رضا حارث آبادی  09122042389  -09193060873
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ رضا حارث آبادی 09122042389 -09193060873
آرشیو وبلاگ
      ابوالفضل بیهقی استاد مسلم نثر فارسی Abolfazlbeyhaghi (غرض من آن است که تاریخ پایه ای بنویسم و بنایی بزرگ افراشته گردانم، چنان که ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند.)
تقریظ پروفسور ملااحمد بر رساله دکتری محمد حسن صنعتی نویسنده: رضا حارث آبادی 09193060873 - ۱۳٩٤/۸/۱

یادداشتی از

پروفسور میرزاملااحمد

(آکادمی علوم تاجیکستان)

                                   در پیرامون تاریخنامة بدیع

          «تاریخ بیهقی» از مهمترین تاریخنامه‌های فارس و تاجیک است، که در طول هزار سال ارزش خود را گم نکرده، شهرت جهانی کسب نموده است. هرچند از این شاهکار، که از 30 جلد عبارت بوده، تاریخ دورة غزنویان را فرا می‌گرفت، تا امروز تنها 5 جلد باقی مانده است، از منابع معتمَد آن دوران محسوب می‌شود  از اطّلاعات آن مؤلفان تاریخنامه و تذکره‌های قرون بعد امثال محمّد عوفی، سیف‌الدّین عقیلی، فصیحی خوافی، حمدالله مستوفی، نظام‌الدّین احمد، عبدالقادر بداونی به طور فراوان استفاده کرده‌اند. محض بر مبنای اطّلاعات این تاریخنامه دانشمندان معروف و.و. بارتلد، ب. غفوراف،  ص. باسوارت، ا.ی. یکوبوفسکی، و.م.مسّان، و.ا. رمودین، م.حبیب، عبّاس پرویز، غلام حسین یوسفی و دیگران حیات سیاسی و اجتماعی دورة غزنویان را روشن به قلم داده‌اند. زیرا ابوالفضل بیهقی در تاریخنامة خود مثل تاریخ‌نگاران دیگر به افسانه و روایات روی نیاورده، تنها دیده و شنیدهایش را به قلم داده است. واقعیت همیشه در مدّ نظر او بوده، آن را با کمال صداقت و صمیمیت، درست و راست تصویر نموده است. برای او واقعیت از همه مهمتر است، از این رو تأکید می‌کند: «و من، که این تاریخ پیش گرفته‌ام، التزام این قدر بکرده‌ام، تا آن چه می‌نویسم، یا از معاینة من است یا از سماع درست از مردی ثقه.»

          بیهقی در تصویر وقایع تاریخی سعی نموده است، که به افراط و تفریط، مبالغه و اغراق راه ندهد و «داد تاریخ را به تمام بدهد». او  هنگام بیان واقعه‌های گذشته و کشورهای دیگر به اطّلاع اشخاص و آثار معتمَد تکیه نموده است. از جمله برای بیان تاریخ خوارزم او بیشتر به آثار ابوریحان بیرونی استناد کرده است.

          «تاریخ بیهقی» در واقع چون آیینة تمامنما جنبه‌های گوناگون حیات را در دوران غزنویان بازتاب می‌نماید. بیهقی بعضاً مانند روزنامه‌نگاران کنونی واقعیّت را با همه جزئیاتش به قلم می‌دهد. مثلاً، از واقعة سیل غزنین به این شیوه خبر داده است: «در روز سه شنبه ماه رجب میان دو نماز ... و روز شنبه نهم ماه رجب میان دو نماز بارانکی خرد خرد می‌بارید، چنان که زمین ترگونه می‌کرد». بی‌سبب نیست، که بیهقی را محقّقان «قدیمترین روزنامه‌نگار ایران و جهان» نامیده‌اند.

          عامل دیگر ماندگاری و برتری «تاریخ بیهقی» از تاریخنامه‌های دیگر در آن است، که آن دارای ارزش بلند اخلاقی می‌باشد. بیهقی وظیفة تاریخ را تنها از ثبت حادثه و واقعه‌ها عبارت نمی‌داند. او رسالت تاریخ را در هدایت انسان به راه راست و نیکی و نکوکاری می‌داند. او بارها پس از ثبت واقعه‌های تاریخی تأکید می‌کند، که خواننده باید از این وقایع عبرت بگیرد: «احمق کسی باشد، که دل در این گیتی غدّار و فریبکار بندد و نعمت و جاه و ولایت او را به هیچ چیز شمرد. و خردمندان به آن فریفته نشوند.» به خصوص ‌اندیشه‌های بیهقی در بارة اخلاق امیران و حاکمان خیلی جالب می‌باشد. از جمله او برای حاکمان عدالت‌خواهی را خیلی ضرور می‌شمارد.

          یکی از مهمترین خصا ئص «تاریخ بیهقی»، که باعث جذّابیّت و پسندیدگی آن به خاص و عام گشته است، جنبة ادبی و زیباشناختی آن است. هرچند به این جنبة شاهکار بیهقی محقّقان اشاره‌ها کرده‌اند، ولی این مسئله به طور جداگانه و عمیق و مفصل بررسی نشده بود. محمّد حسن صنعتی سالهاست، که به تحقیق این مسئله مشغول گردیده، رساله‌ای تألیف کرده است، که از چند جهت قابل توجّه می‌باشد. او قبل از همه سعی نموده است، که ماهیّت تاریخی اثر بیهقی را روشن نموده، ارزش آن را در روشن کردن حیات سیاسی و اجتماعی عهد غزنویان، که از دوره‌های پُرتضاد تاریخ ایران است، به قلم دهد.

          او به نتیجة درست آمده است، که بیهقی در واقع وظیفة تاریخ و تاریخ‌نگار را درست درک نموده، از روی آن عمل کرده است. ولی به نظر مؤلف رساله ارزش «تاریخ بیهقی» تنها با این محدود نمی‌شود. این اثر با ارزشهای ادبی خود نیز ممتاز بوده، در تاریخ ادبیات فارس و تاجیک همچون اثر بدیعی نیز شناخته شده است.

          رسالة محمّد حسن صنعتی به بررسی عمیق جنبة ادبی یا هنری «تاریخ بیهقی» اختصاص داده شده است. اوّلاً این تاریخنامه همچون منبع ادبی ارزیابی شده، تأکید گردیده است، که آن برای شناخت ادبیات قرنهای 3-4 ه. خیلی سودمند است. از آن می‌توان راجع به شاعران معروف ابوعبدالله رودکی، ابوالعبّاس ربنجنی، بوطیب مصعبی، دقیقی، زینتی، لبیبی، ابوحنیفة اسکافی، عنصری، فرّخی، عسجدی و امثال آنها اطّلاعات گرانبها به دست آورد.

          محمّد حسن صنعتی یکی از عوامل جذّابی «تاریخ بیهقی»  را در نقل حکایات گوناگون دلکش می‌داند، که در آن خیلی فراوان است. آن حکایتها بیشتر جنبة تاریخی داشته، واقعه‌های قرون پیشین را در بر می‌گیرند و بیشتر ارزش اخلاقی و تربیتی دارند. بعضی حکایتها به مثل داستان بر دار کردن حسنک وزیر مفصل بوده، خیلی شوق‌انگیز و پرآب و رنگ صورت گرفته‌اند. بی‌سبب نیست، ادیبان معروف معاصر ایران رضا براهنی و جمال میرصادقی حکایت مذکور را یک اثر بدیعی شماریده‌اند. از تصویر بیهقی سیمای حسنک وزیر همچون انسان نجیبی، که با تهمت قرمطی بودن به دار کشیده شده است، پیش نظر می‌آید در حالی که نویسنده نمایندة دربار بوده، نمی‌توانست حقیقت را آشکارا بیان نماید، ولی تصویر واقع‌گرایانه و پُرعاطفة او حقیقت حال را برملا کرده است.

          مؤلف رساله به مسئلة شخصیت پردازی بیهقی توجّه زیاد ظاهر نموده، مهارت او را در تصویر عالم ظاهری و باطنی اشخاص تاریخی نشان داده است. او همچنین سعی نموده است، که روح حماسی این تاریخنامه را آشکار کند.          در «تاریخ بیهقی» عناصر زیاد آثار بدیعی را می‌توان مشاهده کرد که در رساله چندی از آنها مورد بررسی قرار گرفته‌اند. از این جاست، که تاریخنامة مذکور را «اوّلین رمان تاریخی ادبیات فارسی» دانسته‌اند.

          مسئلة دیگری، که مورد توجّه محمّد حسن صنعتی قرار گرفته است، سبک «تاریخ بیهقی» می‌باشد. محقّق با دلیلهای فراوان توانایی بیهقی را در کاربرد آرایه‌‌ها، صنعتهای لفظی و معنوی و امثال اینها نشان داده است.  او تأکید کرده است، که استفادة صنایع و واسطه‌های تصویر بیشتر خاص شعر است و در نثر خیلی به ندرت به نظر می‌رسد.ولی بیهقی در بیان خود از صور خیال خیلی فراوان استفاده کرده‌است و در بعضی موارد اثر او به شعر منثور مانند شده است.

            طوری که در رساله آمده است، سبک بیهقی ساده و بی‌تکلّف بوده، در آن سخن‌بازی و مغلق بیانی به نظر نمی‌رسد. در اثر  واژه و عبارات و فقره‌های عربی کم نیستند، ولی آنها با ضرورت و در حدّ ‌اندازه به کار رفته‌اند. موجزبیانی از ویژگیهای سبک بیهقی است. مثلاً،  او با یک جملة خیلی کوتاه زمان سلطان محمود را، که دوران شکوفایی اقتصاد دولت غزنویان بود، شاعرانه به این منوال وصف کرده است:      « روزگار او عروس را مانست».

          زبان بیهقی بر خلاف تاریخ‌نگاران قرون وسطی، که به لفظ‌بازی و پیچیده گویی گروش داشتند، ساده بوده، به زبان مردم نزدیک است و از آن چاشنی برداشته است. از این جاست، که ادیب معاصر ایران سعید سیرجانی هنگام مطالعة «یادداشتها»ی نویسندة معروف تاجیک استاد صدرالدّین عینی یاد «تاریخ بیهقی» می‌کند و به قرابت سبک شیرین این دو اثر مهم اشاره‌ می‌نماید: «مجلّدات چهارگانة «یادداشتها»  را بتدریج خواندم و به خلاف دید جوانی نوشته‌های عینی را از نظرگاهی دیگر ارزنده یافتم و آن مجموعه لغات و عباراتی بود، که به رنگ دلپذیر آثار بیهقی در این نوشته‌ها موج می‌زد». در واقع واژه و عبارات زیادی امثال انگشتوانه، ازاربند، استره، پاردم، به دُم رفتن، پایاب، دیولاخ، ژکیدن، سنبوسه، گوش کشیدن، ماندن، موزه، نماز پیشین، نماز خفتن، نماز دیگر، که در «تاریخ بیهقی» استفاده شده‌اند، امروز در زبان مردم تاجیک به کار می‌روند. 

          طوری که صنعتی درست به مشاهده گرفته است، یکی از خصوصیات برجستة شیوة نویسندگی بیهقی عفّت قلم اوست، که زبان درشت و ناهموار به کار نمی‌گیرد و همیشه تعابیر احترام‌آمیز را به کار می‌برد.

          رسالة محمّد حسن صنعتی، که با استفاده از دست اوردهای نوین محقّقان و مصححان «تاریخ بیهقی» در ایران، روسیه، تاجیکستان و کشورهای دیگر تألیف شده است، خواننده را به عالم خیالات رنگین تاریخ‌نگار بزرگ می‌برد و با جنبه‌های تازة ادبی تاریخنامة بی‌نظیر او آشنا می‌سازد.

                                                              میرزا ملاّاحمد

                                                              شهر دوشنبه

                                                              نوروز 1391/2012

  نظرات ()
تاریخ بیهقی‌گلزار کلام‌ از دیدگاه دکتر محمد حسن صنعتی نویسنده: رضا حارث آبادی 09193060873 - ۱۳٩٤/۸/۱

تاریخ بیهقی‌، گلزار کلام‌ /دکتر محمد حسن صنعتی

نقشها در نگاشتة بیهقی به چشم می‌آیند و نمی‌آیند. دیدار می‌نمایند و پرهیز می‌کنند. نوشتة او از سنخ تاریخهایی نیست که در آنها دهها عبارت متوالی و مطنطن و پرصنعت لفظی هست که قصد نویسندة آنها تنها این بوده است که بگوید «خورشید دمید» و یا در آن چند عبارت طولانی با لغات مهجور هست که غرض محرّر فضل‌فروش و عبارت پرداز آن این بوده است که بگوید «پای اسب فلان سردار به سنگ آمد و مجروح شد.» (دبیر سیاقی‌، گزیده تاریخ بیهقی‌، 1381: 2 و 3)2 و البته نه از سنخ تاریخهایی است که مورخ در شرح جنگ عظیم دو پادشاه که مقدمات مفصلی دارد و در بیان شکست یکی که معلول دهها علت است و گریز دیگری که همراه دهها دلیل و سابقه باید ذکر شود، تنها به این عبارت کوتاه اکتفا کرده و نوشته است‌: فلان  امیر در فلان شهر بشکست و به فلان شهر افتاد.3 (همان‌: 3)

نثر بیهقی از نثرهای خوب و بی‌تکلف زبان فارسی است که نویسندة زبردست آن در عصر خود جهات انسجام و سهولت عبارات را به تمام معنی رعایت کرده و دشواری آن در زمان ما به علت قدمت زمان است و الّا در مقام مقایسه معلوم می‌شود که نثر بیهقی در قرن پنجم خاصه در طریقة نثر دورة اول غزنوی‌، چه اندازه روان و منسجم است‌. از خصوصیات نثر بیهقی یکی این است که اضافه بر مطلوب یک جمله نوشته نشده و توان گفت که الفاظ و معانی او موازن و مساوی است به خلاف نویسندگان دیگر که اکثر عبارات آنها از معانی بیش‌تر و به خلاف نویسندگان فلسفی که معانی آنها از الفاظ بیشتر است‌. کلیة معانی در تاریخ بیهقی‌، به الفاظ و کلمات مخصوص تعبیر شده و هرگز دو معنی به یک طریق تأدیه نمی‌شود. (فروزانفر، تاریخ  ادبیات ایران‌، 1383: 330)

بیهقی به خوبی می‌داند که اگر نثر خویش را از ایجاز مُخل مصون نگه دارد هنر ایجاز به او کمک خواهد کرد تا معانی بیشتر و بلندتری در جان خوانندگان بنشاند. ایجاز به بیهقی این امکان را می‌دهد که سخنش را با مقتضای حال کوک کند. از این جهت به آن نقاش بزرگی ماننده است که با خطوطی اندک و کج و معوج‌، چهره‌ای را ترسیم می‌کند. رابطه‌ای که بیهقی با ایجاز برقرار می‌کند رنگارنگ است‌; به این دلیل ایجاز در بیهقی یک چهره ندارد. یکی از مهمترین نمودهای ایجاز در تاریخ بیهقی‌، تلخیص و گزینش روایت است‌. بی‌گمان حوادث تاریخ مسعودی محدود به همین اندازه که بیهقی ترسیم کرده است نبود. بلکه بیهقی تنها به مشتی از خروار بسنده کرده است‌،. بیهقی نسبت به حب و بغضی که با حوادث دارد به گلچین کردن آنها می‌پردازد; گاهی لحظه به لحظة حوادث را شرح می‌دهد و زمانی به چند کلمه خلاصه می‌کند. پس ایجاز رابطة تنگاتنگی با تفکر و روان راوی دارد و هم ارتباطی با ساختار تاریخ و مقتضای حال‌. بیهقی وقتی می‌خواهد از مراسم عزاداری برای سلطان محمود سخن گوید به چند جمله بسنده می‌کند: امیر دیگر روز بار داد با قبایی و ردایی و دستاری سپید و همه اعیان و مقدمان و اصناف لشکر به خدمت آمدند سپیدها پوشیده و بسیار. جزع بود. سه روز تعزیتی ملکانه برسم داشته آمد، چنانکه همگان بپسندیدند. (بیهقی‌، شرح خطیب رهبر، 1375، 1: 13) اما وقتی که احمد به داستان حسنک می‌رسد روایت و جهان گردندة داستان بسیار آرام حرکت می‌کند و از کلی‌گویی به جزیی‌گویی تبدیل می‌شود.4

نمود دیگر ایجاز در تاریخ بیهقی‌، سخنان موجز است در معنای بسیار گاهی این معنای بسیار با کنایه‌، ابهام‌، ایهام و تمثیل همراه است‌. این نوع ایجاز در تاریخ بیهقی نمود زیباشناختی دارد و در بیشتر مواقع التذاذ ادبی را هم به دنبال دارد. کلمات در این نوع ایجاز ارزش خاصی دارند و گاهی ذهن خواننده معطوف به زبان می‌شود. بیهقی وقتی از عظمت سلطان گذشته یاد می‌کند و عصر او را می‌خواهد ترسیم کند چنین می‌گوید: روزگار او عروسی آراسته را مانست‌. (همان‌: 55) یا وقتی که حسن میمندی وزیر می‌شود و مردم برای او هدایا می‌آورند بیهقی می‌نویسد: و مهتران و اعیان آمدن گرفتند، چندان غلام و نثار و جامه آوردند که مانند آن هیچ وزیری را ندیده بودند، بعضی تقرّب را از دل و بعضی از بیم‌. (همان‌: 205)5

اطناب در تاریخ بیهقی گسترة وسیعتری دارد از آنچه معمولاً می‌گویند: اطناب یعنی لفظ، فربه‌تر از معنی‌. ملک‌الشعرای بهار در این باره می‌نویسد: برخلاف نثر دورة اول که به غایت موجز و با جمله‌های مختصر بود، نثر ابونصر و ابوالفضل قدری مفصل‌تر و دارای جمله‌های طولانی‌تر می‌باشد. مترادفات لفظی بسیار کمیاب‌، اما الفاظ و عباراتی استعمال می‌شود برای روشن ساختن مطلب که در نثر قدیم نبوده است‌. (بهار، سبک‌شناسی‌، 1370، 2: 67)

اطناب در تاریخ بیهقی زایدة نگرش تازه است زیرا او تاریخی دگرگونه می‌نویسد: می‌خواهم که داد این تاریخ به تمامی بدهم و گرد زوایا و خبایا برگردم تا هیچ چیز از احوال پوشیده نماند. (بیهقی‌، شرح خطیب رهبر، 1375، 1: 10) اطناب تاریخ بیهقی با اطناب نثر مصنوع کاملاً تفاوت دارد; زیرا اطناب در نثر مصنوع زایده مترادف آفرینیهای زاید و نمایش الفاظ سنگین است‌، در حالیکه اطناب بیهقی از تفکر جزیی‌نگرانه او حکایت می‌کند. واقعة بر دار کردن حسنک می‌توانست در یک صفحه تمام شود، در حالی که بیهقی تنها دربارة مادر حسنک دو صفحه از تاریخش را با کلماتی که عاطفة نابی را در خود دارند پر کرده است‌.

