری (۱) سکوت بی انتها وبلاگ محمد اکبری (٢) سیدحکیم بینش (۱) سیدنورالله رضوی مدیر فرهنگی دانشگاه حکیم سبزواری (۱) سیر تحول تیپ مردان ایرانی در 100سال (۱) سیزدهم رجب ولادت حضرت علی (ع) و بزرگداشت (۱) سیما وزیرنیا (۱) شاعر مجتبی حیدری (۱) شاعرانگی در تاریخ بیهقی (۱) شاعرانگی های بیهقی (۱) شاهنامه و تاریخ بیهقی دو ستون ادبیات فارسی اند (۱) شب از طهران تا تهران (۱) شخصیت بیهقی (۱) ششمین همایش بزرگداشت روز ملی ابوالفضل بیهقی (۱) ششمین همایش مراسم بزرگداشت روز ملی ابوالفضل بیهقی (۱) ششمین همایش ملّی ابوالفضل بیهقی اول آبان 1395 (۱) شعر بیهقی (۱) شعر سبزواری/ اینجه سبزوارس (۱) شعر قلم به دست ابوالفضل بیهقی باشد (۱) شعر محلی سبزواری (۱) شعر مدرسه عشق (۱) شعر مرگ ناصری احمد شاملو (۱) شعر نه نه گل محمد قهرمان داستان کلیدر (۱) شعرهایی از ابوالفضل بیهقی (۱) شعری از آرش – به یاد ابوالفضل بیهقی (۱) شعری از علی مظفر درباب حسنک وزیر (۱) شعری در محکومیت توهین به پیامبر اسلام (۱) شمه ای از داد وَری های ِ تاریخ بیهقی (٢) شناخت ادبی تاریخ بیهقی (۱) شهادت امام حسن (ع) (۱) شهادت امام رضا (ع) (۱) شهر کتاب (٢) شهرستان سبزوار خراسان رضوی (۱) شهرکتاب آناهید خزیر (۱) شهید حارث آباد (۱) شهید قاسم اخلاقی اهل روستای حارث آباد (۱) شورای فرهنگ عمومی (۱) صادق هدایت (٢) صادق هدایت ما توی سر گردنه زندگی می کنیم (۱) صنایع ادبی در تاریخ بیهقی (۱) صنایع چوب طاهای بیهقی (۱) ضمیر ناخودآگاه (۱) طنز و طعنه در تاریخ بیهقی محمّد جعفر یاحقّی (۱) طنزنان حلال (۱) طنزهای اجتماعی مملی (۱) ظرفیت های ادبی تاریخ بیهقی (۱) عبدالله انوار مترجم و پیش کسوت علم نسخه شناسی (۱) عدم برگزاری بزرگداشت ابوالفضل بیهقی (۱) عروسی از بلندی های جولان (۱) عزاداری در تاریخ بیهقی (۱) عشق مرد از نگاه دکتر شریعتی: (۱) علل روانشناختی خنده : (۱) علی‌اصغر محمدخانی (۱) علی‌اکبر باقری خلیلی (۱) علی محمدی­ نژاد دانشجوی کارشناسی ­ارشد (۱) علی مظفر فرزند کویر سبزوار (۱) علیرضا پور شبانان (۱) علیرضا کمری تاریخ‌پژوه و محقق (۱) عکس تعزیه روز عاشورا ی محرم سال 1390در روستای حار (٢) عکس حسین خسروجردی نویسنده توانای رمان فارسی (۱) عکس ختنه سوران (۱) عکس محرم 1391 روستای حارث اباد شهرستان سبزوار (۱) عکس های محرم 1393 روستای حارث اباد (٢) عکسهایی از مراسم عزاداری محرم 1392 حارث آباد (۱) عید حجاج (۱) عید سعید فطر مبارک بیاد (۱) عید سعید قربان مبارک باد (۱) غایبان بزرگ همایش ملی بیهقی درروز اول آبان 1392 (۱) غزل از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی (مستی سلا (۱) غزل از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی رومی (غزل (۱) غزنین پایتخت فرهنگی جهان اسلام (۱) فاطمه فاطمه است (۱) فاطمه گریوانی (۱) فرا رسیدن ماه ربیع مبارک باد (۱) فراخوان مقاله جهت همایش ملّی ابوالفضل بیهقی (۱) فردوسی و بیهقی دو ضلع زبان فارسی (۱) فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۱) فروگرفتن حاجب غازی (۱) فریدون حلمی (۱) فصلنامه سیاسی ادب و فرهنگی گیلان ما (۱) فصلنامه علمی پژوهشی متن پژوهی ادبی (۱) فقر فرهنگی (۱) فلسفه‌ی تاریخ از دیدگاه بیهقی (۱) فلسفه تاریخ از دیدگاه ابوالفضل بیهقی (٢) فهمید که : (۱) فواید خندیدن و شاد بودن (۱) قابل توجه خبرنگاران محترم از باجاباج آذزبایجان تا (۱) قابل توجه خبرنگاران محترم پس از زلزله چه می گذرد ؟ (۱) قابل توجه مسئولین محترم شهرستان سبزوار (۱) قاضی بست (۱) قاضی بُست (٢) قاضی بُست و دیگاه پروفسور فضل‌الله رضا (٢) قاضی بُست و دیگاه پروفسور فضل‌الله رضا بخش دوم (۱) قـدرت کلمـات را دسـت کـم نگیـریم (۱) قرآن (۱) قی استاد مسلم نثر فارسی (۱) قیامت (۱) گرگ زاده ای که گرگ نبود (۱) گروه ادبیات فارسی آموزش و پرورش خراسان رضوی (۱) گروه ورشرنگ سبزوار (۱) گزارش ایرنا از همایش بزرگداشت بیهقی (۱) گزارش تصویری بزرگداشت ابوالفضل بیهقی (۱) گزارش تصویری درس گفتارهایی درباره‌ی بیهقی (۱) گزارش همایشی بنام ابوالفضل بیهقی در سبزوار (۱) گزینشی از شاهکارهای بیهقی (۱) گفتمان‌های فراتاریخی در تاریخ بیهقی (۱) گل های زیر پنجره داستان نویسی سبزوار (۱) لاهوتی کرمانشاهی (۱) لاهوتی کرمانشاهی زهی دل آفرین دل مرحبا دل (۱) لباس زن از نظر دکتر شریعتی (۱) لشکرکشی موش ها به جنگل حارث آباد سبزوار (۱) لیلة المبیت (۱) لینک کانال و سوپر گروه تاریخ بیهقی ابوالفضل بیهقی (۱) لیونل مسی مسلمان شد؟ +سند (۱) ما ایرانی ها دقت کردین تـرول های مـاندگار (۱) ما کُهنِه نیستیم ، کُهَنیم / به مناسبت شب یلدا (۱) ماجـرای یک عـروسی‌ غم‌ انگیـز (۱) ماه مبارک رمضان (۱) ماه محرم امام حسین (٢) ماهنامه تجربه (۱) ماهیت زبان در تاریخ بیهقی (۱) ماهیت زبان در تاریخ بیهقی داستان افشین و بودلف (۱) مبانی دراماتیک داستان حسنک وزیر (۱) متن تاریخ برجسته بیهقی ثبت جهانی می شود (۱) متن روز پدر (۱) متن روز معلم (۱) متن شعر تو نسیم خوش نفسی (۱) مثلث خراسانی : حسنک وزیر، بیهقی، دولت آبادی (۱) مجله اینتر نتی سبزواریها (۱) مجله اینترنتی اسرارنامه (٢) مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار (٧) مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار (۸) مجله تخصصی بخارا (۱) مجموعه درس گفتارهایی درباره‌ بیهقی در شهرکتان (۱) محرم 1391 روستای حارث اباد به روایت تصویر (۱) محرم 1392 روستای حارث آباد (۱) محرم 1393 حارث اباد سبزوار (۱) محسن آشتیانی پژوهشگر ایرانی (۱) محلی خراسانی (۱) محمد اکبری و نمایش دربار وبردار (۱) محمد رضا حاج بابایی (۱) محمد صدرا حارث آبادی (۱) محمد عبدالله زاده ثانی محقق وکارشناس باستان شناسی (۱) محمد علی سپانلو و بیهقی (۱) محمدرضا محسنی ثانی (۱) محمدصدرا عزیز دلم (۱) محمود بیهقی (۱) محمود دولت آبادی (۸) محمود دولت آبادی بزرگترین رمان نویس معاصر (٤) محمود دولت آبادی بیهقی را آموزگار مهم خود می دانم (۱) محمود دولت آبادی در شهر کتاب (۱) محمود دولت آبادی رمان نویس برجسته سبزواری (٦) محمود دولت آبادی گلواژه های ماندگار (۱) محمود دولت آبادی نامزد جایزه کتاب داستانی آمریکا (۱) محمودبیهقی نویسنده شهیر معاصر سبزوار (۱) محموددولت آبادی (۱) محود دولت آبادی در همایش ابوالفضل بیهقی (۱) محور سبزوار به حارث آباد (۱) محکومیت توهین به ساحت حضرت روسول اکرم (۱) مدرسه حارث آباد (۱) مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری (۱) مراسم بیهقی خوانی تاریخ بیهقی (۱) مراسم بیهقی خوانی در حارث آباد (۱) مراسم بیهقی خوانی کتاب تاریخ بیهقی در زادگاه بیهق (۱) مراسم بیهقی خوانی کتاب تاریخ بیهقی اثر ابوالفضل بی (۱) مردم آذربایجان تسلیت تسلیت (۱) مرضیه زلیکانی (۱) مرغ وپوست مرغ و همسایگی (۱) مرگ بیهقی (۱) مریلین رابینسون والدمن (۱) مسئولین محترم شهرستان سبزوار (۱) مصدق مردی از جنس آزادی (۱) معرفی جامع و کلی از شهرستان سبزوار (۱) معرفی روستای حارث آباد شهرستان سبزوار (٢) معرفی سوپر گروه تلگرام دوستداران تاریخ بیهقی (۱) معرفی گروه هنری ورشرنگ سربداران سبزوار (۱) معرفی مختصری در مورد آقای حسین خسروجردی (۱) معرفی کامل بیهقی و تاریخ بیهقی (۱) معرفی کتاب کوشش پروانه به قلم استاد حسین خسروجردی (۱) معلم شهید دکتر شریعتی (٦) معلم شهید دکتر علی شریعتی (٥) معلم عزیز (۱) مفاخر تعزیه سبزوار (۱) مفاخر حارث آباد (۱) مفاخر سبزوار و بیهق (۱) مقاله سور و سوگ در تاریخ بیهقی (۱) مقام معظم رهبری (۱) مقایسه تاریخ بیهقی وشاهنامه فردوسی (۱) ملاحسین واعظ کاشفی (۱) منش متناقض بیهقی در شناخت فلسفه‌ی تاریخ (۱) منصوره اتحادیه (۱) منطقه حفاظت شده شیر احمد سبزوار (۱) مهدی حارث آبادی دانشجوی کارشناسی ارشد پرستاری (۱) مهدی سیدی (۱) مهدی سیدی پژوهشگر و مصحح تاریخ بیهقی (۱) مهدی سیدی عضو هیات مدیره فرهنگسرای فردوسی (۱) مهدی مقصودی (٢) مهدی موعود ( عج) (۱) مهر پدر و فرزندی (۱) مهرداد اوستا (۱) مهریه ازدواج در ایران (۱) مهندس طالبی شهردار سبزوار (۱) مهندس مرتضی طریقتی (۱) موفقیت (۱) مولانا (۱) نابودی جنگل حارث اباد 2 (۱) نازنین فرزاد عضو هیئت علمی دانشگاه گرمسار (۱) نام آوران