عامل دیگری که در دراز شدن تاریخ ابوالفضل دخیل بوده است‌، تفکر اخلاقی است‌. بیهقی از داستانها نتیجة اخلاقی می‌گیرد و گاهی هدف تاریخ را تنها تعلیم و پرورش اخلاق می‌داند. تمثیل هم عاملی است در اطناب تاریخ بیهقی‌. ابوالفضل برای اینکه به رابطة علّی داستانهایش پی ببرد، گاهی به طور انتقادی از تمثیل کمک می‌گیرد. اما مهمترین عامل اطناب در تاریخ بیهقی توصیف است‌. بیهقی گاهی چنان در توصیف غرق می‌شود که فراموش می‌کند که تاریخ نباید به درون قهرمانانش برود. توصیفات بیهقی گاهی چنان دقیق و زیباست که باید گفت اطناب در تاریخ بیهقی گاهی زیباتر از ایجاز نمود پیدا کرده است‌. (جهاندیده‌، متن در غیاب استعاره‌، 1379: 102 ـ 96)

بیهقی در طنز ـ و تعریض ـ به تواریخ قدیم می‌گوید: «اگرچه این اقاصیص از تواریخ دور است ـ چه در تواریخ چنان می‌خوانند که فلان پادشاه فلان سالار را به فلان جنگ فرستاد و فلان روز جنگ یا صلح کردند. این آن را بزد و بر این بگذشتند ـ اما من آنچه واجب است به جای آرم‌.» این واجب چه بوده است‌؟ به گفتة مصحح دانشمند تاریخ بیهقی ـ دکتر علی اکبر فیاض ـ نوشتن تاریخی زنده و حساس برای آیندگان بوده است آن هم تاریخ اجتماع‌، با مناظری ارزنده از زندگانی فردی و اجتماعی آن عصر. منتهی به رعایت مصلحت و روش زمان بر محور نام و عمل سلطان مسعود غزنوی‌. این است سر آن تفصیلهای دلاویز و چهره‌پردازیهای زیبا که مایة امتیاز کتابش و ارجمندی کارش شده است‌. (دبیر سیاقی‌، گزیده تاریخ بیهقی‌، 1381:7)

در زبان این تاریخ ارجمند که دقیق می‌شویم آن را ملاطی از تفکر فردوسی و ابن سینا می‌یابیم‌. در دوره‌ای قلم می‌چرخاند که ایران به درونگرایی خود نرسیده است‌، بر این اساس کلمه برای بیهقی تنها کلمه است‌. با این نگرش او در بین عناصر بیانی ـ مجاز، تشبیه‌، استعاره و کنایه ـ بیشتر به مجاز مرسل توجه نشان می‌دهد: دیگر به هیچ حال این دیار را مهمل فرونگذاریم که ما را بر نیک و بد این بقاع چشم افتاد. (بیهقی‌، شرح خطیب رهبر، 1375، 1: 14) در این عبارت بقاع جانشین دیار است‌، یعنی بیهقی ذکر خاص و ارادة عام کرده است‌. بیهقی می‌گوید: معالی ایشان چون آفتاب روشن است و ایزد عزّ ذکره مرا از تمویهی و تلبیسی کردن مستغنی کرده است‌. (همان‌: 162) تمویهی در اصل به معنی سیم و زراندود کردن است ولی اینجا مجازاً به معنی باطلی را حق جلوه‌دادن است‌.6

بیهقی نویسنده‌ای است که به ادب و شعر عصر خود وابسته است و وقتی قلم می‌زند یا شیفتة موسیقی شعر زمانش می‌شود و یا دلبستة ترکیبات ادبیات عصر خود. از این جهت عنصر تشبیه هم در تاریخ بیهقی راه یافته است‌. البته هر انسانی که سخنی می‌گوید نوعی رابطه با تشبیه پیدا می‌کند. بیهقی نیز در جستجوی تشبیه نیست‌، بلکه کلمات او وقتی رج می‌گیرند، تشبیه را طلب می‌کنند: و روزگار او عروسی آراسته را مانست‌. (همان‌: 55) ماهی‌ای را مانستیم از آب بیفتاده و در خشکی مانده و غارت شده و بینوا گشته‌. (همان‌: 58) اما بباید دانست که فضل هرچند پنهان دارند آخر آشکارا شود چون بوی مشک‌. (همان‌: 206)7

تصاویر و جزئیات اغلب واقعی و نفسانی ترسیم شده‌اند و جنبة بصری آنها قوی است‌، همانطور که حس‌ّ بینایی بر سایر حواس ارجح است‌. برخی تصاویر ترسیمی بدین قرار است‌: «لشکر چون کوه آهن‌، خار در موزه‌اش افتاده‌; آبی بر آتش آمد. مرگ خار زندگانی است‌.»8 شرح جزئیات دربارة افراد نیز به نقاشی می‌ماند: «احمد دست بر دست زد» (بیهقی‌، تصحیح فیاض‌، 1375: 412)

یکی از مهمترین شگردهای برانگیزندة تاریخ بیهقی در کاربرد آرایشهای کلامی استعاره‌ها و تشبیهاتی است که در آن به کار رفته است‌. (والدمن‌، زمانه زندگی و کارنامة بیهقی‌، 1375: 182)9 و البته بیهقی پای‌بند این دغدغه مانده است که وی به عنوان مورخ باید جهان را توصیف کند و اگر بهره بردن وی از هنرهای کلامی و بیانی وی را به توصیف روزگاری سوق دهد که وی ساخته است و نه روزگاری که وی در آن می‌زیسته‌، از جادة امانت‌داری و صداقت دورافتاده است‌. به هر تقدیر، چه به خاطر حضور دوره‌ای که هنوز کلام نثر به استعاره بدل نشده و چه به خاطر تعریف و تلقی خاص بیهقی از روایت تاریخ‌، ذهنیت بیهقی به صورت گسترده به استعاره تمایل پیدا نکرده است‌. شاید بهترین اصطلاحی که می‌توان برای استعارات راه یافته به کلام بیهقی به کاربرد، اصطلاح «استعارات مستخدمة» بند تو کروچه است‌. کروچه در این باره می‌نویسد: «استعاره‌های مستخدمه گشایندة یک مشکلی است در فهماندن مقصود; به این معنی که وی برای بیان آنچه در یک موقع معین احساس می‌کند آن وسیله را به کار می‌برد.»

بارزترین نمود استعاره در تاریخ بیهقی جایی است که بیهقی می‌خواهد به طور مستور و پوشیده مسئله‌ای را عنوان کند. از ابهام و تاریکی استعاره‌، استفاده می‌کند و حرف خود را می‌زند. مثلاً زمانی که می‌خواهد غلام امیر یوسف را وصف کند که چگونه زمان بلوغ او فرارسید و دیگر امیریوسف نمی‌توانست تمتع از آن ببرد و چون بیهقی نمی‌خواست قلم خود را آلوده کند و از جهتی هم می‌خواست این مسئله را گزارش کند، اینگونه می‌نویسد: چون شب سیاه به روز سپیدش تاختن آورد و آفتاب را کسوفی افتاد. (بیهقی‌، شرح خطیب رهبر، 1375، 2: 403)

یکی دیگر از صنایعی که به گونه‌ای مناسب و به اندازه در متن تاریخ بیهقی وارد گردیده کنایه است‌: آن مردک شیرازی بناگوش آگنده چنان خواهد که سالاران در فرمان او باشند. (بیهقی‌، شرح خطیب رهبر، 1375، 2: 418) مراد از کنایة «بناگوش آگنده‌»، ستبر گردن بودن و مع‌الواسطه تن‌پرور و احمق بودن است‌.10 از آنجا که کنایه نیز رسیدن از یک سطح به سطح دیگر است و ارتباطی بین دو سوی حاضر و غایب ایجاد می‌کند جنبة هنری و ادبی دارد. کنایه بیش از سایر عناصر زیباشناختی در نثر بیهقی حضور یافته و این مسئله به نگرش بیهقی نسبت به زبان نوشتاری برمی‌گردد. بیهقی هم از کنایات ادبی سود جسته است و هم از کنایات مردمی‌. از یک طرف امکانات زبانی خود را توسط زبان مردم بسط می‌دهد و از طرف دیگر زبان شعر عصر خود را در نظر دارد. از آنجا که یک طرف زبان بیهقی در میان زبان مردم است و جهت دیگر در میان ادب‌، کنایات بیهقی را می‌توان به دو دستة بزرگ تقسیم کرد:

1 ـ کنایه‌های ادبی‌: این کنایات از نیروی فوق‌العادة ادبی برخوردارند و در ساختمانشان یا تشبیه یا غلو یا ایجاز به گونه‌ای ابهام شاعرانه به کار رفته است و همین مسئله به این دسته از کنایات ساختاری نو و لذت آفرین بخشیده است‌. (جهاندیده‌، متن در غیاب استعاره‌، 1379: 91 و 92) نمونه‌ای از این نوع کنایه چنین است‌: جنگی پیوستند، چنانکه آسیا بر خون بگشت‌. (بیهقی‌، شرح خطیب رهبر، 1375، 1: 290) و مردکی پر منش و ژاژخای و باد گرفته بود. (همان‌، 2: 472) پادشاه فرخ‌زاد جان شیرین و گرامی بستانندة جانها داد و سپرد و آب بر وی ریختند و شستند و بر مرکب چوبین بنشست‌. (همان‌: 512 و 513)

2 ـ کنایه‌های زبانی‌: در این نوع‌، کنایات تاریخ بیهقی‌، از حادثه زبانی چندانی برخوردار نیستند که این کنایات را بیهقی از بطن جامعة خود بیرون آورده است‌. به همین دلیل است که می‌توان گفت زبان بیهقی برعکس زبان نثرپردازان مصنوع‌، ریشه‌های بسیار زیادی در میان مردم دارد. از این نوع کنایه می‌توان به این نمونه‌ها اشاره کرد: تا پس از این دندانهاکند شود از ری (همان‌: 35) باد حاسدان یکبارگی نشسته آمد. (همان‌: 64) من آنچه نبشتم از این ابواب حلقه در گوش باشد. (همان‌: 203) قابل ذکر است البته که اکثر کنایه‌های تاریخ بیهقی مثل لغات این اثر، روشن و قابل فهم‌اند. (جهاندیده‌، متن در غیاب استعاره‌، 1379:92 و 96)

جای جای تاریخ بیهقی منصّه ظهور زیباترین تصاویر ادبی است که از کلک و تحریر یک تاریخ‌نگار بر صحیفه کتابت نقش گردیده است‌:

ـ چون این پادشاه در سخن آمدی جهانیان بایستی که در نظاره بودندی که دُر پاشیدی و شکر شکستی‌.

ـ چشمهای ایشان پر بود از احترام و احتشام او.

ـ آن مغرور آل بویه و غوغا در جوشیدند و یک بار غریو کردند و چون آتش از جای درآمدند.

ـ پیرایة ملک پیران باشند.

ـ احمق کسی باشد که دل درین گیتی غدّار فریفتگار بندد.

ـ بزرگا مردا که او دامن قناعت تواند گرفت و حرص را گردن فروتواند شکست‌.

ـ در آسیای روزگار بگشت و خاست و افتاد و بر شغل بود و نبود.11

انواع استعاره (تصریحیه‌، مکنیّه‌)، مجاز، تشبیه و جناس و دیگر هنرورزیهای بیانی و بدیعی در سطور این نثر فاخر و دلاویز رخ نموده است‌.

ـ بوسهل زوزنی‌، کمان قصد و عصیبت بزه کرد.

ـ اسکندر مردی بود که آتش‌وار سلطانی وی نیرو گرفت و بر بالا شد و روزی چند سخت اندک و پس خاکستر شد.

ـ به یک‌بارگی خروش کردند سخت هول که زمین بخواست درید.

ـ سیل پیوسته چون لشکر آشفته درمی‌رسید.

ـ این قصیدة غرا چون دیبا، درو سخنان شیرین با معانی دست در گردن یکدیگر زده‌.

ـ بیعت و سوگندنامه را استاد من به پارسی کرده بود ترجمه‌ای راست چو دیبأ دوروی‌.

ـ تو آن مشعله دولتی از برای امیرالمؤمنین که فرو نمی‌نشیند و آن شمشیر دولتی که کندی و ایستادگی نمی‌داند.

ـ فصلی خوانم از دنیای فریبنده به یک دست شکر پاشنده و به دیگر زهرکشنده‌. گروهی را به محنت آزموده کرده و گروهی را پیراهن نعمت پوشانیده‌.

ـ گفت کار سخت سست می‌رود سبب چیست‌؟

ـ متحیر و شکسته دل می‌رفتند راست بدان مانست که گفتی باز پسشان می‌کشند.

ـ این جهان گذرنده دار خلود نیست و همه بر کاروان گاهیم و پس یکدیگر می‌رویم‌. (افقهی‌، صور خیال در نثر فارسی‌، 1374: 22 ـ 19)

و البته فراموش نمی‌کنیم که بیهقی بیش از هنرهای لفظی و بازیهای سجع و جناسی با الفاظ و حروف کلمات‌، به هنرهای درونی از قبیل معانی و نیمه درونی از قبیل بیان تعلق داشته‌، چرا که در آنها با دور نگهداشتن نثر از تکلّف لفظی‌، امکان التفات عمیق‌تر به معانی تاریخ را در بیان زیبا و برخوردار از هنر معانی در سخن برای خود محفوظ نگه می‌داشته‌.

در نثر بیهقی هیچ‌گونه تکلف سجع یا محسنات دیگر از قبیل مطابقه و موازنه و تجنیس و نیز تکلیف بلاغت دیده نمی‌شود و با وجود این‌، نثر بیهقی بی‌نظیر و فوق‌العاده استادانه و محکم و در عین حال روان و مؤثر است‌. (فروزانفر، تاریخ ادبیات ایران 1383: 330) می‌توان گفت هنر بیهقی در آن بوده که وارده از عالم و بلکه آسمان معانی‌، بیان و بدیع را به تکریم در بسیط و بلکه زمین نثر بلند خود می‌نشانده‌. این وارده می‌توانسته تلمیح به داستان یوسف در سیاهچال باشد یا هر هنر دیگر: امیر مسعود از این بیازرد که چنین درشتیها دید از عمّش و قضأ غالب با این یار شد تا یوسف از گاه به چاه افتاد (بیهقی‌، شرح خطیب رهبر، 1375، 2: 399) در این تلمیح که مربوط به سرگذشت یوسف عموی سلطان مسعود است‌، ضمن چشمزدی به سرگذشت یوسف پیامبر (ع‌) ایهام در نام یوسف نزدیک به یوسف دور، عموی مسعود و یوسف پیامبر نیز به چشم می‌خورد; خاصه آنکه عموی مسعود از تخت فرمانروایی در سیاهچال حبس افتاد، همچون یوسف که در کودکی به چاهش افکنده بودند و در بزرگی از گاه عزّت در درگاه عزیز مصر به سیاهچال و حبس افتاده بود. بدین سان‌: آن را تحریر من کردم که بوالفضلم که نامه‌های حضرت خلافت و از آنان خانان ترکستان و ملوک اطراف همه به خط من رفتی و همة نسختها من داشتم و به قصد ناچیز کردند و دریغا و بسیار دریغا که آن روضه‌های رضوانی بر جای نیست‌.

 

پی‌نوشتها:

1 ـ به نقل از مرحوم بدیع‌الزمان فروزانفر.

2 ـ مرحوم سید جعفر شهیدی پس از آنکه نثر دشوار خوان و پر اطناب «درة نادره‌» نوشتة میرزا مهدی‌خان استرآبادی ـ از منشیان قرن دوازدهم و سیزدهم هجری در عصر نادرشاه افشار ـ را تصحیح و تعلیق کرده در صفحة 719 به پایان می‌رساند، «تلخیص و تحریر درة نادره به نثر ساده‌» را با این پای‌بندی که «جمله‌بندیهای کتاب محفوظ ماند» در 40 صفحه می‌نگارد و ارائه می‌کند; ر. ک‌: میرزا مهدی خان استرآبادی‌، درة نادره‌، به اهتمام سید جعفر شهیدی‌، تهران‌، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی‌، پاییز 1384; صص 762 ـ 723

3 ـ ر. ک‌: کتاب حبیب‌السیر تألیف خواندمیر، کتابی است به زبان فارسی در تاریخ عمومی‌، از غیاث‌الدین خواندمیر (حدود 942 ـ 880  'û . ق‌) مورخ ایرانی‌; مشتمل بر تاریخ انبیای سلف و ظهور اسلام‌، خلفا و سلاطین تا روی کار آمدن صفویه‌. مؤلف این کتاب را به نام خواجه حبیب‌الله وزیر هرات تألیف کرده است‌. (930 ـ 927  'û . ق‌) عنوان کتاب را نیز از نام این شخص گرفته است‌. (طبری‌، زبدة‌الآثار، 1372: 171) مقایسه کنید نوشته وی را که چند هزار سال تاریخ بشر را در سه جلد نگاشته با نوشتة میرزا مهدی استرآبادی که شرح تنها بخشی از وقایع مربوط به دوره و سلطنت 12 سالة نادرقلی میرزا ـ و بعداً موسوم به نادرشاه افشار ـ را به کتابی قطور و پرحجم برآورده است‌.

4 ـ ر. ک‌: بیهقی‌، شرح خطیب رهبر، 1375، 1: 231

5 ـ نیز روژ. ک‌: همان‌: 227، 236، 288، 399، 883، 925.

6 ـ ر. ک‌: جهاندیده‌، متن در غیاب استعاره‌، 1379: 83 و 84.

7 ـ ر. ک‌: جهاندیده‌: 86 و 87. بنای ما در این مقال بر ذکر همة مصداقهای هنر بیان در کلام بیهقی نبوده است‌.

8 ـ ر. ک‌: بیهقی‌، تصحیح فیاض‌، 1375: 442، 314، 295، 426.

9 ـ روشن نیست که بیهقی عامداً و متصنعانه از لوازم آرایش کلام سود برده باشد و به نظر می‌رسد آنچه در کلام وی بروز یافته‌، ورودی طبیعی داشته است‌.

10 ـ در این باب نیز سینا جهاندیده گزارش مختصر اما جامعی آورده است‌. ر. ک متن در غیاب استعاره‌، 1379: 96 ـ 90.

11 ـ ر. ک‌: افقهی‌، صور خیال در نثر فارسی‌، 1374: 22 ـ 19

  نظرات ()
تاریخ بیهقی در منزلت تاریخی دکتر محمد حسن صنعتی نویسنده: رضا حارث آبادی 09193060873 - ۱۳٩٤/۸/۱

تاریخ بیهقی در منزلت تاریخی/دکتر محمد حسن صنعتی

تاریخ بیهقی در منزلت تاریخی

تاریخ بیهقی گرچه «تاریخ» بیهقی است غالباً در منزلتی ادبی و به عنوان یکی از شاهکارهای نثر فارسی مورد توجه بوده است. در رشته زبان و ادبیات فارسی «تاریخ بیهقی» از مقطع کارشناسی تا دکتری از جمله دروس اصلی است1 و درست آن است که پختگی و حلاوت کلام در این اثر شکوهمند باعث شده تا فارسی زبانان همواره بدان به عنوان یادگاری نفیس از نثر زیبا و فاخر و پرنکته فارسی مباهات کنند. با این حال چنانکه آمد به هر روی «تاریخ» بیهقی است و نیکوست که انصاف و اعتدال را در این نوشته یادآور شخصیت تاریخی آن نیز باشیم.

تاریخ بیهقی کتابی است که بدیع‌الزمان فروزانفر آن را بهترین و صحیح‌ترینِ تواریخ فارسی، زهرای‌کیا ]خانلری[ کتابی بسیار مستند و قابل اعتماد و غلامحسین یوسفی گزارش حقیقت‌های تاریخی خوانده‌اند.2 بسا که تفاوت فاحش روزگار پربلا، التهاب‌زده، خوف‌آمیز و آکنده از قهر و لطف‌ها و تنش‌های فراوان در زمانۀ زیست بیهقی با امروزه روز در کنار سائقه ادبی بیهقی در قلمی کردن وقایع غالباً عجیب تاریخی، اثر وی را آمیختۀ غلو قلمداد نماید حال آنکه می‌توان ادعا کرد که کتاب بیهقی بدون تردید متنی تاریخی یعنی واقعی است و نه اثری خیال‌پردازانه.3

این کتاب را می‌توان نوعی مونوگرافی تاریخ غزنویان دانست. به گفتۀ دکتر غلامحسین یوسفی، کتاب بیهقی تاریخ تمام نمای دورۀ غزنوی است. تصویر کامل صورت ظاهر و سیرت و اخلاق گروهی از اشخاص تاریخی، بسیاری از آداب و رسوم مربوط به دربار و حکومت و طبقات مختلف مردم، تشکیلات آشکار و محرمانه دولت، حدود و اختیارات و وظایف عمّال حکومت، طرز تفکر و احساسات مردم نسبت به سلطان و عمّال او، مراسم جشن‌ها، عیدها، سوگواریها، خلعت بخشیدن‌ها، توصیف کامل شهرها، معابر، کاخها، باغها، مجالس خصوصی و عمومی، فاصلۀ دقیق شهرها از یکدیگر، همچنین لباسها، ظرفها، غذاها، تجمّلات و جواهرات، کلاهها، سلاحها، اسبها، زین و برگها، پیلها و... همه و همه در این کتاب آمده است4 و البته اگر دقیق‌تر در اینکه عمدۀ اطلاعات ارائه شده در تاریخ بیهقی به دورۀ حکومت مسعود غزنوی مربوط است بنگریم باید چونان سعید نفیسی آن را «تاریخ مسعودی معروف به تاریخ بیهقی از ابوالفضل محمد بن حسین کاتب بیهقی»5 بدانیم. به همین لحاظ، نویسندۀ محترم «انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی»6 آن را تاریخ خصوصی خوانده است.

در این بین، تاریخ بیهقی علاوه بر وقایع آل سبکتگین7 اطلاعات نفیسی از امرا و خاندانهای معاصر غزنویان خاصه خاندان آل افراسیاب8 یا قراخانیان به دست می‌دهد که در کتب دیگر تاریخ دیده نمی‌شود.9 حق با بارتولد است که می‌گوید: تاریخ بیهقی کمتر از آنچه استحقاق داشته مورد استفاده قرار گرفته است. هیچیک از دانشمندانی هم که در زمانۀ ما دربارۀ قراخانیان تألیفاتی کرده‌اند از اثر وی بهرۀ مهمی نگرفته‌اند، حال آنکه مشروح‌ترین و دقیق‌ترین اطلاعات مربوط به سلالۀ مزبور را در مدت زمانی طولانی فقط در تاریخ بیهقی می‌توان یافت.10

مأمونیان چون در خوارزم حکومت می‌کردند به خوارزمشاهیان هم معروف شدند. معلوم نیست مؤسس این سلسله که بوده و در چه تاریخی روی کار آمده است. فقط در کتب تاریخ در حدود سال 380 به نام مأمونیان اشاره شده است. این سلسله ابتدا تحت نفوذ و تبعیت نفوذ آل سامان بود و چون غزنویان قدرت و شوکتی به دست آوردند باجگزار آنان شد. تاریخ بیهقی نخستین منبعی است که از این خاندان سخن گفته است. بیهقی در پایانِ بخشِ باقیمانده از تاریخ نوشته‌اش قسمتی از کتاب ابوریحان بیرونی11 را بنام مشاهیر خوارزم عیناً نقل کرده است: «چنین بنشست بوریحان در مشاهیر خوارزم که خوارزمشاه بوالعباس مأمون بن مأمون رحمه‌الله علیه بازپسین امیری بود که خاندان پس از گذشتن او بر افتاد و دولت مأمونیان به پایان رسید. من که بوریحانم و مر او را هفت سال خدمت کردم نشنودم که بر زبان وی هیچ دشنام رفت.»12 این کتاب را بیرونی به نام ابوالعباس خوارزمشاه13 به رشته تحریر درآورده است و گویا این تاریخ نفیس کاملاً از بین رفته باشد.14

این البته از بد روزگار است که از تاریخ سی جلدی بیهقی، تنها قسمتی از آن باقی مانده که حاوی اطلاعات دربارِ سلطنت مسعودبن محمود سبکتگین و تاریخ خوارزم از زوال دولت آل مأمون و تصرف ولایت ایشان به دست محمود غزنوی تا غلبۀ سلاجقه بوده15. اما همین مقدار نیز اثر خامۀ دبیر فرهیخته و روزگار دیده‌ای است که به دلیل فطانت و کیاست می‌توانسته تا زوایا و خبایای وقایع پیش رود و در جای جای نوشته‌اش، هنرنمایی نویسنده‌ای نهان خوان و نکته‌پرداز را نمودار سازد. وی در دستگاه مسعود با آن همه ملاحظه و مدّاقه سالها دبیری کرد و در دستگاه عزالدوله عبدالرشید تا صاحب دیوانی رسالت پیش رفت و بدین سان توانست اطلاعات دست اوّلی از رویدادهای سیاسی فراچنگ آورد که بعدها به ضبط آنها همت گماشت.16

بازخوانی دقیق و البته جامع‌نگرانه اثر بیهقی چنین می‌نماید که وی عمدۀ مواردی را که دغدغۀ تاریخ‌نگاران17 است و به عنوان وسواس علمی خارخار ذهن پدیدآورندگان تاریخ تلقی می‌شود پیش چشم داشته است. وی قبل از هر چیز پایبند حقیقت تاریخی به عنوان جانمایۀ متن خویش بوده است. شاید به همین دلیل است که به رغم زمینه‌های مختلفی که وی با قلم تاریخ‌نگارانۀ خود در آنها طبع آزموده، در تمام تاریخ وی روح واحدی وجود دارد و اثری از تشتت به گونه‌ای که موجب آزار و سردرگمی خواننده باشد در نوشتۀ وی مشاهده نمی‌شود. توجه وی به اینکه وقایع و حوادث تاریخی را با دقت در مآخذ، مدارک و دست کم شهود وثقه بودن آنها بنگارد از مواردی است که محل اتفاق محققین در بررسی تاریخ بیهقی است و این علاوه بر مواردی است که «از معاینۀ» وی بوده است.

ادأب بیهقی تقریباً در تمام بخشهای این کتاب آن بوده که قبل از طرح خبر یا نکته‌ای در باب دوره‌ها یا افراد حتی‌الامکان اطلاعات مقدماتی لازم را ارائه نماید. چنین است که وقتی از ملوک سخن می‌گوید سابقه سلسله و تشکیل تبار حکومتی آنان را می‌گوید و هنگامی که از چهره‌ها و رجال می‌گوید اجمالی در آنچه کرده‌اند یا روحیاتشان می‌آورد. صادقانه نقل تاریخ می‌کند و عالمانه هدایتگر خواننده به ضرورت تأمل، تفسیر و تأویل وقایع می‌گردد. خواننده‌ای که با این نوع کنجکاوی روشمند مواجه و خوگر می‌گردد می‌آموزد که با آمیزه‌ای از تفتیش و نظارت، حقیقت را جستجو کند.

از وجوه تاریخ نگاری بیهقی آن است که گویی وی معتقد است که درعین غور در وقایع و نکته‌سنجی در دقایق تاریخ نباید فراموش کرد که رویدادهای بزرگ و کوچک نیز تطور بطیء روزگار یک ترکیب تاریخی‌اند. این باور منافاتی ندارد با آنکه نگارش تاریخ همراه با نقد موشکافانه و البته علّی و تحلیلی وقایع صورت گیرد.

در بین این همه، اطمینان از صحّت مآخذ بیشتر مورد مدّاقه وی بوده است: «یا از کسی بباید شنید» که ثقه و راستگو باشد و «یا از کتابی بباید خواند». وی می‌گوید: «آنچه نویسم یا از معاینۀ من است یا از سماع درست از مردی ثقه.» در نقل مطلبی دربارۀ خوارزم از کتاب ابوریحان بیرونی می‌گوید: «کتابی دیدم به خط استاد ابوریحان، و او مردی بود در ادب و فضل و هندسه و فلسفه که در عصر اوچنو دیگری نبود و به گزاف چیزی ننوشتی.18»

وی اشباع تاریخ نوشتۀ خود از حدیث دقیق و مفصل وقایع را نتیجه آن می‌داند که خود مورد اعتماد مطلعین و منابع خبر بوده است: «و این اخبار بدین اشباع که می‌برانم از آن است که در آن روزگار معتمد بودم.» و لازم می‌داند در اثبات صلاحیت علمی خود همراه صداقت و آگاهی یادآور اشراف و آموزگاری مردی چون بونصر مشکان19 شود که آینۀ صلاحیت و علم و صداقت و آگاهی و اشراف و آموزگاری است و بر سر او سایۀ تربیت و تجربه آموزی گسترده است: «بر احوال کس از دبیران واقف نبودی مگر استادم بونصر رَحِمَه الله نسخت کردی و ملطفه‌ها من نبشتمی و نامه‌های ملوک اطراف و خلیفه اطالَ الله بقاءَه و خانان ترکستان هر چه مهم‌تر در دیوان بود هم برین جمله بود تا بونصر زیست.» بیهقی برای اطمینان خوانندگان تاریخ خود یادآور یادداشتها و تعلیقاتی می‌گردد که به مرور ایام فراهم آمده دستمایه استناد تاریخ بیهقی قرار گرفته است: «نباید صورت بندد خوانندگان را که من از خویشتن می‌نویسم. و گواه عدل برین چه گفتم تقویمهای سالهاست که دارم با خویشتن همه به ذکر این احوال ناطق. هرکس باور ندارد به مجلس قضای خرد حاضر باید آمد تا تقویمها پیش حاکم آیند و گواهی دهند و ایشان را مشکل حل گردد والسلام.»20

قدر و شأن تاریخ بیهقی و صداقت نویسندۀ آن زمانی معلوم می‌شود که در نظر آوریم که در برابر کسانی چون بیهقی که در بند راستگویی بوده‌اند امثال شرف‌الدین علی یزدی21 و ]میرزا محمدتقی سپهر22[ نویسندۀ ناسخ التواریخ قرار دارند که به خونخواری‌های تیمور و مانندان او و سیاهکاریهایشان رخت نیکوکاری پوشانده‌اند.23

بیهقی بحق معتقد است که چون بسیاری از تاریخ پادشاهان گذشته را خدمتگزاران ایشان نوشته‌اند در آن تحریف و تبدیل روا داشته‌اند و از این کار، بزرگ و نیک جلوه دادن ایشان منظور بوده است. اما خود او مدعی است و در این ادعا صادق است که حقیقت را نوشته است و بر آن چیزی نیفزوده است: «و تاریخها دیده‌ام بسیار که پیش از من کرده‌اند پادشاهان گذشته را خدمتکاران ایشان که اندر آن زیادت و نقصان کرده‌اند و بدان آرایش آن خواسته‌اند و حال پادشاهان این خاندان به خلاف آن است... و ایزد مرا از تمویهی و تلبیسی کردن مستغنی کرده است که آنچه تا این غایت براندم و آنچه خواهم راند برهان روشن با خویشتن دارم.»24

تقی بینش28 معتقد است: مهمترین نکته در نوشتن تاریخ و به طور کلی در هر کار علمی، نداشتن تعصب و نظر و غرض شخصی است. به قول فوستل دوکولانژ باید عقیده و میل شخصی را در تاریخ دخالت نداد و این همان است که بیهقی بدین صورت بیان کرده است: «در تاریخی که می‌کنم سخنی نرانم که آن به تعصبی و تربّدی29 کشد.» شاید چون اغلب تاریخ‌نویس‌های قدیم وابسته و تحت نفوذ دربارهای آن وقت بوده‌اند آزادی قلم نداشته‌اند و نمی‌توانسته‌اند حقایق را بنویسند ولی نمی‌توان منکر شد که شهامت و تربیت علمی و درک کافی هم نداشته‌اند وگرنه ابوالفضل بیهقی هم مثل آنها بوده و شاید برای تحریف حقایق و شاخ و برگ دادن به حوادث قلمش از آنها مقتدرتر بوده است.30

وی برای آنکه نکته مهمی در تاریخی که می‌کند فرو نماند در طول خدمات دیوانی یادداشتهایی فراهم آورده بوده است تا در هنگام تدوین و تصنیف تاریخ آنها را به کار گیرد، اما دریغ که در روزگار عبدالرشید غزنوی همو که در روزگار او بیهقی از نیابت دبیری به دبیری دیوان رسائل می‌رسد با فرو گرفته شدن بیهقی به تَبَع سعایت سخن چینان و تهمت حاسدان و عزل و حبس آن31 یادداشتها و تعلیقه‌ها تباه می‌گردد؛ مشخصاً به دست غلامی تومان یا یونان نام.32 بیان حسرت‌آلود و بلکه سوگناک بیهقی در باب یادداشتهایی که وی آنها را روضه‌های رضوان می‌خواند به خوبی خبر از اندوه سهمگینی می‌دهد که در این جفای بزرگ بر بیهقی رفته است: «من که بوالفضلم نامه‌های حضرت خلافت و از آنِ خانان ترکستان و ملوک اطراف بر خط من رفتی و همه نسختها من داشتم و به قصد ناچیز کردند. دریغا و بسیار بار دریغا که آن روضه‌های رضوان برجای نیست که این تاریخ بدان چیزی نادر شدی. اگر کاغذ و نسخه‌های من همه ناچیز نکرده بودندی این تاریخ از لونی دیگر آمدی، حکم الله بینی و بین من فعل ذلک.33»

بیهقی، تاریخ‌نگاری می‌نماید که گویی به حکم فطرت و فطنت در اندیشۀ روشمندی چنانکه عرف محل اتفاق میان سرآمدان تاریخ‌نگاری اقتضا و الزام می‌کرده بوده است. جایی در باب «خواجه بوسعد عبدالغفار فاخر بن شریف، حمید امیرالمؤمنین ادام الله عزه» پس از آنکه 10 سطر در باب وی و شخصیت‌اش می‌نگارد، چنین می‌افزاید: «فاضلی یافتم او را سخت تمام، و در دیوان رسالت با استادم بنشستی، و بیشتر از روز خود پیش این پادشاه بودی در خلوتهای خاصه و واجب چنان کردی، بلکه از فرایض بود که من حق خطاب وی نگاه داشتمی. اما در تاریخ بیش ازین که راندم رسم نیست.34» وی به منظور تدقیق زمان رویدادها حتی ساعات یک حرکت را مورد اشاره قرار داده است: امیر نیم شب شده از شب یکشنبه هشتم جمادی‌الاولی بر نشست و بر مقدمه برفت، و کوس فرو کوفتند... نماز شام نامۀ فتح رسید.35 و روز دوشنبه دو روز مانده از ماه رجب ]429 هـ . ق[ امیر به باغ محمودی رفت بدانکه مدتی آنجا بباشد و بنه‌ها را آنجا بردند. و روز دوشنبه ششم شعبان ]429 هـ . ق[ بوالحسن عراقی دبیر گذشته شد، رَحمَهُ الله علیه.»36

مصنفِ تاریخ بیهقی از آن روی تاریخ می‌نویسد که برای دانندگان خدمت به خوانندگان و خاصه آیندگان را خدمت و واجب می‌داند. به بیانی این حرکت را دارای شأن و وجه ارزشی و اعتقادی و بلکه شرعی می‌داند. از نظر وی این حرکت نه مباح است نه مستحب. واجب است. این الزام می‌تواند نوعی الزام به نگارش تاریخ معاصر را نیز به آنان که می‌توانند ابلاغ کند. بیهقی نوشتن تاریخ معاصر را برای کسی که به جزئیات آن واقف باشد واجب می‌داند و چون خود را واجد این شرط می‌دانسته است برای ادای این تکلیف وجدانی معنوی قیام کرده است. «مرا مقرر است که امروز که من این تألیف می‌کنم بزرگان‌اند که اگر به راندن تایخ این پادشاه مشغول گردند تیر بر نشانه زنند و چندان واجب کُندی که ایشان بنوشتندی ولیکن چون دولت ایشان را مشغول کرده است تا از شغلهای بزرگ اندیشه می‌دارند به تاریخ راندن و چنین احوال و اخبار نگاه داشتن و آن را نبشتن چون توانند رسید؛ پس من به خلیفتی ایشان این کار پیش گرفتم که اگر توقف کردمی، منتظر آنکه تا ایشان بدین شغل بپردازند، بودی که نه پرداختندی و چون روزگار دراز برآمدی این اخبار از چشم و دل مردمان دور ماندی و کسی دیگر خاستی این کار را که برین مرکب آن سواری که من دارم نداشتی.37» نکته قابل تأمل آن است که در مقام علم وی در بند تعارفهای به ظاهر خود شکنانه و در باطن خودپرستانه نیست. بیهقی با مبنای معین و تلقی مستدل به خودباور آورده و ابایی ندارد از آنکه این نکته را بر زبان آورد حتی اگر اتهام خودستایی متوجه او گردد.

عباس اقبال که خود از تاریخ نگاران کاردان و چیرۀ معاصر است در تأکید بر دقت فراوان بیهقی تاریخ نگار و اصرار وی بر اولویت آنچه خود یا معتمدی بالمعاینه درک کرده، معتقد است که بیهقی در منابع اطلاعات خود شاید از جمیع مورخین دیگر اسلامی بیشتر دقت داشته. در باب وقایع ایام کودکی مسعود گوید: همیشه می‌خواستم که آن را بشنوم از معتمدی که آن را به رأی العین دیده باشد و این اتفاق نمی‌افتاد تا چون در این روزگار این تاریخ کردن گرفتم. حرصم زیادت شد بر حاصل کردن آن چرا که دیر سال است تا من در این شغلم و می‌اندیشم که چون به روزگار مبارک این پادشاه رسم اگر آن نکته‌ها به دست نیامده باشد غبن باشد از فایت شدن آن38. تاریخ‌نگاری که خود را ملزم کرده است تا آنچه می‌نویسد یا از معاینۀ وی باشد یا از سماع درست از مردی ثقه39، به وجه اولی نمی‌تواند اقبالی نسبت به «باطل ممتنع» از خود نشان دهد: بیشتر مردم عامه آنند که باطل ممتنع را دوست‌تر دارند چون اخبار دیو و پری و غول بیابان و کوه و دریا که احمقی هنگامه سازد و گروهی همچنو گرد آیند و وی گوید در فلان دریا جزیره‌یی دیدم و پانصد تن جایی فرود آمدیم در آن جزیره و نان پختیم و دیگها نهادیم چون آتش تیز شد و تَبِش بدان زمین رسید از جای برفت نگاه کردیم ماهی بود.40» به نظر او تنها احمقی می‌تواند در نگارش تاریخ هنگامه‌ای چنین سازد و تنها حمقا می‌توانند پای چنین هنگامه‌هایی بنشینند: «پیرزنی جادو مردی را خر کرد و باز پیرزنی دیگر جادو گوش او را به روغنی بیندود تا مردم گشت.41» در این میانه آنچه نشان حرّیت و عزت علمی بیهقی است آن است که وی چنین تاریخی را در روزگاری نوشته که مردم جهان اغلب در گرداب جهل و خرافات غوطه‌ور بوده‌اند42 و اگر بیهقی می‌گوید «آنچه نویسم یا از معاینه من است یا سماع درست از مردی ثقه»، مردان ثقۀ او از جنس ثقه‌ها و راستگویان ساده لوح یا عادی نیستند بلکه کسانی هستند که روزگار نظیر آنان را در مشرق زمین کمتر پروریده است مانند ابوریحان بیرونی43: «و پیش از این به مدتی دراز کتابی دیدم به خط استاد ابوریحان بیرونی و او مردی بود در ادب و فضل و هندسه و فلسفه که در عصر او چنو دیگری نبود و به گزاف چیزی ننوشتی.44»

از ارزشهای تاریخی کتاب تاریخ بیهقی آن است که در عین نقل تاریخ گاه اولین منبعی است که عین اسناد تاریخی را نقل کرده است. از آن جمله است عهدنامه مسعود با امیر منوچهر: «نسخه العهد: همی گوید مسعود بن محمود که به ایزد و به زینهار ایزد و بدان خدای که نهان و آشکارای خلق داند که تا امیر جلیل منصور، منوچهر بن قابوس45 طاعت‌دار و فرمان بردار و خراجگزار خداوند سلطان معظم ابوالقاسم محمود ابن ناصر دین الله اطال الله بقاءَه باشد و شرایط آن عهد که او را بسته است و به سوگندان گران استوار کرده و بدان گواه گرفته نگاه دارد و چیزی از آن تغییر نکند، من دوست او باشم به دل و با نیّت و اعتقاد...46»، مشافهه نامه با قدرخان47: «برخان پوشیده نیست که حال پدر ما امیر ماضی بر چه جمله بود. به هر چه ببایست که باشد پادشاهان بزرگ را، از آن زیادت‌تر بود، و از آن شرح کردن نیاید که به معاینه حالت و حشمت و آلت و عدّت او دیده آمده است...48»، نامه القائم بامرالله49: «من عبدالله و ولیه، عبدالله ابی جعفر الامام القائم بامرالله امیرالمؤمنین اِلی ناصر دین الله الحافظ لعباد الله المنتقم من اعداء الله ظهیر خلیفه الله ابی سعید مَولی امیرالمومنین...»50، بیعت‌نامۀ مسعود با خلیفه عباسی: «بایعت سیدنا و مولانا عبدالله اباجعفر الامام القائم بامرالله امیرالمومنین بیعه طوعٍ و اتِّباعٍ وَ رِضیً ... طائعاً غیر مُکَره و مُختاراً غَیر مُجبَر...»51، فرمان محمود برای خیل تاش که به هرات رود و خیش خانۀ مسعود را بازرسی کند: «بسم الله الرحمن الرحیم. محمود بن سبکتگین را فرمان چنان است این خیلتاش را که به هرات به هشت روز رود. چون آنجا رسید یکسر تا سرای پسرم مسعود شود و از کس باک ندارد و شمشیر برکشد و هر کس که وی را از رفتن باز دارد گردن وی بزند...»52، نامه مسعود به آلتونتاش خوارزمشاه53: «بسم الله الرحمن الرحیم. حاجب فاضل عم خوارزمشاه ادام الله تأییده ما را امروز به جای پدر است و دولت را بزرگتر رکنی وی است...»54 و عریضۀ حَشَم از تگین‌آباد به هرات: «نبشتند بندگان از تگین‌آباد روز دوشنبه سوم شوال از احوال لشکر منصور که امروز اینجا مقیم‌اند...»55 که بیهقی با زحمت بسیار از آرشیو دولتی آن زمان به دست آورده و متن آنها را با دقتی کامل نقل کرده است56.

بیهقی در مستند تاریخی خود روند رویدادها را با رویکرد علّی و تحلیلی ارائه کرده است. مرحوم دکتر علی اکبر فیاض از نخستین مصححان بنام تاریخ بیهقی معتقد است: روش این کتاب در کتابهای تاریخی فارسی منحصر به فرد است و در مورخان پیشین ما هیچکس حق تاریخ‌نگاری را از حیثِ رعایت انصاف و ذکر دقایق مهم و ربط دادن معلول به علت و دیگر شرایط بدین خوبی و کمال ادا نکرده است.57 مؤلف تنها به شرح ماجرای جنگها اکتفا نمی‌کند بلکه با دلیل حوادثی را که موجب پیدایش جنگها می‌شده نیز شرح می‌دهد.58 وی برای اینکه علت شکست مسعود و زوال امپراطوری بزرگ غزنوی را نشان بدهد چهرۀ حقیقی رجال درباری و روحیه و خلق و خوی بزرگان دولت را تصویر می‌کند و نتیجه می‌گیرد که مردمی بوده‌اند متظاهر و چاپلوس و سودجو59: «چنان افتاد که حصیری با پسرش ابوالقاسم به باغ رفته بودند. شرابی بی‌اندازه خورده و شب آنجا مقام کرده و آنگاه صبوح کرده و صبوح ناپسندیده است و خردمندان کم کنند و تا میان دو نماز خورده ... چون نزدیک بازار عاشقان رسیدند پدر در مهد استر با پسر سوار و غلامی سی با ایشان، از قضا را چاکری از خواص خواجه پیش آمدشان سوار و راه تنگ بود و زحمتی بزرگ از گذشتن مردم حصیری را خیال بست چنان که مستان را بندد که این سوار چرا فرود نیامد و وی را خدمت نکرد. مر او را دشنام زشت داد. مرد گفت ای ندیم پادشاه مرا به چه معنی دشنام می‌دهی؟ مرا هم خداوندی است بزرگتر از تو و هم مانند تو و آن خداوند خواجۀ بزرگ ]خواجه احمد حسن[ حصیری خواجه را دشنام داد و گفت «بگیرید این سگ را تا کرا زهرۀ آن باشد که این را فریاد رسد» و غلامان حصیری درین مرد پریدند و وی را قفایی چند سخت قوی بزدند و قباش پاره شد... آمد تا زان تا نزدیک خواجه احمد و حال باز گفت به ده پانزده زیادت و سرور وی کوفته و قبای پاره کرده بنمود و خواجه این را سخت خواهان بود که بهانه می‌جست بر حصیری تا وی را بمالد.»60 بیهقی مثال می‌آورد بوسهل حمدوی و سوری صاحب دیوان یا به اصطلاح وزیر دارایی مسعود را که مقدار زیادی از غنائم و گنجینۀ مسعود را برداشتند و گریختند و به جای اینکه در موقع گرفتاری مددکار او باشند به او پشت کردند.61 اگر در نظر آوریم که از مجموع شخصیتهای مطرح و معرفی شده در ماجراهای مختلف تاریخ بیهقی تعدادِ چهره‌های «تمام» و پرورده‌ای چون بونصر مشکان و تسامحاً خواجه احمد حسن میمندی و حسنک وزیر به عدد انگشتان دو دست نمی‌رسد می‌توان پنداشت معیارها در پسند و ناپسند رجال و ابناء روزگار بر چه منوال بوده است.