سبزوار ملاحسین واعظ کاشفی (۱) نام اصلی تاریخ بیهقی (۱) نثر بیهقی‌ (۱) نثر پارسی نیز مدیون ابوالفضل بیهقی (۱) نثر تاریخ بیهقی (۱) نثر تاریخ بیهقی جریان ساز است (۱) نثرنویسی به سبک بیهقی (٢) نحوه نامگذاری روزها و مناسبت های خاص (۱) نشریه ستاره شرق (۱) نشریه صبح نیشابور (۱) نظریه ادیبان و مورخان درباره بیهقی (۱) نقد رمان جهانبانان حسین خسروجردی به قلم اسحاقیان (۱) نقد دروغ‌بستن‌ها بر سبک نگارش بیهقی (۱) نقدی بر اثر فاخر و جدید گروه موسیقی داروگ سبزوار (۱) نقش صدا و سیما در شناخت بیهقی (۱) نقش غلامان در تاریخ بیهقی (۱) نگاهی به تاریخ بیهقی و ترجمه انگلیسی آن (۱) نگاهی به چند شخصیت در تاریخ بیهقی (۱) نگاهی تحلیلی به حوزه ادبیات داستانی دیار سربداران (۱) نگاهی دراماتیک به داستان حسنک وزیر (۱) نماینده مردم سبزوار در مجلس شورای اسلامی (۱) نوایی نوایی (۱) نوستراداموس (۱) نون نوشتن محمود دولت آبادی (۱) نکات و ترکیبات نامانوس در تاریخ بیهقی (۱) نکته ادبی درخصوص تنفر (۱) نیازی به انتقام نیست (۱) نیایش های پیامبر (ص) (۱) هفت سین ایرانی (۱) هفتم آبان روز کوروش گرامی باد (۱) همایش‌‌علمی بزرگداشت بیهقی (۱) همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی (٢) همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی سبزوار (٢) همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی اول آبانماه 1393 (۱) همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی در اول آبان سبزوار (۱) همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی عکس (۱) همایش بزرگداشت بیهقی اول آبانماه در شهرستان سبزوار (۱) همایش ملی معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی (۱) همایشی کوچک برای یک نویسنده بزرگ (۱) همه چیز درباره درختچه تاغ (۱) همه حج می روند، ما حج بیاوریم (۱) هنر نویسندگی ابوالفضل بیهقی (٢) هنر نویسندگی بیهقی (۱) هنر نویسندگی بیهقی از نظر محمود دولت آبادی (۱) واژگان کهن زبان فارسی را مرهون بیهقی (۱) وب سایت سبزوار فرهنگ (۱) وب سایت گروه ورشرنگ (۱) وبسایت خانه فرهنگ دانشجو (۱) وبلاگ سبزوار شهر برترین ها (۱) وبلاگ سرزمین تاریخ (۱) وبلاگ عبداله باقری حمیدی (۱) وحید ششتمدی (۱) وزیری امیر حسنک (۱) وزیری امیر حسنک در جمع پرفروش‌ترین کتاب‌های هفته ا (۱) ویژگی خاص آیه الکرسی (۱) ویژگی سخن ابوالفضل بیهقی (۱) ویژگی های تاریخ بیهقی (۱) ویژگی های سلطان مسعود از نگاه ابوالفضل بیهقی (۱) کابینت طریقتی (۱) کاریکاتور های وبلاگ طنز اجتماعی مملی (۱) کامیون داران حارث آباد سبزوار (۱) کامیون های روستای حارث آباد (۱) کانال تلگرام ابوالفضل بیهقی (۱) کتاب بیهقی پژوهشی