در این بین بیهقی بر این باور است که تاریخ کردن با اجمال و ایجاز راست نیاید: «در دیگر تواریخ چنین طول و عرض نیست که احوال را آسانتر گرفته‌اند و شمه‌یی بیش یاد نکرده‌اند اما من چون این کار پیش گرفتم می‌خواهم که داد این تاریخ به تمامی بدهم وگرد زوایا و خبایا برگردم تا هیچ چیز از احوال پوشیده نماند و اگر این کتاب دراز شود و خوانندگان را از خواندن ملالت افزاید طمع دارم به فضل ایشان که مرا از مبرمان نشمارند.62» آنچه او فراهم آورده در فحوا گاه رویکرد به تاریخ اجتماعی پیدا کرده است. بیهقی در هنگام شرح وقایع سال 421 در مقام بیان عزاداری بازماندگان محمود غزنوی در مرگ وی با اشاره به رسم لباس و تعزیت‌گویی می‌نویسد: «و امیر دیگر روز بار داد با قبائی و ردائی و دستاری سپید و همه اعیان و مقدّمان و اصناف لشکر به خدمت آمدند سپیدها پوشیده و بسیار جزع بود. سه روز تعزیتی ملکانه به رسم داشته آمد چنان که همگان بپسندیدند.63» اجتماعی که بیهقی نیز آن را به روشنی تاریخ کرده از لونی است که وقتی بونصر مشکان از ورای تجربۀ خود بدان می‌نگرد آرزوی مرگ می‌کند. البته بنابر آنچه از قضاوت بیهقی دربارۀ ابتدای کار غزنویان برمی‌آید وی و سایر همگنان و حتی استادش بونصر در آن زمان چندان متأسف و نومید و با نسل پیشین در بدگمانی همدل و همرأی نبوده‌اند. اما وقتی حدود سی سال از این تجربه اندوزیها گذشت فریاد کسانی چون بونصر برآمد که «خواستمی که مرده بودمی تا این روز ندیدمی!» و یا: «خاک بر سر آن خاکسار که خدمت پادشاهان کند که با ایشان وفا و حرمت و رحمت نیست.64»

از منظری که گفته شد تاریخ بیهقی گنجینه عبرت نوشته‌هایی‌ست که صاحبان خرد می‌توانند از آن درس بسیار گیرند. «ابوالنجم ایاز65 از غلامانی بود که وقتی سلطان محمود درگذشت به قول بیهقی جزء چند نفر معدودی بود که نشستند» و به صواب دید یکدیگر و دریافت وقت را. پسر مِهتر سلطان ماضی انارالله برهانه، امیر ابواحمد محمد را از گوزگانان که به دارالملک نزدیک بود آورده بجای پدر بزرگوارش بر تخت سلطنت نشانیدند.» اما وقتی لوای سلطان مسعود برادر محمد از اصفهان به نیشابور نزدیک می‌شد به روایت‌نامه‌ای که مسعود به قدرخان نوشته است جزء نخستین کسانی است که به امیر محمد خیانت کرده و پیش مسعود آمده‌اند «و چون امیر را بدیدند همه نماز بردند و خدمت کردند و بر وی به پادشاهی سلام کردند.66» با نقل چنین حکایات عبرت‌آمیز و درس‌آموزی غرض اصلی بیهقی که بیدار کردن حس انتباه و دقت در خواننده باشد تأمین می‌شود اما به شکلی که خواننده حس نمی‌کند. وی تلخی حق را در درون لعاب شیرین ماجراهای مشغول کنندۀ تاریخی پنهان کرده و این موفقیتی است که کمتر کسی را نصیب شده است.67

بیهقی در تحلیل علّی رویدادهای تاریخ به مفهوم فلسفه تاریخ تعبیری که ابداع روزگار ماست دلنمودگی نشان می‌دهد. گرچه، هنگامی که سال 1349 در کنگرۀ بیهقی مشهد، محمدتقی دانش‌پژوه به جای کتابشناسی که تخصص ایشان است به «بیهقی فیلسوف» لب می‌گشاید، دکتر زرین‌کوب می‌گوید: نمی‌دانم بیهقی چه گناهی مرتکب شده بوده که بعد از هزار سال می‌خواهند عظام بالیۀ او را به آتش فلسفه بسوزانند، سخنرانی استاد دانش پژوه مدلّل می‌دارد که تاریخ بیهقی از این منظر دست کم فلسفه تاریخ نیز قابل مطالعه است. دانش پژوه براساس نظریات ابوالحسن زید بیهقی صاحب تاریخ بیهق خواسته بود فلسفه‌ای برای تاریخ‌نگاری بیهقی پیدا کند و دکتر باستانی پاریزی معتقد است که «حقاً خوب از عهده برآمد68». به نظر محمد تقی دانش پژوه عطف به نظر ابن‌فندُق در تاریخ بیهق بیهقی در فلسفه تاریخ عقل را کنار گذارده است. او می‌گوید که دولتها به نوبت است و دو نیرو در جهان اجتماع کارگر که هر دو از خداست: یکی معجزات پیامبران، دوم اندیشه نازک و دراز دستی پادشاهان و ظفر و نصرت آنان بر دشمنان خویش آن هم به فرمان ایزد نه آسمان و برجها چنانکه معتزلیان و زندیقان و دهریان می‌گویند. پس او در زمینۀ حل مسائل دشوار تاریخ با دوستداران عقل مانند معتزلیان و زندیقان و دهریان که به علل و اسباب مرموز و نهفته نمی‌گرایند همراه نیست69.

عباس اقبال آشتیانی70 معتقد است: اگر به دقت به تاریخ بیهقی نظر نماییم و صفحات آن را با نیّت انتقاد از پیش چشم بگذرانیم خواهیم دانست که این کتاب مزایا و خصائصی را متضمن است که از این جهت با بزرگترین تواریخ اسلامی برابری و همسری می‌نماید71.

مآخذ و پی‌نوشتها

1- نگارنده در قالب کتابی که در دست تدوین است این اثر را از حیث ادبی مورد بررسی قرار خواهد داد.

2- زمانه، زندگی و کارنامۀ بیهقی، مریلین والدمن، ترجمۀ منصورۀ اتحادیه (نظام مافی)، چ اول، تهران، نشر تاریخ ایران، 1375، ص 4.

3- دیبای خسروانی، محمد بن حسین بیهقی، گزینش و گزارش از: دکتر محمدجعفر یاحقی مهدی سیدی، چ ششم، تهران، جامی، 1384، ص 16.

4- فرهنگ تاریخ بیهقی، دکتر سید احمد حسینی کازرونی، چ اول، تهران، انتشارات زوار، 1384، ص 1.

5- با مقابله و تصحیح و حواشی و تعلیقات سعید نفیسی، 3 مجلد، انتشارات کتابخانه سنایی، 1319، 1326-1332.

6- دکتر حسین رزمجو، چ اول، مشهد، موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، 1370، ص 232.

7- ملقب به ناصرالدوله موسس سلسلۀ غزنویان (آغاز حکومت 366 هـ . ق ف. 387 هـ . ق.). غلامی ترک بود که توسط نصرحاجی یکی از بازرگانان خراسان به الپتگین فروخته شد. وی بعدها به دامادی الپتگین نایل آمد و به امارت غزنین رسید و در سال 367 هـ . ق. شهر بست را فتح کرد و سلسلۀ غزنویان را تأسیس نمود. (فرهنگ فارسی متوسط -، محمد معین، 6 مجلد، چ هفتم، تهران، امیرکبیر، 1364، ج 5، ص 729)

8- ر.ک: فرهنگ معین، ج 5، «ایلگخانیان». اجمالاً آنان از ترکهای چگلی‌اند و از حدود 315 هـ . ق در کاشغروختن و ماوراءالنهر حکومت کرده‌اند، تا آنکه عثمان بن حسن در 609 و به قولی در 607 هـ . ق به فرمان محمد خوارزمشاه به قتل رسید و دورۀ حکومتشان در ماوراءالنهر و ترکستان به پایان رسید.

9- تاریخ دیالمه و غزنویان، عباس پرویز، موسسه مطبوعاتی علمی، 1336، ص 468.

10- تاریخ بیهقی، تصنیف ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی دبیر، تصحیح دکتر علی اکبر فیاض، مقدمه و فهرست
لغات از: دکتر محمدجعفر یاحقی، چ سوم، مشهد، دانشگاه فردوسی مشهد، خرداد 1375، «مقدمه»، ص هجده؛ به
نقل از: ترکستان‌نامه
]بارتولد، ترجمه کریم کشاورز، تهران، آگاه، 1366[ ص 78.

11- ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی بزرگترین عالم ریاضی آخر قرن چهارم و نیمۀ اول قرن پنجم است. ولادت او به سال 362 در خوارزم اتفاق افتاد و به سال 440 هجری در غزنه درگذشته است. تحصیلات او در خوارزم صورت گرفت و در خدمت آل عراق به سر می‌برد و مخصوصاً از اصطناع و تربیت ابونصر منصور بن علی بن عراق ریاضی‌دان بزرگ اواخر قرن چهارم و آغاز قرن پنجم برخوردار بوده است و بعد از آن چندی به دربار شمس‌المعالی قابوس بن وشمگیر رفته و مورد توجه و اقبال فراوان آن پادشاه دانشمند قرار گرفته و کتاب الآثار الباقیه خود را به نام او در سال 391 تألیف کرده است. بعد از مدتی توقف در گرگان و عراق، ابوریحان دوباره آهنگ خوارزم کرد و در خدمت خوارزمشاهان آل مأمون درآمد و در دستگاه آنان مرتبت بزرگ و حرمت وافر یافت و چندان در شهر گرگانج باقی ماند تا محمود بر آن سامان دست یافت و ابوریحان را به غزنین برد و در دستگاه خود نگاه داشت. (تاریخ ادبیات در ایران، دکتر ذبیح‌الله صفا، چ یازدهم، تهران، انتشارات فردوس، 1370، ج اول، ص 337)

12- تاریخ بیهقی، تصحیح دکتر فیاض، خرداد 1375، ص 907.

13- یکی از ملوک آل‌مأمون یا مأمونیان؛ و مأمونیان سلسله حکمرانانی که در زمان ساسانیان و غزنویان در خوارزم استقلال و حکمرانی یافتند. از جملۀ سلاطین آنان مأمون بن محمد خوارزمشاه (حک. 385-387 هـ .ق) و علی پسر مأمون
(حک. 407-408) بودند. سلطان محمود غزنوی این سلسله را برانداخت. مأمون بن محمد سرسلسلۀ مأمونیان خوارزمشاه در سال 385 هـ . سلسلۀ آل عراق را با قتل ابوعبدالله خوارزمشاه برانداخته، خود خوارزمشاه شده بود. (فرهنگ معین، ج 6،
ص 1896)

14- تاریخ دیالمه و غزنویان، عباس پرویز، ص 399.

15- گزیده‌هایی از صور خیال در نثر فارسی، عبدالله افقهی، چ اول، تهران، انتشارات هیرمند، 1374، ص 19.

16- ادبیات کلاسیک فارسی، آرتورجان آربری، ترجمۀ دکتر اسدالله آزاد، چ اول، مشهد، آستان قدس رضوی، 1371، ص 57.

17- یادنامه ابوالفضل بیهقی (مجموعه سخنرانیهای مجلس بزرگداشت ابوالفضل بیهقی)، چ دوم، مشهد، دانشگاه فردوسی مشهد، زمستان 1374، «شمه‌ای دربارۀ علم و آیین تاریخ‌نگاری»، سید محمد علی جمالزاده، ص 124 و 125.

18- گزیدۀ تاریخ بیهقی، به کوشش سید محمد دبیر سیاقی، چ پنجم، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1381،
ص 5 و 6.

19- شیخ العمید ابونصر مشکان (ف. 431 هـ .ق) وی در ادب پارسی و تازی دست داشت و صاحب دیوان رسایل محمود و مسعود غزنوی بود (تا پایان حیات). نمونه‌هایی از انشای وی در تاریخ بیهقی موجود است. (فرهنگ معین، ج 5، ص 95).

20- ]گزیدۀ[ تاریخ بیهقی، گزینۀ سخن پارسی 6، دکتر خلیل خطیب رهبر، چ دوم، ]تهران[، انتشارات سعدی، بهار 1369.

21- شرف‌الدین علی بن شمس الدین علی یزدی، متخلص به شرف، ملقب و معروف به مخدوم، شاعر و مورخ متوفای
858 هـ . ق (پژوهشگران معاصر ایران، هوشنگ اتحاد، چ اول، تهران، فرهنگ معاصر، 1381، ج 4، ص 43) در صفحات 293 و بعد از آن از منبع مذکور مواردی از تحریف و غلو من‌جمله در نسبت سرایش منظومه یوسف و زلیخا به فردوسی و نگارش مقدمۀ شاهنامۀ بایسنغری ذکر گردیده است.

22- میرزا محمد تقی مستوفی، فرزند آخوند ملامحمد علی کاشانی ملقب به لسان‌الملک و متخلص به سپهر در سال 1207 قمری در شهر کاشان متولد شده و پس از تحصیل مقدمات علوم قدیمه به شعر و عروض پرداخت و در جوانی از کاشان به تهران آمد و به خدمت فتحعلیخان صبا ملک‌الشعراء فتحعلیشاه همشهری خود رسید. پس از برگشت به کاشان، محمود میرزا پسر پانزدهم فتحعلیشاه حکمران کاشان او را به معاونت خود برگزید و به او تخلص سپهر داد. سپس از طرف فتحعلیشاه به تهران احضار و وارد خدمت دولت شد. سپهر در عهد محمد شاه مداح خاص شاه و منشی و مستوفی دیوان بود و از طرف دربار سلطنتی به نوشتن کتاب ناسخ التواریخ مأموریت یافت. وی در سال 1272 ق. به لقب لسان‌الملک ملقب گردید. کنت گوبینو که مدتی نایب (دبیر) سفارت، کاردار و وزیر مختار فرانسه در ایران بوده می‌نویسد: در اروپا وقتی کسی کتابی منتشر کرد منتقدین در جراید و مجلات، محاسن و معایب کتاب او را می‌گویند و اگر خطا گفته باشد خطای او را به رخش می‌کشند ولی در ایران این رسم وجود ندارد. من تصور می‌کنم اطمینان از این موضوع سبب شده که لسان‌الملک به تنهایی دست به این کار عظیم ]نوشتن ناسخ‌التواریخ[ بزند و حال آنکه چنین کاری را در اروپا سه هزار دانشمند هم نمی‌توانند بدون عیب و نقص به سامان برسانند. علت دیگری که سبب شده لسان‌الملک سپهر به تنهایی و بدون دستیار دست به این کارمهم بزند این است که مورخین ایرانی مقید نیستند که نظیر مورخین اروپایی مأخذ حقایق تاریخی خود را ذکر نمایند. گوبینو در کتاب سه سال در آسیا (1858-1855 برابر با 1275-1272 قمری) اضافه می‌کند: لسان‌الملک تنها یک مورخ نیست بلکه مثل بسیاری از فضلای ایرانی شعر هم می‌گوید و از فصحاء و بلغا هم محسوب می‌شود. (شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، مهدی بامداد، چ چهارم، 6 مجلد، تهران، انتشارات زوار، 1371، ج 3، صص 321-319)

23- پژوهشگران معاصر ایران، هوشنگ اتحاد، ج 4، ص 43.

24- بزم‌آورد، دکتر عباس زریاب‌خویی، چ اول، ]تهران[ انتشارات علمیانتشارات سخن،بهار1368، ص 29.

25- به ضمّ اول و کسر چهارم، آنکه زن خود را مباح کند (زن بمزد) اسم فاعل از مؤاجره مصدر باب مفاعله. (تاریخ بیهقی، به کوشش دکتر خلیل خطیب رهبر، چ پنجم، 3 مجلد، ]تهران[ انتشارات مهتاب، پاییز 75، ج 1، ص 354)

26- تاریخ بیهقی، به کوشش دکتر خلیل خطیب رهبر، ج 1، ص 234.

27- همان، ص 235.

28- تقی بینش (1300-1374 ش) از ادبای نامور مشهد. مدتی تصدی امور نشریۀ فرهنگ خراسان را داشته است. پاره‌ای از مقالات او به صورت منظم در مجله راهنمای کتاب انتشار یافته. در تصحیح چند متن و شناساندن کتابی مانند نتیجه الدوله که اهمیت خاص علمی دارد زحمات بسیار کشید. او در بیست سال پایان عمر همت به نشر متون قدیم موسیقی مصروف کرد و به همین ملاحظه از آگاهان مبرز در تاریخ موسیقی وزیر و بم‌های آن فن شده بود. گاه شعر می‌سرود. (نادره کاران، ایرج افشار، به کوشش محمود نیکویه، چ اول، تهران، نشر قطره، 1383، ص 839)

29- عربی است، مصدر باب تفعل، از غضب ترش روی و کبود شدن.

30- یادنامه ابوالفضل بیهقی، «روش علمی در کتاب بیهقی»، تقی بینش، ص 94.

31- فرهنگ تاریخ بیهقی، دکتر سید احمد حسینی کازرونی، ص 20 و 31.

32- همان، ص 41.

33- مجموعه مقالات، عباس اقبال آشتیانی، گردآوری و تدوین: دکتر سید محمد دبیر سیاقی، چ اول، تهران، دنیای کتاب، 1369، ص 71.

34- تاریخ بیهقی، به کوشش دکتر خلیل خطیب رهبر، ج 1، ص 163.

35- همان، ج 2، ص 680 و 681.

36- همان، ج 3، ص 870.

37- بزم‌آورد، دکتر عباس زریاب خویی، ص 28.

38- مجموعه مقالات، عباس اقبال آشتیانی، ص 67 و 68.

39- تاریخ بیهقی، تصحیح فیاض، خرداد 1375، ص 905.

40- همان.

41- همان.

42- یادنامه ابوالفضل بیهقی، «نکاتی راجع به تاریخ بیهقی»، محمد پروین گنابادی، ص 103 و 104.

43- ر.ک: پی‌نوشتِ 11.

44- بزم‌آورد، دکتر عباس زریاب خویی، ص 30.

45- فلک‌المعالی (سپهر بلندیها) منوچهر بن قابوس، پنجمین از آل زیار (جلوس 403 هـ . ق / 1012 میلادی 420 هـ . ق / 1029 میلادی). وی پس از اسارت و قتل پدر به مساعدت مردم دیلم و به فرمان خلیفه عباسی القادر بالله جانشین پدر گردید و به حکومت طبرستان و گرگان منصوب شد. او نیز مانند پدر خود خطبه‌ای به نام محمود غزنوی خواند و خود را خراجگزار سلطان نمود و دختر او را به زنی گرفت. منوچهر دانش‌پرور بود و مقدم علما و ادبا را گرامی می‌داشت. منوچهری شاعر، تخلص خود را از نام وی گرفته است. (فرهنگ معین، ج 6، ص 1375)

46- تاریخ بیهقی، تصحیح فیاض، پاییز 1383، ص 153 و 154.

47- یوسف بن هارون بغراخان، پادشاه آل افراسیاب که در ماوراءالنهر حکومت داشت. (ر.ک: فرهنگ تاریخ بیهقی، دکتر سید احمد حسینی کازرونی، ص 638 و 639)

48- تاریخ بیهقی، تصحیح فیاض، پاییز 1383، ص 101.

49- قائم بن قادر، ملقب به القائم بامرالله، بیست و ششمین خلیفه عباسی (و. 391 هـ . ق جل. 422 هـ . ق ف.
467 هـ . ق) گویند وی مردی خوش صورت، نیکو سیرت، مقتدر و دانشمند بود و در عهد او و پدرش دولت عباسیان رونق گرفت و دولت آل‌بویه در زمان وی منقرض شد و حکومت سلجوقی تأسیس گردید و قیام بسا سیری هم در عهد او اتفاق افتاد و خلیفه که محبوس و جانش در خطر بود توسط طغرل سلجوقی نجات یافت و بسا سیری کشته شد. (فرهنگ معین، ج 6، ص 1409)

50- تاریخ بیهقی، تصحیح فیاض، پاییز 1383، ص 298.

51- همان، ص 302.

52- همان، ص 141.

53- حکمران خوارزم به زمان محمود و اوایل حکومت مسعود غزنوی. (ر.ک: فرهنگ تاریخ بیهقی، دکتر سید احمد حسینی کازرونی، ص 206)

54- تاریخ بیهقی، تصحیح فیاض، پاییز 1383، ص 315.

55- همان، ص 43.

56- ر.ک: یادنامه ابوالفضل بیهقی، «روش علمی در کتاب بیهقی»، تقی بینش، ص 95.

57- یادنامه علامه امینی، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1352، «نثر بیهقی»، ص 298.

58- گزیده‌هایی از صور خیال در نثر فارسی، عبدالله افقهی، چ اول، تهران، انتشارات هیرمند، 1374، ص 19.

59- یادنامه ابوالفضل بیهقی، «روش علمی در کتاب بیهقی»، تقی بینش، ص 96 و 97.

60- تاریخ بیهقی، تصحیح فیاض، پاییز 1383، ص 174 و 175.

61- یادنامه ابوالفضل بیهقی، «روش علمی در کتاب بیهقی»، تقی بینش، ص 97.

62- تاریخ بیهقی، تصحیح فیاض، پاییز 1383، ص 49 و 50.

63- همان، ص 52.

64- دیبای خسروانی، گزارش از: دکتر محمد جعفر یاحقی مهدی سیدی، ص 18.

65- غلام سلطان محمود، که به دلیل کثرت فراست و هوش و جنگجویی و زیبایی محبوب سلطان بود. در دورۀ مسعود، امارت قُصدار و مکران داشته و در 449 هـ . ق. وفات یافته است. (فرهنگ تاریخ بیهقی، دکتر سید احمد حسینی کازرونی، ص 302 و 303)

66- از پاریز تا پاریس، دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی، چ هشتم، تهران، نشر علم، 1381، ص 166.

67- یادنامه ابوالفضل بیهقی، «روش علمی در کتاب بیهقی»، تقی بینش، ص 101.

68- ر.ک: از پاریز تا پاریس، دکتر باستانی پاریزی، ص 433.

69- یادنامه ابوالفضل بیهقی، «بیهقی فیلسوف»، ص 176.

70- عباس اقبال آشتیانی (1275-1334 شمسی) مورخ و ادیب ایرانی، استاد دانشگاه و ناشر مجله یادگار. از آثار اوست: تاریخ مغول، ترجمۀ مأموریت ژنرال گاردان در ایران، یادداشتهای ژنرال تِرِزل و طبقات سلاطین اسلام. (فرهنگ فارسی اعلام، غلامحسین صدری افشار نسرین حکمی نسترن حکمی، چ اول، تهران، فرهنگ معاصر، 1383، ص 101)

71- مجموعه مقالات عباس اقبال آشتیانی، به کوشش دبیر سیاقی، ص 67.

  نظرات ()
نثر بیهقی‌ نویسنده: رضا حارث آبادی 09193060873 - ۱۳٩٤/۸/۱

از بین انواع نثر ادبی فارسی به اعتبار موضوع ـ از قبیل‌: نثر حماسی‌، نثر عاشقانه و غنایی‌، نثر ادبی تعلیمی در زبان فارسی‌، نثر طنزآمیز، نثر ادبی تعلیمی صوفیانه به عنوان نوعی نثر عارفانه ـ «نثر ادبی تعلیمی فارسی‌» انواع و اقسامی دارد که یک قسم آن برخی از نثرهای تاریخی و به عنوان نمونه نثر بیهقی است‌. (فرشیدورد، دربارة ادبیات و نقد ادبی‌، 1363، 1: 85) با زبانی سخت توأم با احتیاط و با همه تلخیها و نصیحتها که در آن درج کرده‌، بسیار ملایم و محافظه کارانه‌. پیدا شدن ایهام و ابهام در نویسندگی و حلول معانی چندگانه و استفاده از تمثیل و مجاز و به ویژه استفاده از القاب و عناوین و صفات توأم با احترام برای صاحبان مناصب و به طور کلّی قاطبة فرادستان‌، چیزی است که نشانه‌های آشکارش در بیهقی به چشم می‌آید.1 (یاحقی ـ سیدی‌، دیبای خسروانی‌، 1384: 23) و احتمالاً متأثر از زندگی در روزگار آکنده از ادبار، از مشخصه‌های ادبی تاریخ بیهقی‌، گذشته از گونه‌ای تقدیرگرایی و عبرت‌آموزی‌، روی آوردن به مایه‌های تراژیک است‌. بسیاری از داستانها و داستان‌واره‌های تاریخی این اثر مانند داستان افشین و بودلف‌، مرگ بونصر مشکان‌، فروگیری بوبکر حصیری‌، بر دارکردن حسنک‌، سرشار از مایه‌های تراژیک‌2 و برای بازسازی و بازآفرینی نمایشها و نمایشواره‌ها بسیار مستعد است‌. (همان‌: 26) در سراسر تاریخ بیهقی شوخی و طنز دیده نمی‌شود. به طور کلّی بیهقی مردی عبوس و جدّی است و از این رو با آنکه کتابش مایة شاعرانه دارد، فاقد سبک روحی و ملاحتی است که از طنز ناشی می‌شود. (روانپور، گزیده تاریخ بیهقی‌، 1374: 27)3

از جهتی بیهقی دو قسم نثر دارد: یک قسم نثر عادی است که در موقع ذکر حوادث و نقل تاریخ به کار می‌برد. قسم دیگر نثر نسبتاً پرداخته‌تری است که در نامه‌های مندرج در کتابش دیده می‌شود. (فیاض‌، نثر بیهقی‌، 1352: 301) امّا با آنکه سبک بیانش یکدست نیست این امر نیز تنوع خاصی به بیانش می‌دهد و آن را از آنچه هست در مذاق خواننده دلکش‌تر می‌سازد. (زرین‌کوب‌، از گذشتة ادبی ایران‌، 1383: 130) بیهقی از نویسندگان بزرگ ایران محسوب می‌شود و نثر او در سادگی و روانی کم‌نظیر است‌. (همایی‌، تاریخ مختصر در ادبیات ایران‌، 1373: 92) البته در موقع مقایسه معلوم می‌شود که نثر بیهقی در قرن پنجم خاصه در طریقة نثر دورة اول غزنوی چه اندازه روان و منسجم است‌. (فروزانفر، مباحثی از تاریخ ادبیات ایران‌، 1354: 296) بیهقی در این اثر توفیق قابل ملاحظه‌ای در جمع بین سادگی لفظ و استواری بیان حاصل می‌کند. (زرین‌کوب‌، همان‌) و به تعبیری‌، تاریخ‌نویس فرزانه و ادیب نامدار در نگارش اثر گرانقدر خود شیوة سهل و ممتنع را به کار بسته و در به‌گزین کردن واژه‌ها هنرنمایی کرده است‌. (بیهقی‌، شرح خطیب رهبر، 1375، 1، مقدمه‌: بیست و نهم‌)

در باب روان بودن نوشتة بیهقی‌، والدمن اشاره به دقیقه‌ای می‌کند: جملات معترضه در کار وی نادر است‌، خصوصاً که با سبک سادة بیهقی مناسب نیست‌. (زمانه زندگی و کارنامة بیهقی‌، 1375: 185) و این ساده‌نویسی از نوعی است که مشابه آن را می‌توان امروز در حوزة ژورنالیسم و یادداشت‌نویسی مشاهده کرد; چرا که سبک بیهقی سبک روزنامه‌نگاری است‌. به نظر والدمن‌، بیهقی با تفصیل لیکن بدون اظهار فضل روایت می‌کند. او به نظریات عامه و عوام‌گرایی علاقمند نشان می‌دهد و بر تصاویر ترسیمی تأکید دارد. سبک بیهقی نه عامه‌پسند است نه مورد علاقة خواص‌. دقیقتر آن است که سبک او مورد پسند خوانندگان هوشمند است نه محققان‌. (همان‌: 186)

بیهقی در دوره‌ای اثر خود را به رشتة تحریر درمی‌آورده که نثر پارسی در نیمة دوم قرن پنجم دورة بلوغ خود را تجربه می‌کرده است‌.4 از سویی وی در محضر استادی چون بونصر مشکان دورة بلوغ و پختگی خود را پشت سر گذاشته است‌. بهار سبک بیهقی را تقلیدی از سبک نویسندگی استادش بونصر مشکان می‌داند و به ویژگیهایی از قبیل اطناب‌، استشهاد و تمثیل‌، حذف به قرینه‌، تجدد در استعمال افعال‌، حذف بخشی از جمله و کیفیت خاص استعمال ضمایر و جمعها اشاره می‌کند. (یاحقی ـ سیدی‌، دیبای خسروانی‌، 1384: 25)

برای تعیین روشنتر جایگاه تاریخ بیهقی در بین متون منثور و نثرهای قرون اولیه شکل‌گیری ادبیات فارسی‌، نگاهی به دوره‌های شکل‌گیری نثر قبل و بعد از تاریخ بیهقی مناسب است‌:

1 ـ نثر مرسل (معادل سبک خراسانی‌)، که در برگیرندة قرنهای سوم و چهارم و نیمة اول قرن پنجم است‌. از ابتدای این دوره‌، کتب پهلوی از قبیل دینکرت‌، بندهشن‌، اردا ویرافنامه‌، شکند گمانیک ویژار باقی مانده‌. نیز اصل مرزبان نامه به زبان طبری و نثر ابوالمؤید بلخی در شاهنامه‌ای منثور که به آن شاهنامة بزرگ‌، شاهنامة مؤیدی و شاهنامة بوالمؤید گویند.

در دورة سامانیان این آثار پدید آمده‌: مقدمة شاهنامة ابومنصوری‌، ترجمة تاریخ طبری‌، ترجمة تفسیر طبری‌، هدایة‌المتعلمین فی الطّب‌، حدودالعالم من المشرق الی المغرب‌، تفسیر پاک‌، الابنیه عن حقایق الادویه‌، تفسیر کمبریج‌.

در دورة غزنوی‌: نورالعلوم خرقانی‌، آثار فارسی بوعلی سینا، التفهیم لاوایل صناعة التنجیم‌، کشف‌المحجوب سگزی‌، قصص‌الانبیا، نامه‌های بونصر مشکان‌، تاریخ سیستان‌، زین‌الاخبار گردیزی‌، کشف‌المحجوب هجویری‌، آثار ناصر خسرو.

2 ـ نثر بینابین‌، مربوط به اواخر نیمة اول قرن پنجم تا اوایل قرن 6، شامل تاریخ بیهقی‌، سیاست‌نامه و قابوسنامه‌.

3 ـ نثر موزون مرسل‌، مربوط به اواخر قرن پنجم‌. به عنوان نمونه آثار خواجه عبدالله انصاری‌: طبقات الصوفیه‌، عبارات خواجه عبدالله در کشف‌الاسرار، تفسیر نسفی‌. و نثر موزون فنی‌، مربوط به قرن ششم‌، به عنوان نمونه‌: مقامات حمیدی (شمیا، سبک‌شناسی نثر، 1383: 61 ـ 13) و در این بین باید تاریخ بیهقی را به کلی علی‌حده و از کتب مخصوص بین بین ـ بین دورة نثر مرسل و دورة نثر موزون ـ شُمرد، زیرا در شیوة خود متفرّد بوده و نظیرش نایاب است‌. گویا در همان عصر نیز از تقلید آن خودداری می‌شده و به نثر فنی زیادتر توجه نشان می‌داده‌اند. (بهار، سبک‌شناسی‌، 1370، 1: 287)

شیوه‌ای که بیهقی با نثر ویژه و متفرّد خود بر آن می‌رفته و در آن لغات زیبای فارسی و ضرب‌المثلهای شیرین به کار می‌رفته و نویسنده در آن مقهور ترجمة عربی نبوده‌، به گفتة مرحوم بهار منحصر به بیهقی یا استادش بونصر مشکان نبوده است‌. معلوم است که در آن روزگار لطف و زیبایی خاصی در محاورة مردم غزنین و خراسان بوده و زبان فارسی در دربار محمود زیبایی و لطف و شیرینی خاصی پیدا کرده بود و همان تأثیر است که نثر درباری و منشآت دیوان رسالت محمود را چنین زیبا ساخته است و از آن‌جا که این شیوة لطیف از طرف صاحب دیوان رسالت یعنی بونصر مشکان اختراع یا پذیرفته شده و سپس شاگردان وی که دبیران بزرگ حضرت بوده‌اند آن را اختیار کرده‌اند، شکی نیست که سایر نویسندگان آن عصر هم این شیوه را دنبال کرده‌اند. (همان‌، 2: 84) اما شیوة کتبی چون تاریخ بیهقی‌، سیاست‌نامه و قابوسنامه پس از طی شدن قرن پنجم نیز به تدریج فراموش می‌شود و بلافاصله سبک نثر دگرگون شده و نثر فنی به وجود می‌آید. (همان‌: 63)

باید توجه داشت که همواره بین پایان یک سبک و آغاز سبک دیگر، یک دورة انتقال و بینابینی است‌، زیرا باید نسل تربیت شده و تحصیلکرده در دورة قبل از بین بروند و نسل جدیدی پرورده شوند. در آشوب و فتنة از میان رفتن غزنویان و روی کار آمدن سلجوقیان مثل هر انقلاب دیگری‌، رؤسای دولت و دیوانیان فرار می‌کردند. استاد بهار پس از بحث در اینکه نثر دورة غزنوی ادامة همان نثر عهد سامانی است و در آن شیوه تازه‌ای به وجود نیامده است چند کتاب را مستثنی کرده می‌نویسند: پس اینکه ما این فصل را مستقل ساختیم برای آن بود که چند کتاب را که به سبکی خاص به وجود آمده از اعتبار خود نینداخته باشیم و از آن کتب یکی نوشته‌های ابونصر مشکان و دیگر تاریخ بیهقی و سه دیگر سیرالملوک خواجه نظام‌الملک و چهارم قابوسنامه عنصرالمعالی کاوس است‌. (شمیسا، سبک‌شناسی نثر، 1383: 47 و 48) اینگونه است که دکتر شمیسا در حدّ فاصل نثر مرسل در سویی و نثرهای موزون و فنی در سوی دیگر، تاریخ بیهقی را نثری بینابین دیده و بررسی کرده است‌: هم صلابت و فخامت و سادگی و استواری و پارسی‌مداری عهد سامانی و غزنوی را دارد و هم مختصاتی از نثر در حال نُضج فنی در آن است‌. یعنی آمیختگی نظم و نثر دارد که در عهد قبل مرسوم نبود. شعر عربی و ضرب‌الامثال عربی آورده‌. آیه و حدیث دارد و خواندن آن آسان نیست‌. اما مانند کلیله و دمنه مشکل هم نیست‌. (همان‌) مع‌الوصف‌، ابوالفضل بیهقی (وفات 470) مصنف تاریخ بیهقی دبیر معروف دیوان غزنه که از عهد جوانی خویش به روزگار محمود و مسعود از ابونصر مشکان صاحب دیوان رسایل تربیت و تهذیب یافت‌، در حقیقت وارث فرهنگ سامانیان محسوب می‌شد. از این رو شیوة انشای او در نثر فارسی با طریقة ابوعلی بلعمی‌5 و نویسندة شاهنامة ابومنصوری‌6 تفاوت زیادی ندارد. (زرین‌کوب‌، از گذشتة ادبی ایران‌، 1383: 174)

دکتر حسین خطیبی‌7 ـ جانشین مرحوم بهار در کرسی سبک‌شناسی دانشگاه تهران ـ ذیل بحث از «سبک نثر فارسی در دورة دوم‌» مختصات سبک نثر فارسی در دورة غزنوی و سلجوقی اول یعنی سالهای 450 تا 550 ـ همان سالها که تاریخ بیهقی در آنها نوشته شده و پدید آمده ـ را بدین‌گونه خلاصه کرده‌:

ـ استعمال مفردات عربی بیش از دورة قبل (سامانی 300 ـ 450) با حفظ حدود فارسی از تکلّف عربی‌.

ـ شروع استعمال آیات و احادیث و اشعار و امثله و استعارات‌.

ـ تکلّفات و صنایع بدون دوری از مرسل و غلبه لفظ بر معنی‌.

ـ به کار نبردن سجع که آوردن مفردات عربی بیشتری را الزام می‌کرد.

ـ ترکیب جُمل و عربی فارسی شده‌.

ـ روش جمله‌بندی فارسی شدة عربی در اثر استقرار و راهیابی فارسی‌

ـ ایجاز و مساوات تا حدودی جای خود را به اطناب می‌دهد و نثر در حدّ فاصل سادة قدیم و فنی جدید قرار می‌گیرد.

ـ تنوع و احتراز از تکرار

ـ شیوة نثر مرسل و برابر لفظ و معنی‌.

به نظر دکتر خطیبی‌، اگر نثر دورة قبل (دورة سامانی‌) را نثر ساده و مرسل بنامیم می‌توانیم نثر این دوره (دورة غزنوی و سلجوقی اول‌) را در مقام مقایسه نثر مرسل عالی بخوانیم‌. (خطیبی‌، فن نثر در ادب پارسی‌، 1366، 1: 133) می‌توان گفت سبک ترسل یا همان سبک دبیری و نامه‌نگاری و انشا در دیوان غزنوی تعبیر مورد اتفاق در نوشته‌های کسانی است که نثر بیهقی را بررسی کرده‌اند. به نوشتة دکتر صفا، سبک نگارش بیهقی نسبت به گذشتگان تازگی دارد و نمونة خوبی از بهترین روش ترسل فارسی و آثار منشیان درباری در قرن پنجم هجریست‌. (صفا، تاریخ ادبیات در ایران‌، 1369، 2: 891)

اثر وی به لحاظی از آثار ادب دیوانی است‌. می‌دانیم که ادیبان منشی یا منشیان ادیب بر حسب فرمان و گاه به سائقة معلومات و ذوق خویش بر محور گفتار و کردار فرمانروایان عصر خود کتابها و نامه‌ها پرداخته‌اند که به علت بستگی مطالب آن با دربار و دیوان می‌توان نام ادبیات دیوانی بر آنها نهاد و آن کتابها یا آن نامه‌ها و فرمانها که در مجموعه‌هایی گردآوری شده است و بر مسائل مختلف کشوری و لشکری و جنگ و آشتی و فتح و شکست و اتحاد و تهدید مشتمل بوده است داخل در ادب دیوانی است و غالباً نیز نکات و دقایقی منشیانه و باریک دارد و بسا که نمونه عالی فصاحت و بلاغت هم شمرده شود. ما از این کتابها و مجموعه‌ها که گاه به عنوان تاریخ نیز شناخته شده‌اند به زبان تازی و پارسی فراوان داشته‌ایم و بسیاری از آنها را نیز که از دستبرد حوادث دور مانده‌اند به دست داریم‌. اما به همان دلیل که تاریخ بیهقی از جهت تاریخی در میان تواریخ دیگر ارجمندی خاص دارد و بر موازین علمی و فنی منطبق است در زمینة آثار ادب دیوانی نیز کار بیهقی نمایانتر و شاخصتر است زیرا نوشتة او دستوری و فرمایشی تحریر نشده است‌. (دبیر سیاقی‌، گزیده تاریخ بیهقی‌، 1381: 18 و 19) بیهقی در دربار زیسته و نثر منشیانه را بر اساس تجربه و تکرار آموخته است‌. روح آمرانة دربار در سراسر تاریخ بیهقی حکمفرماست و روح آمرانه موسیقی فرو افتاده را نمی‌پذیرد بلکه بسامد پرطنینی را تقبل می‌کند. (جهاندیده‌، متن در غیاب استعاره‌، 1379: 108) نثر منشیانه چارچوب بخصوصی داشت که دبیر می‌بایست به آن چارچوب عمل کند. ملاک دبیر هم نامه‌هایی بود که دبیران برجسته نوشته بودند و به این روش دبیر می‌آموخت که لحن نامه‌هایش با در نظر گرفتن مخاطب باید چگونه باشد. لحن آمرانه باشد یا خاکسارانه‌. اگر برای شخص فرادست است باید بسامد واژه‌های خاکساری را برتابد و یا برعکس‌. این امر باعث شده است که بیهقی تمام ساز و برگ زبانی خود را از تفکر منشیانه برگیرد و سبک نگارشش با بونصر یکی شود. (همان‌: 16) نامه‌ای که امیر علی قریب حاجب بزرگ برای عذرخواهی از کوشش در به تخت نشاندن محمد غزنوی نوشته چنین شروع می‌شود: سزد از نظر و عاطفت خداوند عالم‌، سلطان بزرگ‌، ادام‌الله سلطانه‌... (بیهقی‌، شرح خطیب رهبر، 1375، 1: 4) و در نامة مسعود ـ به قلم بونصر ـ به قدر خان از امیران سلسلة خانیان ترکستان آمده‌: بر خان پوشیده نیست که حال پدر ما، امیر ماضی بر چه جمله بود... (همان‌: 64) بررسی چنین نامه‌هایی نیز دیگر بخشهای تاریخ بیهقی می‌تواند این امر را که بیهقی از تفکر و نثر منشیانه در نوشتن تاریخش استفادة بسیاری کرده ثابت کند. (جهاندیده‌، همان‌: 17) اما هنر بیهقی در آن است که نثر خویش را حتی در موسیقی بیانی و شنیداری مناسب احوال پرداخته است‌. تصویر بزم امیر مسعود بر روی جیحون‌، ضربی‌، کوتاه‌، سریع و نشاطانگیز است‌. در جنگ طلخاب سخن طنطنه‌ای دیگر دارد و رزمی است‌. آنجا که موضوع مستلزم تأمل و اندیشه است لحن بیهقی آرام و سنگین است‌. همه‌جا موسیقی کلام با اندیشه و معنی سازگاری درخشان دارد. (یوسفی‌، هنر نویسندگی بیهقی‌، 1374: 827 و 828) وی کلمات و ترکیباتی سلیس و خوش‌آهنگ آفریده و در بیان معانی خود به کار برده است‌. (همان‌: 821)

بیهقی از مصوتهای بلند و واج‌آرایی‌های زیبا جهت موسیقایی کردن و شورآفرینی در ساختار عباراتش استفاده کرده است‌: امیر از آنجا برداشت به سعادت و خرمی‌، با نشاط و شراب و شکار می‌رفت میزبان بر میزبان (بیهقی‌، خطیب رهبر: 396)

بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان (همان‌: 236) در بعضی مواقع‌، بیهقی با قطع و وصل جمله‌، آهنگ خاصی ایجاد می‌کند و گاهی هم کلمات بیهقی چنان شانه به شانة هم نهاده‌اند که گویی در دل هم فرو رفته‌اند: وجودش همیشه با دو فقد وی هیچ گوش مشنواد. (همان‌: 467) بدمیدند و آواز به آواز دیگر بوقها پیوست و غریو بخاست و بر درگاه کوس فروکوفتند و بوقها و آیینه پیلان بجنبانیدند، گفتی رستخیز است‌. (همان‌: 507 و 508) روابط کلمات در ذهن بیهقی آنقدر پر طنین و نزدیک است که گویی وقتی بیهقی می‌نویسد با وزن می‌نویسد. چندانکه در آغاز جملة «آمد تازان تا نزدیک خواجه احمد» بر وزن فع‌لَن فع‌لَن است‌. (جهاندیده‌، متن در غیاب استعاره‌، 1379: 110 و 111)