در ایران (۱) کتاب بیهقی پژوهی تالیف دکتر احمد رضی (۱) کتاب تاریخ بیهقی روایتی سینمایی (۱) کتاب دهانه‌های آتش (۱) کتاب ماهگل حسین خسروجردی نویسنده معاصر سبزوار (۱) کتاب های بیهقی (۱) کتاب کوشش پروانه به قلم استاد حسین خسروجردی (۱) کتابخانه شخصی دکتر علوی مقدم مرکز بیهقی پژوهی (۱) کربلایی عباس پور اشرف (٢) کلمات پرمعنی (۱) کلنل محمود دولت آبادی (۱) کلیات شمس تبریزی (۱) کلیدر (۱) کلیدر محمود دولت آبادی (۱) کلیدر محود دولت آبادی (٤) کلیدر و تاریخ بیهقی (۱) کلیفورد ادموند بازورث (۱) کم کاری اساتید دانشگاه های سبزوار درباره بیهقی (۱) کمک دکتر علوی مقدم به بزرگداشت ابوالفضل بیهقی (۱) کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر سبزوار (۱) کنایه های ادبی تاریخ بیهقی (۱) کوروش پادشاه جاودانه ایران زمین (۱) کوروش کبیر (۱) کوشش پروانه به قلم حسین خسروجردی (۱) کوه میش سبزوار (۱) کینه و نفرت (۱) یادش بخیر بچه بودیم (۱) یادمان بیهقی (۱) یادنامه ابوالفضل بیهقی (۱) یادی از بونصر مشکان استاد ابوالفضل بیهقی (۱) یلدا این جشن دهقانی کهن (۱) یک شمعدانی برای دختر رحمان (۱)
دوستان من اسرار نامه سبزوار امير منصور شيرازيان نايلون سپيد امیر نعمتی لیمائی سرزمین تاریخ انتشارات بیهقی کتاب انجمن داستان بیهقی پایگاه اینتر نتی بین الحرمین زاهدان تاو پِلج ترک سیگار جشنواره فرهنگی هنری بیهقی خانم ربابه ( فرزانه ) دریاباری خانه فرهنگ دانشجو سبزوار خرید پد کینوکی خرید ساعت زنانه تباد لینک دکتر ابوالقاسم رحیمی دکتر احمد خواجه ایم دکتر الهه معروضی نیستان دکتر سید مهدی زرقانی دکتر سیمین رودکیان تحلیل ادبیات دکتر علی شریعتی دکتر فاطمه نعنا فروش دکتر محمد جعفر یاحقی دکتر مریم حسینی دکتر مهیار علوی مقدم دکترعبدالرضا مدرس زاده باران فرهنگ دوستداران دکتر شریعتی سبزوار آنلاین سبزوار برتر وبلاگ مصطفی سبزواری سبزوار پیام سبزوار نیوز سلام سربدار سبزوار شاهدان کویر مزینان شركت توليدي نايلون سپيد صبح سبزوار طبیعت دوستان سبز سبزوار طنز اجتماعی مملی عینک ریبن اصل عینک ویفری فرشگرد وبلاگ آناهید خزیر فیس بوک حارث آبادی 1 فیس بوک حارث آبادی 2 کافی کتاب ادبی کتابحانه عمومی حاج ملاهادی سبزوار کَهنه ، ای سرزمین قوم کُهن گلهای حسرت عبدالله باقری حمیدی گن لاغری مجله اینترنتی سبزواری ها محمد اکبری سکوت بی انتها مهتاب بلالی جغرافیای سبزوار موسسه شهر کتاب نایلون سپید هفته نامه سرارسری سهند تبریز سردبیر: عبدالله باقری حمیدی وب سایت رسمی روستای حارث آباد وبلاگ حمید رضا سید نیا استاد و نوازنده دف و تنبک سبزوار وبلاگ روستای دارین سبزوار وبلاگ مقصودی یار شهردار محترم شهرستان سبزوار پرتال زیگور طراح قالب