موسیقی نثر از دو جهت در زبان فارسی قابل طرح است‌. دسته‌ای از نثرپردازان گذشتة ایران از سجع که نوعی وزن است برای هنرنمایی و برجسته کردن نثر خویش استفاده می‌کردند. دستة دیگر موسیقی نثرشان را با ذهنیت و عاطفه و تفکرشان ردیف می‌کنند. بیهقی از دستة دوم است‌. (همان‌: 107) مقایسة آهنگ نثر موسیقی بیهقی با ـ مثلاً ـ آهنگ نثر گلستان به خوبی نشان می‌دهد که سعدی از هجاهای کوتاه استفادة بیشتری برده است و هجاهای کشیدة او معمولاً در پایان جمله آورده می‌شوند. اگرچه چنین هجاهایی برای او کاربردی کمتر از بیهقی دارد اما کاربرد هجاهای بلند و حتی کشیدة فراوان در نثر بیهقی‌، آهنگی سنگین و کشدارتر ایجاد کرده که از تندی و سرعت و سبکی نثر می‌کاهد و در عوض بر وقار و طمأنینه آن می‌افزاید. به ویژه گلستان بیشتر آموزش و اندرزی و کمی شوخ است حال آن‌که نثر بیهقی تاریخی و غیرآموزشی است و گویی جریان آرام رود تاریخ در بستر آن جاری است‌. نشیب و فرازهای حوادث در تاریخ بیهقی‌، عاملی است که در نوسانهای هجاها و آهنگ به خوبی احساس می‌شود.8 (همان‌: 109) به یکبارگی خروش کردند سخت هول که زمین بخواست درید... گفت کار سخت سست می‌رود، سبب چیست‌؟ (افقهی‌، صور خیال در نثر فارسی‌، 1374: 22 ـ 19)

پی‌نوشتها:

1 ـ این ویژگی در دوره‌های بعد خاصه و شاخصة زبان ادب می‌شود. تا آن زمان در زبان فارسی عناوین احترام‌انگیز آن هم در شکل بسیار معمولی و صمیمانه آن بیشتر با آوردن یک یا دو صفت منحصر است به بزرگان دین و ذوی‌الحقوقی که احترامشان انگیزة معنوی و قلبی دارد، حال آنکه بیهقی آرام آرام الفاظ احترام‌آمیز و زبان توأم با احتیاط را اغلب برای قدرتمندان و فرادستان حتی آنها که در گذشته و روی از این جهان برتافته‌اند اما سایة قدرتشان بر سر نسل روزگار او باقی است به کار می‌برد. فی‌المثل بیهقی همه جا حتی از قول دیگران به هنگام مخاطبه با مسعود هنوز حرمت محمود یا به قول خود او «سلطان ماضی‌» را به خوبی نگه می‌دارد و می‌کوشد که با حرمت‌گذاری به سلطان سابق‌، به پادشاه لاحق ادای احترام کند. (یاحقی ـ سیدی‌، دیبای خسروانی‌، 1384: 23)

2 ـ قالبی کهن در نمایش که سقوط انسانی سعادتمند را از شوکت و بزرگی به ذلت و نگونبختی نشان می‌دهد. طبق تعریف ارسطو قهرمان تراژدی باید از خصوصیاتی برخوردار باشد که به مؤثرترین حدّ ممکن دو عاطفه ترس و رقت را در تماشاگر برانگیزد. (داد، فرهنگ اصطلاحات ادبی‌، 1375: 65)

3 ـ به نقل از: اسلامی ندوشن‌، در: جام جهان‌بین‌

4 ـ ر. ک‌: صفا، تاریخ ادبیات در ایران‌، 1369، 2: 878.

5 ـ نویسندة تاریخ بلعمی که کهن‌ترین اثر ادبی تاریخ به زبان فارسی دری و ترجمه‌گونه‌ای است از تاریخ طبری با کاسته‌ها و افزوده‌ها چنانکه می‌توان آن را تألیفی مستقل شمرد. (دکتر سید محمود طباطبایی‌، گزیده تاریخ بلعمی‌، تهران‌، قطره‌، 1373: 9)

6 ـ تنها مقدمة آن باقی مانده است و یکی از قدیمترین نمونه‌های نثر پارسی است‌. در سال 346 هجری قمری به فرمان ابومنصور عبدالرزاق ـ که از طرف سامانیان سپهسالار کل خراسان بوده است ـ به قلم ابومنصور المعمری نوشته شده است‌. (کشاورز، هزار سال نثر پارسی‌، 1371، 1: 42)

7 ـ متولد 1295 و متوفای 31 شهریور 1380 شمسی از فارغ‌التحصیلان اولین دورة دکتری ادبیات فارسی دانشگاه تهران‌. مسئولیتهایی نیز داشته‌، از جمله ریاست روزنامة رسمی کشور. (کتاب ماه ادبیات و فلسفه‌، شمارة 47 و 46، مرداد و شهریور 80، ص 113)

8 ـ ر. ک‌: بولتن‌، مارجری‌، کالبدشناسی نثر، ترجمه و تألیف احمد ابومحبوب‌، ناشر: زیتون ـ واحد کتاب‌، ج اول‌، 1374، ص 106.

  نظرات ()
ارزشهای ادبی تاریخ بیهقی از نطر دکتر محمد حسن صنعتی نویسنده: رضا حارث آبادی 09193060873 - ۱۳٩٤/۸/۱

اشاره به ارزشهای ادبی تاریخ بیهقی

اکنون که همزمان با اقدام به نشر "ارزشهای ادبی تاریخ بیهقی" از سوی انتشارات امیر کبیردر ایران، این اثر به عنوان اولین کتابم در تاجیکستان به خط سیریلیک  درردیف نشر قرارگرفته است،ضمن اظهار خوشوقتی،ذکر چند نکته را مناسب می بینم.

 

 

 

تا به یاد می آورم جز شش –هفت سال نخست ،مابقی عمرم،ضمن مشاغل گوناگون علمی و فرهنگی، در دانش اندوزی و تحقیق گذشته است وبه فضل الهی اینگونه هم خواهد گذشت.بنا بر این به شنیدن نقد و نظر انس دارم و پذیرای نظرهای نقادانه هستم.در کتاب حاضر ،عمدتا به ارزشهای ادبی تاریخ بیهقی پرداخته ام و تنها شش-هفت درصد شرح حال ابوالفضل بیهقی است،خالق اثری ارزشمند که بی اغراق ،در نثر ،اثری همسنگ شاهنامه فردوسی بزرگ در نظم آفریده است.نقل قولها اقتباس محض نیست.حرف خود را با جمله دیگران مستند کرده ام و در نقل قول مستقیم با علائمی ،عین عبارت را معین کرده ام.شاید "سر سوزن ذوقی"به نثر علمی ام خورده باشد.این مقدار را نمک نثر علمی در باب یک اثر ادبی می دانسته ام.

اهمیت موضوع این نوشته در نشان دادن ارزشهایی ادبی است که پیدا و پنهان است.در نگاه نخست ،هست و نیست.پیشینه پررنگی نداریم،الا "متن در غیاب استعاره"از آقای سینا جهاندیده و یک رساله از آقای حمید عبداللهیان در بیانی کلی تر.بقیه پژوهندگان تنها به یک یا دو مد خل از مباحث ذیل بحث حاضر پرداخته اند.می خواستم ارزشهایی را تو ضیح دهم که با خواندن تاریخ بیهقی از آنها محظوظ می شدیم بی آنکه به چشم آمده باشند.کوشیده ام در گفتن این نکته که داستانی نوشته شده با حکایات واقعی،با زبانی که صنایع معنوی و بیانی در آن بیشتر است تا هنرورزیهای پیچیده بدیعی ،زبانی که در میانه فارسی گرایی و عربی گرایی در نقطه اعتدال است وبا فرهنگی واژگانی ،که روانی نثر خوشخوان آن ،مولفه های ژورنالیسم یا گزارشگری کهن را دارد.

ادبیات تاریخ بیهقی در جان اثر است تا زبان اثرو خوب که می نگریم آمیختگی شکل و محتوا در ساختار آن ،تداعی گر گونه ای فرمالیسم است.بیهقی در روزگار اقبال به شعر،به نثرالتفات نموده است وبا  اثرش،آموزگار نصرالله منشی وقرنها بعد آموزگار احمد شاملو و محمود دولت آبادی و جلال آل احمد شده است.

اگر بخواهم اجمالا بگویم ارزشهای ادبی تاریخ بیهقی چیست  ،می گویم:

ادب نفس است در کنار ادب درس.تعابیر و عناوین محترمانه و نجیبانه اش را ببینید.از وجوه داستانی به زیبایی برخوردار است.در سبک، نگارش بدیع و تفصیلی حکایات تاریخی رادر نظر داشته است.سخن در لفافه ادبیات گفته است.توان واژه سازی دارد.با شگردهای تسریع کننده ،مثلا دادن خبر اعدام شخص داستان،اضطراب و تعلیق و هیجان ایجادمی کند.اهل تواضع و شوخ طبعی توامان است.تصاویر و تشبیهات ،فراوان دارد .به کارکردهای "آشنایی زدایی" واقف است.

در زبان،مورخی است با رعایت اعتدال در قضاوت و بدین سان ادب می ورزد و می آموزد. ضرب المثل می آورد و مثل و حکمت می آفریند. اشعارعربی و آیات قرآنی برای تقویت افکار حکایات به تناسب مورد استفاده قرار گرفته است.عبارات عربی در نوشته او "وصله-پینه" نشده.درج شده است. همچون روزنامه نگاری خبره به فن گزارش دقایق و ظرایف آشنااست وخوب می داند چگونه زبان ادبی و زبان عامه  را در آمیزد.

قصد من نمایش ارزشهای ادبی است ،نه نقد تاریخی. می خواسته ام بگویم بیهقی نثری زنده دارد که با آرامش و طما نینه می تپد.او دبیری است که به زیباتر وجهی ،سهل و ممتنع می نگارد.شاعری داستان پرداز در نثر بیهقی خانه کرده است.نتیجه،تذکره داستانی رجال معاصر بیهقی به علاوه ی تاریخ منشیانه و ادیبانه است.او خود مصداق این سخن است که:مرد آنگاه آگاه شود که نوشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست؟

نوشته ابوالفضل بیهقی،بسیار لطیف و نمونه ارزشمندی از روش انشاءدر دربار غزنویان است و جالب این است که لطافت در این نثر با سادگی جمع آمده است.به عبارت دیگر ،گرچه از نظر شیوه نگارش و خصوصیتهای لغوی و نحوی و صرفی ،می توان این کتاب گرانقدر را از بزرگترین ماخذهای این خصوصیتها شمرد،از لحاظ ساده نویسی در حد خود بی همتاست.در چنین نثری ،بیهقی با ایجاد روابط داستانی بین حکایت و ماجراهای پراکنده ،انسجامی داستانی و داستانی منسجم خلق کرده است ،در حدی که استفاده از شیوه ی بازگشت به گذشته و خصوصیات وابسته به آن و از جمله توضیح چند داستان جانبی در ضمن داستان اصلی این احساس را تقویت می کند که طرحی کلی از ساختاری داستان گونه در ذهن بیهقی وجود داشته است ، بدون آنکه داستان پردازی به عنوان وجه اصلی و انگیزه محوری ،در طراحی بیهقی ،اصالت داشته باشد.توضیح توانایی او در پرداخت و توضیح شخصیتهای این اثر می کوشد بیانگر هنر نویسندگی بیهقی باشد .گفتگوها و به قول امروزه ، دیالوگها در جریان کنش و واکنشهای شخصیتها یکی از وجوه چنین هنری است.

در این بین ،گمان ما آن بوده است که یکی از ارزشهای تاریخ بیهقی ،مرجع و ماخذ بودن آن در آشنایی با ادبیات و به ویژه ، شعر قرنهای چهارم و پنجم هجری قمری است.می خواسته ایم این گمان خود را در این بررسی بیازماییم . همچنین ضمن تبیین توانایی بیهقی در کاربرد استادانه زبان فارسی، معتقدیم پرهیز بیهقی از افراط و تفریط در میانه ایجاز و اطناب از ارزشهای نوشته اوست.

یکی از کاربردهای کتاب "ارزشهای ادبی تاریخ بیهقی" تبیین توان او در حفظ و ارائه انواع لغات مربوط به زبان فارسی و دیگر زبانهای اقوام حاکم یا ساکن در  منطقه و قلمرو سیاسی و فرهنگی غزنویان و نواحی مجاور ونیز نحوه کاربرد آنها در افواه یا مکتوبات است.این نوشته می کوشد قابلیت تاریخ بیهقی به عنوان تذکره ای نفیس در شناساندن رجال همروزگار بیهقی از جمله ، شاعران:رودکی،ابوالعباس ربنجنی ،ابو الطیب مصعبی ،دقیقی ،ابوالمظفر جمحی ،زینتی علوی ،لبیبی،ابو حنیفه اسکافی وهاشمی علوی را توضیح دهد.

در فصول این نوشته ،محیط اجتماعی ،فرهنگی ،و ادبی ،نیز شرح حال او و همزمانهایش ،ارزش تذکره ای این اثر،ارزش کتاب شناختی آن به عنوان  معرفی شعر های دوره و شاعران آنها و به طور جامعتر و دقیقتر ارزشهای ادبی تاریخ بیهقی شرح داده شده است.

تاریخ بیهقی 30 جلد بوده است و اکنون تنها چند جلد از آن باقی مانده است. اما همین بخش باقیمانده چیزی است از قبیل بقایای تخت جمشیدکه جز چند سنگ افراشته به نام سردر مابقی ،پاستونها و ندرتا سر ستونها یا یکی دو دیواره با نقش و نگارهای حجاری شده بیش نیست.اما از آنچه مانده است ،می توان شکوه و عظمت بنای از بین رفته را به تصور آورد.بنابر آنچه به عنوان "تاریخ بیهقی"پیش رو داریم،نوشته ابوالفضل بیهقی یکی از کاتبان عصر غزنوی ،اثری است تاریخی که دوران حکومت چند تن از پادشاهان این سلسله خاصه محمود و مسعود و خاصتر دوران حکومت مسعود غزنوی را به تیز بینی و تفصیل روایت کرده است.

حال،با تشکر از استاد پروفسور میرزا ملا احمد که چندین بار مرا از مشورتها و پیشنهادهای خود برخوردار گردانیدند و دکتر شمس الدین محمدی که زحمت برگردانیدن نوشته ام به خط سیریلیک را تقبل کردند،کتاب خود را  تقدیم می کنم به جمهوری تاجیکستان که آن را به فرهنگ پروری شناخته ام و به مردم ادب دوست  و فرهیخته ی تاجیک ،ملتی که به هر بهانه علاقه مندی اش به معارف معنوی و انسان سازمندرج در ادب فارسی را نشان می دهد.امیدوارم به نظر قبول پذیرفته شود.

                                                  دکتر محمد حسن صنعتی
  نظرات ()
مطالب اخیر ابوالفضل بیهقی مورخ ، ادیب ، نویسنده و استاد مسلم نثر فارسی امثال و کنایات بیهقی در زبان امروز از نظر استاد ابوالقاسم جلیل پور تحول معنایی در واژه­های تاریخ بیهقی بیهقی و ارزش اثرش‌ تاریخ بیهقی‌ و تأثیر آن بر ادبیات امروز یک شمعدانی برای دختر رحمان بخشی از رُمان یار حسین خسروجردی بیوگرافی استاد حسین خسروجردی نویسنده و رمان نویس برجسته معاصر سبزوار جشن گلریزان مدرسه روستای حارث آباد برای کاریز گریان کسکن به قلم حسین خسروجردی تاریخ در تاریخ بیهقی دکتر عباس میلانی
کلمات کلیدی وبلاگ «تاریخ بیهقی » یا حقی و سیدی (۱) "یلدا این جشن باستانی کهن" (۱) 53 اثر دراماتیک نهفته در تاریخ بیهقی (۱) abolfazl beihaghi (۱۱) abolfazl beyhaghi (٢) abolfazl beyhaghi bolfazl beyhaghi (۱) abolfazlbeyhaghi (۱٥) beihaghabolfazli (٢) beihaghi abolfazl (۱) birthplace village of hares abad a bayhaqi (٢) history of bayhaq (۱) introduction to the history of bayhaqi (۱) khajeh abolfazl mohammaebn hossin beyhaghi (۱) masoudian histo (۱) آئین نوروزی در زادگاه بیهقی (۱) آرامگاه سنایی در غزنین (۱) آشنایی با حسین خسروجردی رمان نویس معاصر سبزوار (۱) آشنایی با محمود امیری عکاس برجسته ایران (۱) آشنایی مختصر با حکیم عمر خیام (۱) آناهید خزیر (۱) آناهید خزیر موسسه شهر کتاب (٢) آناهید خزیر وسسه شهر کتاب (۳) آنتوان چخوف (۱) آیا بیهقی به فردوسی ارادت داشت (۱) آیـا دنیـا چنـد مـاه دیگـر به پایـان خواهـد رسیـد؟ (۱) آیا شب یلدای امسال پایان دنیاست؟ (۱) آیین رزم در عصر غزنویان و تاریخ بیهقی (۱) آیین های ازدواج در تاریخ بیهقی (۱) ابوالحسن علی بن زید بیهقی (۱) ابوالفضل بیهقی (۱٥٤) ابوالفضل بیهقی ادیب شیرین سخن (۱) ابوالفضل بیهقی از منظر بزرگان تاریخ و ادب پارسی (۱) ابوالفضل بیهقی استاد مسلم نثر فارسی (٩٩) ابوالفضل بیهقی استاد مسلم نثر فارسی h (۱) ابوالفضل بیهقی بریده ای از تاریخ بیهقی (۱) ابوالفضل بیهقی پدر نثر فارسی (۱) ابوالفضل بیهقی تاریخ نگار منصف (۱) ابوالفضل بیهقی جوانمردی راستین به قلم دکتر فاطمه ن (۱) ابوالفضل بیهقی حقیقت گوی عادل (۱) ابوالفضل بیهقی در آستانه فراموشی (٤) ابوالفضل بیهقی گزارشگر حقیقت (۱) ابوالفضل بیهقی معمار کاخ نثر پارسی دری است (۱) ابوالفضل بیهقی نویسنده شیعه مذهب ایرانی (۱) ابوالفضل بیهقی و احترام از استاد (۱) ابوالفضل بیهقی و جامعه غزنوی-احسان طبری (۱) ابوالفضل بیهقی و محققان تاریخ او (۱) ابوالفضل بیهقی و نیکیِ نوشتن از حسین خسروجردی (۱) ابوالفضل بیهقی وتاریخ بیهقی (۱) ابوالفضل بیهقی وشعر نو (۱) ابوالفضل بیهقی کیست (۱) ابوالفضل بیهقی کیست؟ (۱) ابوالقاسم جلیل پور (۱) ابولفضل بیهقی و بونصر مشکان (٢) احترام از استاد در آیین بیهقی (۱) احمد شاملو (۱) احمد طالبی نژاد و ارزش های سینمایی تاریخ بیهقی (۱) اختلاس به روایت بیهقی (۱) ارامگاه دکتر شریعتی در دمشق-سوریه: (۱) ارتباط با وبلاگ ابوالفضل بیهقی (۱) ارزش های سینمایی تاریخ بیهقی (۱) ارزشهای ادبی تاریخ بیهقی (۱) ارمغان بهداروند کارشناس ارشد زبان وادبیات فارسی (۱) از روح رمان کوندرا تا جهانبانان خسروجردی (۱) از فراز تا فرود یحیی برمکی (۱) ازدواج در تاریخ بیهقی (۱) ازدواح و شصت توصیه خواندنی (۱) اسب چوبی (۱) اسب چوبی، آیینی کهن از دیار سبزوار (۱) استاد علوی مقدم (٢) استاد علی اصغر محمدخانی شهر کتاب (۱) استاد محمد ابراهیم باستانی پاریزی (۱) استاد منوچهر دانش‌پژوه (۱) استادان زبان فارسی هند ایران (۱) استقبال سوسن شریعتی دختر دکتر شریعتی از پیامکها در (۱) اسرارنامه سبزوار (٢) اصغر فرهادی (۱) افتخار ادبیات فارسی به تاریخ بیهقی (۱) افتخار دیار بیهق و سربداران دکتر شریعتی (۱) افسانه کوه میش (۱) اگر بیهقی عرب‌گراست چرا کتابش به فارسی است (۱) امام حسین (۳) امام حسین (ع)هنوز مظلوم است (٢) امام زمان عج (۱) امثال و کنایات بیهقی در زبان امروز (۱) امیر نعمتی لیمائی (۱) امیر نعمتی لیمائی ، دانشجوی دکترای تاریخ ایران بعد (۱) امیر نعمتی لیمائی وبلاگ سرزمین تار (۱) انتقاد روزنامه افغانی از عدم توجه به تاریخ بیهقی (۱) انتقال چهار راس جبیر باقیمانده از شیر احمد به خواف (۱) انجمن علمی ادبی دانشجویان افغانستان مقیم ایران (۱) انسان ها در نقش بازیگر (۱) انیشتن (۱) انیمیشن زندگی ابوالفضل بیهقی (۱) اهمیت تاریخ بیهقی (۱) اهمیت و جایگاه تاریخ بیهقی در تاریخ و ادب فارسی (۱) اول آبان روز ملی ابوالفضل بیهقی (٦) اول آبان روزبزرگداشت ابوالفضل بیهقی (٤) اول آبان روزملی ابوالفضل بیهقی (۱) اول آبان ماه روز ملی ابوالفضل بیهقی گرامی باد (۱) اول آبانماه 1395 همایش ملی بیهقی در سبزوار (۱) اولین تصحیح تاریخ بیهقی (۱) ایستگاه تحقیقات جنگلها و مراتع حارث آباد (۱) ایستگاه تحقیقات جنگلها و مراتع حارث آباد سبزوار (۱) باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست (۱) بازی کامپیوتری انگری بردز وتهاجم فرهنگی (۱) بال هایت را کجا جا گذاشتی ای انسان ؟ (۱) بالزاک و بیهقی (۱) بچه که بودیم (۱) براتعلی الهی (۱) برای کاریز گریان کسکن به قلم حسین خسروجردی (۱) برای یافتن آرامگاه ابوالفضل بیهقی اشتباه نروید (۱) بردار کردن حسنک وزیر (۱) بررسی شخصیت بونصر مشکان (۱) بررسی شخصیت بیهقی در وبلاگ سکوت بی انتها (۱) بزرجمهر حکیم و کسر (۱) بزرگداشت ابوالفضل بیهقی (۱) بزرگداشت ابوالفضل بیهقی اول آبان ماه در سبزوار برگ (۱) بزرگداشت ابوالفضل بیهقی در 11 آبان ماه 1394برگز (۱) بزرگداشت ابوالفضل بیهقی در اواسط آبان ماه 1394برگز (۱) بزرگداشت بیهقی (۱) بزرگداشت خواجه ابوالفضل بیهقی در سبزوار برگزار شد (۱) بزغاله مار بزرگترین خزنده جنگل های حارث آباد (۱) بلاغت در نامه‌های تاریخ بیهقی (۱) بلقیس سلیمانی داستان‌نویس و ادب‌پژوه (۱) بنای یادبود و تندیس ابوالفضل بیهقی (۱) بورس تحصیلی امام حسین در سخنرانی دکتر علی شریعتی (۱) بونصر مشکان (۱) بونصر مشکان و تاریخ بیهقی (۱) بـوی کباب / داستانک تلخ اما واقعی (۱) بیماری های پسته (۱) بیهق (۱) بیهق این اقلیم هزارتکه باستان بخش سوم (۱) بیهق این دیار هزار تکة باستان حسین خسروجردی (۱) بیهقی (٢٩) بیهقی برجسته ترین تاریخ نگاران تمامی ادوار ایران (۱) بیهقی به روایت دولت‌آبادی (۱) بیهقی تاریخ‌نویسی سخت باریک‌بین است (۱) بیهقی تاریخ نگاری محافظه کار (۱) بیهقی تاریخش را از سر درد نوشته، نه بی‌دردی (۱) بیهقی جمله‌سازی را دگرگون می‌کن (۱) بیهقی حدادعادل و دکتر یاحقی (۱) بیهقی خدای مطلق نثر فارسی (۱) بیهقی خواستِ هنر را بر خواستِ قدرت چیره می‌کند (۱) بیهقی خوانی (۱) بیهقی خوانی در حارث آباد (۱) بیهقی خوانی در روستای حارث آباد (۱) بیهقی در داستان حسنک شاعر است نه مورخ (٢) بیهقی مورخی وفادار و روایتگری هنرمند (۱) بیهقی نویسنده‌ی هنجارشکن (۱) بیهقی و ارزش اثرش‌ (۱) بیهقی و امر به معروف و نهی از منکر (۱) بیهقی و ایران پیش از اسلام (۱) بیهقی و تاریخ‌گرایان نوین (۱) بیهقی و داستان‌نویسی امروز (۱) بیهقی و ساختار روایت (۱) بیهقی و سینما (۱) بیهقی و شاملو (۱) بیهقی و شکسپیر (٢) بیهقی و فردوسی خالق شاهکارهایی جاودان (۱) بیهقی و گرایش تاریخی انصاف (۱) بیهقی و ماجرای کوری امیرمحمد غزنوی (۱) بیهقی و مردم افغانستان و تاجیکستان (۱) بیهقی و مردم هند و پاکستان (۱) بیهقی و میزانسن (۱) بیهقی و هنر نویسندگی (۱) بیهقی و کم لطفی با او در زادگاهش (۱) بیهقی ویحیی خشاب دانشمند مصری (۱) بیهقی کجاست محمدعلی اسلامی‌ندوشن (۱) بیهقی کیست‌ (۱) بیهقی، گزارشگر و مورخ (۱) بیوگرافی استاد حسین خسروجردی (۱) بیوگرافی استاد حسین خسروجردی رمان نویس سبزواری (٢) بیوگرافی حسین خسروجردی رمان نویس معاصر سبزوار (۳) بیوگرافی حسین خسروجردی نویسنده و رمان نویس معاصر س (۱) بیوگرافی دکتر علوی‌مقدم‌ فخر ادبیات سبزوار (۱) بیوگرافی مهدی سیدی فرّخد (۱) پایان دنیا (۱) پتانسیل های سینمایی تاریخ بیهقی (۱) پدر که باشی !!! (۱) پرسه در تاریخ بیهقی (۱) پروفسور عبدالعزیز ساشادینا (۱) پروفسور فضل‌الله رضا (۳) پروفسور میرزا ملا احمد (۱) پروفسور میرزاملااحمد آکادمی علوم تاجیکستان (۱) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (۱) پسته حارث آباد سبزوار (۱) پسته حارث آباد شهرستان سبزوار (۱) پسته روستای حارث آباد سبزوار (۱) پسته و انواع آن (۱) پوران شریعت رضوی در مدرسه روستای حارث آباد (۱) پویایی نثر بیهقی (٢) پیام دکتر غلامعلی حداد عادل در خصوص ابوالفضل بیهقی (۱) پیام دکتر غلامعلی حداد عادل درباره ابوالفضل بیهقی (۱) پیام زن (۱) پیشینه تعزیه (٢) پیله خانقاه مجنون (۱) پیوند دو ناساز آشتی ناپذیر در تاریخ بیهقی (۱) تأثیر کلام و بیهقی در چیست؟ (۱) تا (۱) تا شقایق هست، زندگی باید کرد (۱) تاب نوشته های دکتر علی شریعتی (۱) تاپ نوشته های خواندنی محمود دولت آبادی (٢) تاریخ بیهقی شاهکار ابوالفضل بیهقی (۱) تاریخ آل سبکتکین (۱) تاریخ بیهقی (٢۱٢) تاریخ بیهقی‌ و تأثیر آن بر ادبیات امروز (۱) تاریخ بیهقی‌گلزار کلام‌ دکتر محمد حسن صنعتی (۱) تاریخ بیهقی رُمان آموزنده (۱) تاریخ بیهقی ،دریایی از آگاهی‌های تاریخی (۱) تاریخ بیهقی ابوالفضل بیهقی نثری کهن (۱) تاریخ بیهقی ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی حارث آبادی (٢) تاریخ بیهقی ادبیات را برای بسط تاریخ به خدمت گرفت (۱) تاریخ بیهقی این مکتوب یال افشان جاوید (۱٠) تاریخ بیهقی تاریخ است یا ادبیات (۱) تاریخ بیهقی تاریخ حقیقت (۱) تاریخ بیهقی تاریخ یا روزنامه نگاری (۱) تاریخ بیهقی تاریخی است گوهرنگارانه و واکاوانه (۱) تاریخ بیهقی در بوته ی نقد جدید (۱) تاریخ بیهقی در بوته ی نقد جدید دکتر فروغ صهبا (۱) تاریخ بیهقی در منزلت تاریخی دکتر محمد حسن صنعتی (۱) تاریخ بیهقی علی اکبر فیاض (۱) تاریخ بیهقی مهدی سیدی فرخد (۳) تاریخ بیهقی مهم‌ترین منبع تهران‌شناسی است (۱) تاریخ بیهقی نمونۀ درخشان استفاده از روایت در تاریخ (۱) تاریخ بیهقی و ازدواج های سیاسی (٢) تاریخ بیهقی و جنبه نمایشی آن (۱) تاریخ بیهقی و زنان (۱) تاریخ بیهقی و نقش آن در معرفی معماری و شهرسازی (۱) تاریخ بیهقی کتابی از میان رفته آرزویی شکل نگرفته (۱) تاریخ بیهقی یا تاریخ ناصری (۱) تاریخ بیهقی یک اثر کاملا ایرانی (۱) تاریخ بیهی (۱) تاریخ در تاریخ بیهقی (۱) تاریخ در تاریخ بیهقی دکتر عباس میلانی (۱) تاریخ نگاری بیهقی (۱) تاریخنامة بدیع (۱) تاغ (٢) تبریک روز مادر (۱) تبریک روز همسر (۱) تبریک سال نو و عید نوروز (۱) تتاریخ بیهقی (۱) تحلیل سیاسی زبان بدن در تاریخ بیهقی (۱) تحول معنایی در واژه­های تاریخ بیهقی (۱) تخریب مساجد در بازی بازی کامپیوتری انگری بردز (۱) تصاویر تعزیه حارث آباد شهرستان سبزوار (۱) تصویر چهره خواجه ابوالفضل بیهقی (۱) تعزیه خوانان سبزوار (۱) تعزیه 1391 روستای حارث اباد سبزوار (۱) تعزیه حارث آباد (۱) تفسیر نمونه قرآن کریم (۱) تقی ارانی فعال سیاسی و ناشر ایرانی (۱) تلگرام بیهقی (۱) تندیس ابوالفضل بیهقی (۱) تندیس ابوالفضل بیهقی در سبزوار ساخته و نصب می شود (۱) تنفر از انسانهای تیز بین (۱) توصیه دکتر باستانی پاریزی در مورد ابوالفضل بیهقی (۱) ثبت اول آبان به عنوان روز ملی بیهقی (۱) ثبت اول آبان به عنوان روز ملی بیهقی و نثر فارسی (۱) ثبت روز اول آبان به عنوان روز ملی بیهقی (٢) ثبت کتاب تاریخ بیهقی به عنوان میراث معنوی جهانی در (۱) جامع التواریخ و تاریخ مسعودی (۱) جای خالی سلوج (۱) جایزه ابوالفضل بیهقی پدر نثر فارسی (۱) جایزه داستانی بیهقی (۱) جایزه دوسالانه فرهنگی ادبی بیهقی (۱) جایزه فرهنگی ادبی ابوالفضل بیهقی (۱) جدایی نادر از سیمین (۱) جذبه های گردشگری سبزوار (۱) جستاری چند از تاریخ بیهقی (۱) جشن ختنه سوران (۱) جشن گلریزان مدرسه روستای حارث آباد (۱) جشنواره فرهنگی هنری بیهقی (٤) جلسه پایانی درس‌گفتارهایی درباره‌ی بیهقی (۱) جملات ابوالفضل بیهقی (۱) جملات الهام بخش (۱) جملات الهام بخش برای زندگی 11 1 (۱) جملات الهام بخش برای زندگی22 (۱) جملات بزرگان محمود دولت آبادی و ریچارد باخ (۱) جملات زیبا از دکتر شریعتی (۱) جملات زیبا و بی نظیر بیهقی (۱) جمله‌های کم‌یاب تاریخ بیهقی (٢) جمله‌های کم‌یاب تاریخ بیهقی از نظر استاد منوچهر دا (۱) جنگل تاغ حارث اباد (۱) جنگل تاغ حارث اباد در استانه نابودی (۱) جنگل حارث آباد در آستانه نابودی (۱) جنگل حارث آباد سبزوار از عرش تا فرش (۱) جنگل حارث آباد سفره ای پهن برای موشها (۱) جنگل حارث آباد مهمترین قربانی هنرنمایی مسئولین (۱) جنگل حارث اباد در استانه نابودی (۱) جهانبانان حسین خسروجردی نویسنده معاصرسبزوارو (۱) چرا «تاریخ بیهقی» شاهکار است؟ (۱) چرا اضافه وزن (۱) چرا بیهقی هیچ اشاره‌ای به فردوسی ندارد (۱) چگونگی انتخاب اول آبان به عنوان روز ملی بیهقی (۱) چگونه از کابینت های mdfنگهداری کنیم (۱) چند قدم تا نابودی ایستگاه تحقیقات حارث آباد (۱) چهار جشن موسمی در تاریخ بیهقی (۱) چهره ماندگار سال 1383 دکتر علوی مقدم (۱) حاج محمد فاضلی پور (٢) حارث آباد (۱) حارث آباد روستایی با بیشترین کامیون در کشور (۱) حارث آباد قطب اول پسته شهرستان سبزوار (۱) حج از نگاه دکتر شریعتی (۱) حجم و محتوای تاریخ بیهقی (۱) حدادعادل میهمان همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی 1393 (۱) حدادعادل و قول ثبت اول آبان به عنوان روز ملی بیهقی (۱) حدیث خداوندگی و بندگی (۱) حدیث خداوندگی و بندگی دکتر محمد دهقانی (۱) حدیث خداوندی و بندگی تحلیل تاریخ بیهقی از دیدگاه ا (۱) حسین (ع) هنوز مظلوم است (۱) حسین خسروجردی (٢) حسین خسروجردی در همراهی و همدلی با زلزله زدگان مرد (۱) حسین خسروجردی رمان نویس بزرگ سبزواری (۱۱) حسین خسروجردی رمان نویس بزرگ معاصر سبزوار (٢) حسین خسروجردی رمان نویس بزرگ معاصر سبزواری (۱) حسین خسروجردی رمان نویس سبزواری (۱) حسین خسروجردی رمان نویس معاصر سبزوار (۱) حسین خسروجردی نویسنده توانای معاصر سبزوار (٦) حسین خسروجردی نویسنده رمان تگرگ تاتار (۱) حسین خسروجردی نویسنده لطیف طبع خراسانی (٢) حسین خسروجردی نویسنده معاصر تاریخ وادب فارسی (۸) حسین خسروجردی نویسنده و رمان نویس فارسی (۱) حسین خسروجردی و خاطراتی ودبیرستان ابن یمین سبزوار (۱) حسین خسروجردیو نقد گروه داروگ (۱) حسین خسروجری مردی از جنس کویر صادق وبی ریا (۱) حسین منصور نژاد (۱) حضرت سلیمان و مورچه (۱) حضرت علی از دیدگاه دکتر شریعتی به بهانه تولد آن ام (۱) حضور مدیران غیر بومی در سبزوار (۱) حمله موش های دو پا به حارث آباد (۱) حمید حمیدیان (۱) حنیف افخمی ستوده‌ (۱) حکایت دزد و دلقک (۱) حکایتی زیبا از تاریخ بیهقی (۱) حیلت رها کن عاشقا (۱) خبرگزاری شبستان (۱) خبرنگار تاریخی سبزوار (۱) خبرنگاران عزیز به داد جنگل حارث آباد برسید (۱) خلاقیت در کارت عروسی یک سبزواری (۱) خواب مسئولان فرهنگی سبزوار (۱) خوشبختی چیست و خوشبخت کیست ؟ (۱) خوشناسی و درگیر شدن با خود (۱) خیال‌پردازی‌های بیهقی در تاریخ بیهقی (۱) داستان بوبکر حصیری به روایت بیهقی (۱) داستان آموزنده (۱) داستان افشین و بودلف (٢) داستان بر دار کردن حسنک وزیر (۱) داستان حسنک وزیر (٢) داستان حسنک وزیر تاریخ بیهقی (۱) داستان حسنک وزیر در تاریخ بیهقی (۱) داستان های عبرت انگیز (۱) داستان وارگی تاریخ بیهقی به قلم دکترسید احمد رضی د (۱) داستانک آموزنده (۱) داستانک معلم و دانش آموز (۱) دانشگاه حکیم سبزوار (۱) دانشگاه حکیم سبزواری (٢) دانشگاه علامه طباطبایی (۱) دانلود کتاب الکترونیکی تاریخ بیهقی (۱) در پی هتک حرمت به ساحت حضرت پیامبر(صلی الله و عل (۱) در حق خواجه ابوالفضل بیهقی کم لطفی شده است (۱) در روشنایی های اتاق تاریک (۱) در و دل های خداوند (۱) دربار وبردار نمایشی با اقتباس از داستان حسنک وزیر (۱) درد دلی با خدا (۱) دعا جهت رفع غم (۱) دعوتنامه مراسم بیهقی خوانی در محل بیهقی (۱) دفع غیر اصولی زباله های سبزوار (۱) دل خوش از آنیم که حج میرویم (۱) دلسوزی عزرائیل (۱) دلنوشته ای برای استاد محمود دولت آبادی (۱) دمهدی سیدی (۱) دَمی با جلوه های ِ جانِ محمود دولت آبادی (۱) ده درس خنده دار (۱) ده فایده مهم لبخند زدن (۱) دوست از نظر بزرگان (۱) دکتر محمّد جعفر یاحقّی (۱) دکتر ابوالقاسم رحیمی استاد ادبیات ت (۱) دکتر احمد رضی (۱) دکتر احمد رضی عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان (۱) دکتر استاجی دانشگاه تربیت معلم سبزوار (۱) دکتر الهه معروضی (۱) دکتر جواد حدادنیا رئیس دانشگاه حکیم سبزورای (۱) دکتر حسن بلخاری (۱) دکتر حسن دلبری (۱) دکتر حسن دلبری شاعر برجسته سبزواری و بیهقی (۱) دکتر حمید عبداللهیان (۱) دکتر حورا یاوری (۱) دکتر خلیل خطیب رهبر (۱) دکتر راشد محصل (۱) دکتر سلیمانی دانشگاه هنر اصفهان (۱) دکتر سهیلا صلاحی‌مقدم و جایگاه زنان در روزگار بیهق (۱) دکتر سید احمد رضی (۱) دکتر سید جعفر حمیدی (۱) دکتر سید محمد علوی مقدم (۱) دکتر سیدمحمد علوی مقدم استاد برجسته و چهره ماندگار (۱) دکتر سیده شکوفه اکبرزاده (۱) دکتر سیدی (۱) دکتر طالبی شهردار سبزوار (۱) دکتر عباس میلانی (۱) دکتر عبدالرضا مدرس زاده (٢) دکتر علوی مقدم در همایش ابوالفضل بیهقی (۱) دکتر علی شریعتی (٢) دکتر غلامحسین یوسفی (۱) دکتر غلامعلی حدادعادل (۱) دکتر فاطمه نعنا فروش (٢) دکتر فروغ صهبا (۱) دکتر فروغ صهبا عضو هیات علمی دانشگاه اراک (۱) دکتر فروغ صهبا و تاریخ‌گرایی نوین به تاریخ بیهقی (۱) دکتر قاسم صحرائی (۱) دکتر قاسم صحرایی استاد دانشگاه لرستان (۱) دکتر محمد جعفر بیقهی (۱) دکتر محمد جعفر یا حقی (۱) دکتر محمد جعفر یاحقی (۳) دکتر محمد حسن صنعتی (۳) دکتر محمد دهقانی (۱) دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی (۱) دکتر محمدجعفر یاحقی (۱) دکتر محمدرضا حسنی جلیلیان (۱) دکتر مدرس زاده (۱) دکتر مریم حسینی استاد ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا (۱) دکتر مهیار علوی مقدم (٢) دکتر میرجلال‌الدین کزازی (۱) دکتر یاحقی (۱) دکترمدرس زاده عضو هیات علمی دانشگاه آزاد کاشان (۱) دیبای خسروانی (٢) دیبای زربفت (۱) دیدگاه منتقدان درباره بیهقی (۱) ذکر بر دار کردن حسنک وزیر رحمه الله علیه (۱) ربعین حسینی (۱) رحلت پیامبر اکرم (ص)‌ (۱) رسول خدا (صل الله علیه و آله) (۱) رضا حارث آبادی (٧٩) رطب خوذده کی منع رطب کند (۱) رفتار مدیران (۱) رُمان یار حسین خسروجردی (۱) رمان یا حسین خسروجردی (۱) رمان یار حسین خسروجردی (۱) رمــــز عــاشــقـی شعری از تینا ف (۱) رنگ سال (۱) روابط عمومی شهرداری سبزوار (۱) روان شناسی شناختی ابوالفضل بیهقی (٢) روانشناسی شخصیت بیهقی (۱) روانشناسی کار (۱) روایت (۱) روایت‌شناسی (۱) روایت ابوالفضل بیهقی مورخ بزرگ ایرانی از آیین نورو (۱) روایت در تاریخ بیهقی (۱) روایت سپهسالار غازی در تاریخ بیهقی (۱) روایت فروگرفتن اریارق سالاز بزرگ غزنوی (۱) روایت و روایت پژوهی درتاریخ بیهقی (۱) روایتی شیرین و دیدنی بیهقی (۱) روح‌الله مهدی‌پورعمرانی (۱) روز اول آبان ماه بنام ابوالفضل بیهقی (۱) روز اول ابانماه روز ملی بیهقی (٢) روز بزرگداشت بیهقی در آستانه فراموشی (۱) روز خبرنگار (۱) روز زن (۱) روز ملی ابوالفضل بیهقی روز اول آبان (۳) روز ملی ابوالفضل بیهقی روز اول آبان به نام (۱) روز ملی ابوالفضل بیهقی (٤) روز ملی ابوالفضل بیهقی از رویا تا واقعیت (۱) روزگار محمود غزنوی چهار فصل گمشده‌ی تاریخ بیهقی (۱) روزملّی بزرگداشت بیهقی (۱) روزه و رژیم غذایی (۱) روستای حارث آباد سبزوار (٦۳) روستای حارث آباد سبزوار زادگاه ابوالفضل بیهقی (۱٠۸) روستای حارث آباد شهرستان سبزوار (۱) روستای حارث اباد سبزوار (۸) روستای حارث اباد شهرستان سبزوار قسمت اول (۱) روستای فسنقر سبزوار (۱) روستای گاچ سبزوار (۱) روستای کیذور و دیوانخوی (۱) روضه‌ های رضوانی، دفتر شعرهای ابوالفضل بیهقی (۱) روضه های رضوانی دفتر شعرهای آزاد ابوالفضل بیهقی (۱) رونمایی از دو کتاب تازه تألیف در حوزه ادبیات فارسی (۱) ریچارد باخ (۱) زادگاه ابوالفضل بیهقی (۱) زخمی کاری بر تن رنجور حارث آباد (۱) زلزله خراسان جنوبی، زهان، شاج نویسنده: عبداله باق (۱) زمانه زندگی و کارنامه ی بیهقی (۱) زنان تاثیرگذار ایرانی در تاریخ بیهقی و شاهنامه فرد (۱) زنان در تاریخ بیهقی چه جایگاهی دارند؟ (۱) زندگـی زیباسـت چشمـی بـاز کـن - مولانا (۱) زندگی نامه ابوالفضل بیهق (۱) زندگی نامه استاد حسین خسروجردی (۱) زندگی و گذر عمر گرانمایه (۱) زندگینامه دکتر محمد جعفر یاحقی (۱) زیباترین داستان ادبیات فارسی از ابوالفضل بیهقی (۱) ژان پل سارتر (۱) سابقه تصحیح تاریخ بیهقی (۱) ساختار روایت در تاریخ بیهقی (۱) سال 1393 بر تمامی بهاریان مبارک (۱) سبزوار پایتخت نثر ایران (۱) سبزوار پایتخت نثر فارسی (۱) سبزوار شهر ارغوان های مشکبار (۱) سبزوار شهری بدون مسئول فرهنگی (۱) سبزوار نیوز (٢) سبزوار و نیشابور دو شهر هم تاریخ و همچند (۱) سبزوارپژوهی و بیهق پژوهی (۱) سبوس چیست؟ (۱) سبک زندگی اسلامی ایرانی در تاریخ بیهقی (۱) سخنرانی دکتر علی شریعتی در دانشکده نفت آبادان (۱) سرود رسمی مسابقات المپیک 2012 لندن (۱) سعید فاضلی پور در نمایش دربار و بردار (۱) سفیر سابق ایران در یونسکو (۱) سلام سربدار (۱) سلام ششتمد (۱) سلطان مسعود (۱) سلطان مسعود و خوردن بیست و هفت ساتگین نیم منی شراب (۱) سلوک محمود دولت آبادی (۱) سهراب سپهری (۱) سهرابی سپهری (۱) سکوت بی انتها وبلاگ محمد اکبری (٢) سیدحکیم بینش (۱) سیدنورالله رضوی مدیر فرهنگی دانشگاه حکیم سبزواری (۱) سیر تحول تیپ مردان ایرانی در 100سال (۱) سیزدهم رجب ولادت حضرت علی (ع) و بزرگداشت (۱) سیما وزیرنیا (۱) شاعر مجتبی حیدری (۱) شاعرانگی در تاریخ بیهقی (۱) شاعرانگی های بیهقی (۱) شاهنامه و تاریخ بیهقی دو ستون ادبیات فارسی اند (۱) شب از طهران تا تهران (۱) شخصیت بیهقی (۱) ششمین همایش بزرگداشت روز ملی ابوالفضل بیهقی (۱) ششمین همایش مراسم بزرگداشت روز ملی ابوالفضل بیهقی (۱) ششمین همایش ملّی ابوالفضل بیهقی اول آبان 1395 (۱) شعر بیهقی (۱) شعر سبزواری/ اینجه سبزوارس (۱) شعر قلم به دست ابوالفضل بیهقی باشد (۱) شعر محلی سبزواری (۱) شعر مدرسه عشق (۱) شعر مرگ ناصری احمد شاملو (۱) شعر نه نه گل محمد قهرمان داستان کلیدر (۱) شعرهایی از ابوالفضل بیهقی (۱) شعری از آرش – به یاد ابوالفضل بیهقی (۱) شعری از علی مظفر درباب حسنک وزیر (۱) شعری در محکومیت توهین به پیامبر اسلام (۱) شمه ای از داد وَری های ِ تاریخ بیهقی (٢) شناخت ادبی تاریخ بیهقی (۱) شهادت امام حسن (ع) (۱) شهادت امام رضا (ع) (۱) شهر کتاب (٢) شهرستان سبزوار خراسان رضوی (۱) شهرکتاب آناهید خزیر (۱) شهید حارث آباد (۱) شهید قاسم اخلاقی اهل روستای حارث آباد (۱) شورای فرهنگ عمومی (۱) صادق هدایت (٢) صادق هدایت ما توی سر گردنه زندگی می کنیم (۱) صنایع ادبی در تاریخ بیهقی (۱) صنایع چوب طاهای بیهقی (۱) ضمیر ناخودآگاه (۱) طنز و طعنه در تاریخ بیهقی محمّد جعفر یاحقّی (۱) طنزنان حلال (۱) طنزهای اجتماعی مملی (۱) ظرفیت های ادبی تاریخ بیهقی (۱) عبدالله انوار مترجم و پیش کسوت علم نسخه شناسی (۱) عدم برگزاری بزرگداشت ابوالفضل بیهقی (۱) عروسی از بلندی های جولان (۱) عزاداری در تاریخ بیهقی (۱) عشق مرد از نگاه دکتر شریعتی: (۱) علل روانشناختی خنده : (۱) علی‌اصغر محمدخانی (۱) علی‌اکبر باقری خلیلی (۱) علی محمدی­ نژاد دانشجوی کارشناسی ­ارشد (۱) علی مظفر فرزند کویر سبزوار (۱) علیرضا پور شبانان (۱) علیرضا کمری تاریخ‌پژوه و محقق (۱) عکس تعزیه روز عاشورا ی محرم سال 1390در روستای حار (٢) عکس حسین خسروجردی نویسنده توانای رمان فارسی (۱) عکس ختنه سوران (۱) عکس محرم 1391 روستای حارث اباد شهرستان سبزوار (۱) عکس های محرم 1393 روستای حارث اباد (٢) عکسهایی از مراسم عزاداری محرم 1392 حارث آباد (۱) عید حجاج (۱) عید سعید فطر مبارک بیاد (۱) عید سعید قربان مبارک باد (۱) غایبان بزرگ همایش ملی بیهقی درروز اول آبان 1392 (۱) غزل از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی (مستی سلا (۱) غزل از مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی رومی (غزل (۱) غزنین پایتخت فرهنگی جهان اسلام (۱) فاطمه فاطمه است (۱) فاطمه گریوانی (۱) فرا رسیدن ماه ربیع مبارک باد (۱) فراخوان مقاله جهت همایش ملّی ابوالفضل بیهقی (۱) فردوسی و بیهقی دو ضلع زبان فارسی (۱) فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۱) فروگرفتن حاجب غازی (۱) فریدون حلمی (۱) فصلنامه سیاسی ادب و فرهنگی گیلان ما (۱) فصلنامه علمی پژوهشی متن پژوهی ادبی (۱) فقر فرهنگی (۱) فلسفه‌ی تاریخ از دیدگاه بیهقی (۱) فلسفه تاریخ از دیدگاه ابوالفضل بیهقی (٢) فهمید که : (۱) فواید خندیدن و شاد بودن (۱) قابل توجه خبرنگاران محترم از باجاباج آذزبایجان تا (۱) قابل توجه خبرنگاران محترم پس از زلزله چه می گذرد ؟ (۱) قابل توجه مسئولین محترم شهرستان سبزوار (۱) قاضی بست (۱) قاضی بُست (٢) قاضی بُست و دیگاه پروفسور فضل‌الله رضا (٢) قاضی بُست و دیگاه پروفسور فضل‌الله رضا بخش دوم (۱) قـدرت کلمـات را دسـت کـم نگیـریم (۱) قرآن (۱) قی استاد مسلم نثر فارسی (۱) قیامت (۱) گرگ زاده ای که گرگ نبود (۱) گروه ادبیات فارسی آموزش و پرورش خراسان رضوی (۱) گروه ورشرنگ سبزوار (۱) گزارش ایرنا از همایش بزرگداشت بیهقی (۱) گزارش تصویری بزرگداشت ابوالفضل بیهقی (۱) گزارش تصویری درس گفتارهایی درباره‌ی بیهقی (۱) گزارش همایشی بنام ابوالفضل بیهقی در سبزوار (۱) گزینشی از شاهکارهای بیهقی (۱) گفتمان‌های فراتاریخی در تاریخ بیهقی (۱) گل های زیر پنجره داستان نویسی سبزوار (۱) لاهوتی کرمانشاهی (۱) لاهوتی کرمانشاهی زهی دل آفرین دل مرحبا دل (۱) لباس زن از نظر دکتر شریعتی (۱) لشکرکشی موش ها به جنگل حارث آباد سبزوار (۱) لیلة المبیت (۱) لینک کانال و سوپر گروه تاریخ بیهقی ابوالفضل بیهقی (۱) لیونل مسی مسلمان شد؟ +سند (۱) ما ایرانی ها دقت کردین تـرول های مـاندگار (۱) ما کُهنِه نیستیم ، کُهَنیم / به مناسبت شب یلدا (۱) ماجـرای یک عـروسی‌ غم‌ انگیـز (۱) ماه مبارک رمضان (۱) ماه محرم امام حسین (٢) ماهنامه تجربه (۱) ماهیت زبان در تاریخ بیهقی (۱) ماهیت زبان در تاریخ بیهقی داستان افشین و بودلف (۱) مبانی دراماتیک داستان حسنک وزیر (۱) متن تاریخ برجسته بیهقی ثبت جهانی می شود (۱) متن روز پدر (۱) متن روز معلم (۱) متن شعر تو نسیم خوش نفسی (۱) مثلث خراسانی : حسنک وزیر، بیهقی، دولت آبادی (۱) مجله اینتر نتی سبزواریها (۱) مجله اینترنتی اسرارنامه (٢) مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار (٧) مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار (۸) مجله تخصصی بخارا (۱) مجموعه درس گفتارهایی درباره‌ بیهقی در شهرکتان (۱) محرم 1391 روستای حارث اباد به روایت تصویر (۱) محرم 1392 روستای حارث آباد (۱) محرم 1393 حارث اباد سبزوار (۱) محسن آشتیانی پژوهشگر ایرانی (۱) محلی خراسانی (۱) محمد اکبری و نمایش دربار وبردار (۱) محمد رضا حاج بابایی (۱) محمد صدرا حارث آبادی (۱) محمد عبدالله زاده ثانی محقق وکارشناس باستان شناسی (۱) محمد علی سپانلو و بیهقی (۱) محمدرضا محسنی ثانی (۱) محمدصدرا عزیز دلم (۱) محمود بیهقی (۱) محمود دولت آبادی (۸) محمود دولت آبادی بزرگترین رمان نویس معاصر (٤) محمود دولت آبادی بیهقی را آموزگار مهم خود می دانم (۱) محمود دولت آبادی در شهر کتاب (۱) محمود دولت آبادی رمان نویس برجسته سبزواری (٦) محمود دولت آبادی گلواژه های ماندگار (۱) محمود دولت آبادی نامزد جایزه کتاب داستانی آمریکا (۱) محمودبیهقی نویسنده شهیر معاصر سبزوار (۱) محموددولت آبادی (۱) محود دولت آبادی در همایش ابوالفضل بیهقی (۱) محور سبزوار به حارث آباد (۱) محکومیت توهین به ساحت حضرت روسول اکرم (۱) مدرسه حارث آباد (۱) مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری (۱) مراسم بیهقی خوانی تاریخ بیهقی (۱) مراسم بیهقی خوانی در حارث آباد (۱) مراسم بیهقی خوانی کتاب تاریخ بیهقی در زادگاه بیهق (۱) مراسم بیهقی خوانی کتاب تاریخ بیهقی اثر ابوالفضل بی (۱) مردم آذربایجان تسلیت تسلیت (۱) مرضیه زلیکانی (۱) مرغ وپوست مرغ و همسایگی (۱) مرگ بیهقی (۱) مریلین رابینسون والدمن (۱) مسئولین محترم شهرستان سبزوار (۱) مصدق مردی از جنس آزادی (۱) معرفی جامع و کلی از شهرستان سبزوار (۱) معرفی روستای حارث آباد شهرستان سبزوار (٢) معرفی سوپر گروه تلگرام دوستداران تاریخ بیهقی (۱) معرفی گروه هنری ورشرنگ سربداران سبزوار (۱) معرفی مختصری در مورد آقای حسین خسروجردی (۱) معرفی کامل بیهقی و تاریخ بیهقی (۱) معرفی کتاب کوشش پروانه به قلم استاد حسین خسروجردی (۱) معلم شهید دکتر شریعتی (٦) معلم شهید دکتر علی شریعتی (٥) معلم عزیز (۱) مفاخر تعزیه سبزوار (۱) مفاخر حارث آباد (۱) مفاخر سبزوار و بیهق (۱) مقاله سور و سوگ در تاریخ بیهقی (۱) مقام معظم رهبری (۱) مقایسه تاریخ بیهقی وشاهنامه فردوسی (۱) ملاحسین واعظ کاشفی (۱) منش متناقض بیهقی در شناخت فلسفه‌ی تاریخ (۱) منصوره اتحادیه (۱) منطقه حفاظت شده شیر احمد سبزوار (۱) مهدی حارث آبادی دانشجوی کارشناسی ارشد پرستاری (۱) مهدی سیدی (۱) مهدی سیدی پژوهشگر و مصحح تاریخ بیهقی (۱) مهدی سیدی عضو هیات مدیره فرهنگسرای فردوسی (۱) مهدی مقصودی (٢) مهدی موعود ( عج) (۱) مهر پدر و فرزندی (۱) مهرداد اوستا (۱) مهریه ازدواج در ایران (۱) مهندس طالبی شهردار سبزوار (۱) مهندس مرتضی طریقتی (۱) موفقیت (۱) مولانا (۱) نابودی جنگل حارث اباد 2 (۱) نازنین فرزاد عضو هیئت علمی دانشگاه گرمسار (۱) نام آوران سبزوار ملاحسین واعظ کاشفی (۱) نام اصلی تاریخ بیهقی (۱) نثر بیهقی‌ (۱) نثر پارسی نیز مدیون ابوالفضل بیهقی (۱) نثر تاریخ بیهقی (۱) نثر تاریخ بیهقی جریان ساز است (۱) نثرنویسی به سبک بیهقی (٢) نحوه نامگذاری روزها و مناسبت های خاص (۱) نشریه ستاره شرق (۱) نشریه صبح نیشابور (۱) نظریه ادیبان و مورخان درباره بیهقی (۱) نقد رمان جهانبانان حسین خسروجردی به قلم اسحاقیان (۱) نقد دروغ‌بستن‌ها بر سبک نگارش بیهقی (۱) نقدی بر اثر فاخر و جدید گروه موسیقی داروگ سبزوار (۱) نقش صدا و سیما در شناخت بیهقی (۱) نقش غلامان در تاریخ بیهقی (۱) نگاهی به تاریخ بیهقی و ترجمه انگلیسی آن (۱) نگاهی به چند شخصیت در تاریخ بیهقی (۱) نگاهی تحلیلی به حوزه ادبیات داستانی دیار سربداران (۱) نگاهی دراماتیک به داستان حسنک وزیر (۱) نماینده مردم سبزوار در مجلس شورای اسلامی (۱) نوایی نوایی (۱) نوستراداموس (۱) نون نوشتن محمود دولت آبادی (۱) نکات و ترکیبات نامانوس در تاریخ بیهقی (۱) نکته ادبی درخصوص تنفر (۱) نیازی به انتقام نیست (۱) نیایش های پیامبر (ص) (۱) هفت سین ایرانی (۱) هفتم آبان روز کوروش گرامی باد (۱) همایش‌‌علمی بزرگداشت بیهقی (۱) همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی (٢) همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی سبزوار (٢) همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی اول آبانماه 1393 (۱) همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی در اول آبان سبزوار (۱) همایش بزرگداشت ابوالفضل بیهقی عکس (۱) همایش بزرگداشت بیهقی اول آبانماه در شهرستان سبزوار (۱) همایش ملی معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی (۱) همایشی کوچک برای یک نویسنده بزرگ (۱) همه چیز درباره درختچه تاغ (۱) همه حج می روند، ما حج بیاوریم (۱) هنر نویسندگی ابوالفضل بیهقی (٢) هنر نویسندگی بیهقی (۱) هنر نویسندگی بیهقی از نظر محمود دولت آبادی (۱) واژگان کهن زبان فارسی را مرهون بیهقی (۱) وب سایت سبزوار فرهنگ (۱) وب سایت گروه ورشرنگ (۱) وبسایت خانه فرهنگ دانشجو (۱) وبلاگ سبزوار شهر برترین ها (۱) وبلاگ سرزمین تاریخ (۱) وبلاگ عبداله باقری حمیدی (۱) وحید ششتمدی (۱) وزیری امیر حسنک (۱) وزیری امیر حسنک در جمع پرفروش‌ترین کتاب‌های هفته ا (۱) ویژگی خاص آیه الکرسی (۱) ویژگی سخن ابوالفضل بیهقی (۱) ویژگی های تاریخ بیهقی (۱) ویژگی های سلطان مسعود از نگاه ابوالفضل بیهقی (۱) کابینت طریقتی (۱) کاریکاتور های وبلاگ طنز اجتماعی مملی (۱) کامیون داران حارث آباد سبزوار (۱) کامیون های روستای حارث آباد (۱) کانال تلگرام ابوالفضل بیهقی (۱) کتاب بیهقی پژوهشی در ایران (۱) کتاب بیهقی پژوهی تالیف دکتر احمد رضی (۱) کتاب تاریخ بیهقی روایتی سینمایی (۱) کتاب دهانه‌های آتش (۱) کتاب ماهگل حسین خسروجردی نویسنده معاصر سبزوار (۱) کتاب های بیهقی (۱) کتاب کوشش پروانه به قلم استاد حسین خسروجردی (۱) کتابخانه شخصی دکتر علوی مقدم مرکز بیهقی پژوهی (۱) کربلایی عباس پور اشرف (٢) کلمات پرمعنی (۱) کلنل محمود دولت آبادی (۱) کلیات شمس تبریزی (۱) کلیدر (۱) کلیدر محمود دولت آبادی (۱) کلیدر محود دولت آبادی (٤) کلیدر و تاریخ بیهقی (۱) کلیفورد ادموند بازورث (۱) کم کاری اساتید دانشگاه های سبزوار درباره بیهقی (۱) کمک دکتر علوی مقدم به بزرگداشت ابوالفضل بیهقی (۱) کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر سبزوار (۱) کنایه های ادبی تاریخ بیهقی (۱) کوروش پادشاه جاودانه ایران زمین (۱) کوروش کبیر (۱) کوشش پروانه به قلم حسین خسروجردی (۱) کوه میش سبزوار (۱) کینه و نفرت (۱) یادش بخیر بچه بودیم (۱) یادمان بیهقی (۱) یادنامه ابوالفضل بیهقی (۱) یادی از بونصر مشکان استاد ابوالفضل بیهقی (۱) یلدا این جشن دهقانی کهن (۱) یک شمعدانی برای دختر رحمان (۱)
دوستان من اسرار نامه سبزوار امير منصور شيرازيان نايلون سپيد امیر نعمتی لیمائی سرزمین تاریخ انتشارات بیهقی کتاب انجمن داستان بیهقی پایگاه اینتر نتی بین الحرمین زاهدان تاو پِلج ترک سیگار جشنواره فرهنگی هنری بیهقی خانم ربابه ( فرزانه ) دریاباری خانه فرهنگ دانشجو سبزوار خرید پد کینوکی خرید ساعت زنانه تباد لینک دکتر ابوالقاسم رحیمی دکتر احمد خواجه ایم دکتر الهه معروضی نیستان دکتر سید مهدی زرقانی دکتر سیمین رودکیان تحلیل ادبیات دکتر علی شریعتی دکتر فاطمه نعنا فروش دکتر محمد جعفر یاحقی دکتر مریم حسینی دکتر مهیار علوی مقدم دکترعبدالرضا مدرس زاده باران فرهنگ دوستداران دکتر شریعتی سبزوار آنلاین سبزوار برتر وبلاگ مصطفی سبزواری سبزوار پیام سبزوار نیوز سلام سربدار سبزوار شاهدان کویر مزینان شركت توليدي نايلون سپيد صبح سبزوار طبیعت دوستان سبز سبزوار طنز اجتماعی مملی عینک ریبن اصل عینک ویفری فرشگرد وبلاگ آناهید خزیر فیس بوک حارث آبادی 1 فیس بوک حارث آبادی 2 کافی کتاب ادبی کتابحانه عمومی حاج ملاهادی سبزوار کَهنه ، ای سرزمین قوم کُهن گلهای حسرت عبدالله باقری حمیدی گن لاغری مجله اینترنتی سبزواری ها محمد اکبری سکوت بی انتها مهتاب بلالی جغرافیای سبزوار موسسه شهر کتاب نایلون سپید هفته نامه سرارسری سهند تبریز سردبیر: عبدالله باقری حمیدی وب سایت رسمی روستای حارث آباد وبلاگ حمید رضا سید نیا استاد و نوازنده دف و تنبک سبزوار وبلاگ روستای دارین سبزوار وبلاگ مقصودی یار شهردار محترم شهرستان سبزوار پرتال زیگور طراح قالب